پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/21

پدر و مادرها

سلام وقت بخیر ما خانواده با ابرویی هستیم منتها مادرم بشدت کمالگرا و سختگیر و وسواسی هستن که این موضوع باعث تنش مداوم هرروز و هر لحظه اعضای خانواده میشه یا باید کلا ازایشون دورباشیم تا ارامش داشته باشیم یا تو خودمون بریزیم و اذیت بشیم یا درگیر تنش بشیم.پدر و مادرم قدرت تصمیم گیری بسیار ضعیفی دارن و همش ما بچه‌ها باید بهشون بگیم چیکار کنید که بحرفمونم گوش نمیدن رفتارهاشون باعث میشه مهمونی سفر خواستگاری و... خوب پیش نره ما بجای اینکه بفکر پیشرفت و رشد و ایندمون باشیم همش درگیریم و دنبال ارامش که ذهنمون اروم بگیره تا روزمون بگذره. تواین وضعیت واقعا چیکار میشه کرد ما سن های ازدواجمون بالا رفته وقتی خواستگار میاد هیچ امیدی ب وصلت ندارم چون میدونم بیان این وضعیتو ببینن فرار میکنن. کی بدون خانوادش خوشبخت شده که من بشم. نمیتونمم تغییرشون بدم. واقعا کی به داد امثال ما میرسه.
1404/07/09

خواستگار

سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم و پشت کنکوریم از دعواهای پدر و مادرم خسته شدم می خوام زودتر ازدواج کنم برم سرخونه و زندگی خودم ولی خواستگار ندارم خیلی دوست دارم زود ازدواج کنم
1403/09/18

سوال 995838

بهم تومشکل خانوادگی باخانواده گفتیدکه اگه میتونم اذیت میکنن منویاحال دل وروحم بده اینجابافرزندم خونه بگیرم یاسرکاربرم من کل خانوادم شاغلن وازدوسالگی بچم طلاق گرفتم کسی نداشتم برام نگرداره تاالان که من برم سرکارنگرنداشتن اونهاهم بنابرلج ولجبازیه که چراباهمسرسابق ازدواج کردم وچرابچه اوردم وکلایه کینه ونفرتی مادرم توسینه داره واصلامنوبچم توتنش ودرگیری جنگ عصابیم وهیچگونه ارامش ندارم کلاحالم خسته وداغون وبده من شرایط مستقل شدن ندارم چون حمایت مالی نمیکنن که منم که کارنکردم پول داشته باشم تواین اوضاع گرونی وجامع الان شرایط کارهم ندارم برم بابچه دانش اموزومدرسه ودست تنهابدون اینکه کسی باشه نگهدارش باشه.گاهی احساس میکنم ته خطم امیدم فقط خداوبچه ای که باهاش نفس میکشم .شرایط ازدواج وزندگی هم برام مشکل شده ادم خوب ودرست وایده ال هم پیدانشده وهمشون پرمشکل ایرادمن چیکارکنم اروم باشم گاهی رفتارای این هاجوری اذیتم میکنه دق ودلیموسرطفل معصومم خالی میکنم احساس عذاب وژدان دارم ازاینکه بچه اوردم داره عذاب میکشه چراپدرخوب نداشت چرامادرخوبی نداره براش رفاه وارامش بسازه چراتوی منگنه وفشارم چرادرم همه جوره بسته هست وهمیشه توخودم ناراحت توفکروتوحرص وجوشم گاهی میگم چطورتاحالادق نکردم وسروپام چیکارکنم اروم بشم فکروخیال نکنم من که جزخداپناهی ندارم وامیدی چهارساله دارم صداش میکنم بعدطلاق امانه ازدواجی نه حمایت خانواده وچیزی نه احساسی عاطفی نه مالی نه نگهداری ازبچه که سرکاربرم دلم میخادیکی بیادبهم بگه فقط چیکارکنم راهی که من نمیدونم...🥺
1403/07/30

بار مسئولیت سالمندی و انتخاب ازدواج

سلام دختری ۳۹ ساله هستم زندگی به شدت سختی دارم وظیفه نگهداری از پدر و مادر سالمند.همش باید مراقب مادرم باشم که زمین نخورد.خسته شدم نمیتوانم بیرون برای انجام دندانپزشکی برم چون مادرم نمی‌تواند تنها بماند و اینکه بسیار قدر نشناس و پرتوقع هستند.آیا ازدواج میتواند برای فرار از این زندگی به من کمک کند!!!!یا نه بدبختی همچنان ادامه دارد.....
1403/05/01

سوال 994629

سلام چرا پدر خانه یه طوری رفتار میکند انگار بچه ۱۶ ۱۵ ساله است با دخترش لجبازی میکند چیزی که حساس و خوشش نمیاد انجام میده که عصبی بشه و چرا پدرها یه و دوبهانه میگیرند تا برخلاف منفی میدیم شروع به فحش و ناسزا و کتک زدن میکند مگه دخترش قتل پدر و مادر پدرش شده یا دختر نمیخواست برای دختر و پسر بدنیا میاورند ؟؟؟
1403/04/14

سوال 994411

سلام خدمت دوستان عزیزم من8ساله که جدا شدم 37سالمه. تو زندگی اولم از روز اول تا آخر هیچ چیزی جز خیانت و دعوا نداشتم هیچ لذتی از زندگی مشترک ندیدم خیلی سایت همسریابی ثبت نام کردم اما نمیتونم به راحتي اعتماد کنم اینجا هم ثبت نام کردم ولی انقد عذاب کشیدم حقیقتا میترسم از اعتماد دوباره .چون زندگی اولم هر ساعتش دعوا بود و خیانت...(خیلی دوست دارم با یکی بزرگتر از خودم ازدواج کنم .)لطفا راهنمایی کنید
1403/04/13

سوال 994401

من دختری ۴۵ ساله ام و از ۲۳ سالگی دارای خواستگاران متعددی در بین همکارانم بودم.ولی چون پدر و مادرم رابطه خوبی با هم نداشتن همیشه از ایجاد رابطه با خواستگارانم حتی برای صحبت در مورد ازدواج هم ترسیدم و بدون بررسی سریع آنها را رد کردم گویی کار خلافی میخواستم بکنم.هیچوقت حاضر نشدم قدمی جلو بزارم و حتی از ایجاد ارتباط هم ترسیدم و از طرفی هم الان انتخاب همسر از طریق سایت ها هم برام دچار تردیدم که مبادا نتیجه دلخواه را نداشته باشه میشه راهنماییم کنید.
1403/04/05

سوال 994311

سلام وقت بخیر دختری هستم در سن ازدواج که درحال حاضر درگیر مشکلات خانوادگی جر و بحث ها و دعواهای پدر و مادرم بخاطر خیانتش هستم و بی نهایت سردرگم و ناامید که اخر این داستان چی میشه کار به شکایت و دادگاه کشید و بعد هرجلسه اینا دعوا دارن و من الان ذهنتیم طوری شده که بخوام اردواج کنم میدونم ذهن مریضی خواهم داشت و شکاک میشم همش اجتمال خیانت و طلاق رو تو زندگی خودم میدم و از این بابت ناراحتم دو سوالی که دارم اینه که اول با خانوادم چیکار کنم چون هرچی میخوام درگیر نباشم خودمو کنار بکشم ناخواسته دوباره مجبور میشم درگیر این قضیه بشم دوم اینکه ذهنیت و باورهای خودمو چطور کنترل کنم تو زندگی خودم واقعا بنظرتون الان وقت مناسب ازدواجه با این شرایطم؟
1403/03/27

سوال 994222

سلام، من دختری ۴۰ ساله ساکن تهران هستم که بخاطر شرایط خانواده (بی بندو باری اخلاقی پدرم، اعتیاد یکی از برادرم و خودکشی یکی از برادرهام) از ۳۰ سالگی تا الان فقط ۳نفر خواستگار داشتم که اونها هم مشکل اعتیاد و ظاهر نامناسب داشتن، تقصیر من چیه که باید چوب همچین خانواده ای رو بخورم، من چی کار کنم؟ تا آخر عمر بخاطر خانواده ام تنها بمونم؟ یا برم واسه خودم خونه بگیرم و جدا از خانواده زندگی کنم و به همه بگم پرورشگاهیم؟