پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/19

سوال 996073

سلام. مورد خواستگاری دارم اکثر شرایط خوب است اما رفتیم مشاوره و تست دادیم مشاور گفت هر دو اضطرابمان بالاست. خواستگارم دچار وسواس هستند. میخواستم بدونم آیا دو نفری که اضطرابشان زیاد است و اضطراب آقا بالاتر هم هست درست نیست با هم ازدواج کنند؟ در طی آشنایی هم چندین بار بخاطر وسواس فکری آقا حال بدی به وجود امد مثلا من میگفتم ناراحتم گریه میکنم آقا میگفتند نکنه افسردگی داری درحالیکه افسردگی ندارم و به جای اینکه بپرسند چرا و همدردی کنند میگفتند نکنه افسردگی داری
1403/10/17

سوال 996040

من حالم خوب نیست دستم به جایی بند نیست دیگه تحمل ندارم روز به روز بدتر به کسی هم نمیتونم بگم نمیخوام کسی بدونه و منو بشناسه ولی کمک میخوام واقعا حالم بده و این حال رو جسمم تاثیر گذاشته و تپش قلب گرفتم ایمانم به خدا هست که نگهم داشته فقط دلم میخواد با کسی حرف نزنم دلم میخواد گم بشم حتی
1403/08/01

سوال 995528

سلامدختری هستم ک تجاوز شده بهم ولی هر خواستگاری ک واسم می یومد و شرایطمو بهش میگفتم درخواست رابطه دارن و نمیدونم چی کنم؟
1403/04/12

سوال 994390

من‌عصبی شکاک هستم‌چیکار بایدبکنم‌مشگلم‌حل شه
1401/05/15

سوال 18513

سلام وقت بخیر دختری هستم ۱۷ساله در خانواده مذهبی .بنده از کلاس چهارم دبستان خواستگار داشتم در صورتی اصلا در خانواده ی ما رسم نیست در سن کم ازدواج کنن .خیلی تمایل به ازدواج دارم چون باعث میشه مانند واکسنی در برابر گناهان حفظ کند و به وعده ی قرآن آرامش را فراهم کند ...حدود چهار سال پیش به پسر عموم علاقه مند شدم و به دلیل شرایطی که بود نمیدونم خوب یا بد احساسم را نتونستم منتقل کنم ولی خانواده ام مطلع بودن از حالم ولی با ازدواج با پسر عموم مخالف بودن(البته از نظر عقلم هم مورد خوبی نبودن اما بسیار در قلبم نفوذ کرده بودن)،با تمام سختی های عشق یک طرفه زندگی کردم و درس خواندم و در این زمان هم خواستگار های زیادی داشتم و حتی یکی شان هم به مراحلی کشیده شد ،اما به دلیل تفاوت درونگرا و برونگرا بودنمون اونا رفتن خیلی بهم لطمه وارد شد ...خیلی از خدا کمک خواستم که پسر عمویم و این مورد را فراموش کنم اما گاهی اوقات آنقدر فشار روحی زیادی وارد میشود که حتی به خودکشی هم فکر میکنم لطفا کمکم کنید ( مشاوره هم خیلی رفتم اما فایده ای نداشتند،در یکی از مشاوره ها هم فرمودند که از سن ۱۷تازه اوج خواستگار ها شروع میشود اما ....دیگر خبری نیست و انگاری میخواستند بچگی مرا خراب کنن و برن...)دوستانی که این پیام بنده را میخونن توجه داشته باشن بدی بنده و امثال من را پای دین و مذهب ننویسید...التماس دعا
1401/05/14

سوال 18498

سلام و وقت بخیر ببخشید من وقتی با یه آقا برای ازدواج صحبت میکنم هیچوقت تو این چندسال نتونستم کسی رو انتخاب کنم، یه استرسی وجودمو میگیره و احساس میکنم نمیتونم تصمیم قطعیمو برای ازدواج بگیرم و وقتی ردش میکنم به آرامش میرسم حتی اگه طرف خوب باشه و به دلم نشسته باشه باز تا حدودی این مشکل رو دارم. ممنون میشم بفرمایید مشکلی ندارم.
1401/05/04

سوال 18283

اینکه میگن در ازدواج به آرامش می رسی یعنی چی؟مگه ما مجردها الان نا آرومیم؟!
1401/04/25

سوال 18099

(از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور شده ام، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان می‌داد.) مدتها به ازدواج فکر نمیکردم و با آرامش نسبی زندگی میکردم ولی از وقتی دغدغه ازدواج پیدا کردم زمان حال رو هم از دست دادم و نگران آینده هستم.
1401/04/21

سوال 18025

با سلامفردی 27 ساله هستم که از 18 سالگی دچار افسردگی شدید شدم و تا الان پیشرفتی در زندگی نداشته ام و با محیط جامعه و کسب و کار هم آشنایی زیادی ندارم و چند بار در درس و دانشگاه شکست خوردم اما چون به رشته تحصیلیم علاقه داشتم و هدف مشخصی دارم الان در حال تحصیل هستم و با مصرف دارو افسردگی من کنترل شده اما همچنان اهمال کار هستم و در حال تلاش برای تغییر و افزایش اطلاعاتم در مورد بهداشت روان هستم و کم کم در حال پیشرفت هستم، دوران سربازی رو با حال خوب و به خوبی طی کردم اما فعلا بیکار و بی پول هستم. به نظر شما اقدام من برای ازدواج با توجه به سن، مشکلات مالی و کاری تصمیم درستی هستش؟ ضمن اینکه در دوران مدرسه بسیار پر تلاش و جزو شاگرد های دوم تا چهارم کلاس بودم. اهل روابط سطحی و دوستی هم نیستم و آرامش رو فقط در ازدواج میبینم.
1401/04/15

سوال 17911

به نظرم بهترین راه رسیدن به آرامش اینه که تلاش بکنیم ولی راضی به رضای خدا باشیم چه به نتیجه برسیم چه نرسیم .