پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/31

از تمام زن ها و دختر ها متنفرم!!!

از تمام زن ها و دختر ها متنفر و بیزار و بسیار خشمگین و عصبانی هستم!!! خدا زن رو خلق کرد تا باهاش مرد رو عذاب بده و شکنجه کنه!!! زن مایه و باعث و بانی تمام بدبختی ها و مصیبت ها و مکافات ها و گرفتاری ها و سختی ها و مشکلات و درد ها و رنج ها و عذاب های مرد هست!!! ای کاش زن ها وجود نداشتن تا مرد ها می تونستن در آرامش و آسایش و رفاه و شادی و خوشحالی و خوشبختی زندگی کنند!!! واقعا از تمام زن ها و دختر ها بدم میاد و همه شون هم مثل هستن و هیچ فرقی با هم ندارن!!! زن خوب و دختر خوب وجود نداره و پیدا نمیشه!!!
1404/02/31

پاسخ سرکار خانم فهیمه کهتری

من به طور کلی و به شدت از ازدواج و از ادامه زندگی نا امید شده ام و به هیچ چیز و هیچکس هیچ امیدی ندارم! کارِ من شده فقط شب و روز به مرگ فکر کردن و ترس و وحشت و استرس و اضطراب و نگرانی شدید از آینده و اتفاقاتی که در آینده قراره بیفته اگر من زنده باشم! من از خدا فقط آرزوی مرگم را دارم چون می ترسم که خودکشی کنم ولی شب و روز دارم به خودکشی فکر میکنم!!!
1404/02/31

جواب شربیانی

جواب سوال منو ندادی! چون همش از جواب صحیح و درست فرار میکنی و جواب درست و صحیحی نداری که به من بدی! خودت اصلا نمیفهمی چی میگی! حرف های خودتم قبول نداری و بهش اعتقاد و ایمان نداری چون همش دروغ و خلاف واقع هست! این نطق هایی که شما میکنی و نظر هایی که میدی به درد خودت هم نمیخوره و هیچ ارزش و اعتباری نداره! پس بعد از این نظراتت رو برای خودت بذار! تو حتی نمیتونی به خودت کمک کنی و مشکلات خودتو حل کنی! اومدی اینجا اسم خودتو گذاشتی مشاور و متخصص؟؟؟!!! خجالت بکش!!!
1404/02/30

پاسخ به پرسش خانم عطاریان

من نمی‌دونم واقعا علت ناراحتیشون چیه شاید چون من زودرنجم سریع گریم میگیره منو هیچ جا با خودشون نمیبرن
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

تجربه های تلخ و زجر آور و درد آور و ضربه های مهلک و کشنده و شکست ها و ناکامی های پی در پی عمر پر عذابی که گذراندم به من یاد داد و آموخت که این دنیا و این زندگی چیزی به جز ظلم و بی عدالتی و غم و درد و رنج و عذاب و افسردگی و عذاب روحی و روانی و تلخ کامی و دروغ و دروغگویی و بی وفایی و خیانت و ریا و ریاکاری و تظاهر و جنگ و جنایت و قتل و غارت و دزدی و خون ریزی و ستمگری و ستمکاری و کلاهبرداری و در آخر هم خودکشی قتل و یا اعدام در نهایت خفت و خواری و ذلت نیست!!! و همچنین به من آموخت که به هیچ یک و هیچ کدام از حرف ها و سخنان زیبا و قشنگ و احساسی و عاطفی و هیچ نغمه و کلمات عاشقانه و دلبرانه و آواز های فریبنده نباید ذره ای اعتماد و اطمینان کرد!!! و نباید به آن دل خوش کرد و دل بست!!!
1404/02/30

خانواده

از خانواده طرد شدم دیگه هیچکس دوستم نداره همه از خونه هاشون بیرونم می‌کنند میگن تو حسودی تنهایی تنهام تو خونه زندونی شدم روابطم با همه قطع شده تو مهمونهاشون منو دعوت نمی‌کنند میگن ما تو رو نمی‌خوایم باید چی کار کنم خسته شدم دیگه
1404/02/30

در جواب جناب محمدحسین محمدی

دقیقا زدی تو خال!!! تمام صحبت ها و حرف هایی که از جانب مشاوران و روانشناسان محترم گفته می شود صرفا از روی شکم سیری و عضویت در قشر ثروتمند و مرفه و بی درد جامعه می باشد!!! و لا غیر!!! اگر هم ما بدبخت بیچاره ها فقیر فقرا ضعفا با شما عزیزان همکلام می شویم فقط بخاطر این است که هیچکس را نداریم که با او حرف بزنیم و درد دل کنیم و حرف و کلام و صدای او را بشنویم!!! و او هم به درد ها و زخم های جسم و جان زخمی و مجروح و مریض ما گوش فرا دهد!!! و لا غیر!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

هیچکس هیچ فردی هیچ شخصی هیچ احد الناسی تو این دنیای لعنتی و تو این زندگی نکبتی منو دوست نداشته نداره و نخواهد داشت!!! چون تمام دختران و زنان الان فقط پول و سکه و مهریه و طلا و خانه و ماشین شاسی بلند آخرین سیستم را دوست دارند و فقط عاشق همین چیز ها می شوند و لا غیر!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

من یک جوان 28 ساله مجرد و بسیار بسیار تنها و منزوی و گوشه گیر و به شدت دور از اجتماع و جامعه هستم و ترس و وحشت بسیار زیاد و خشم و عصبانیت و کینه و نفرت به شدت زیاد و بی اطمینانی و بی اعتمادی بسیار زیاد نسبت به تمام ها آدم های جامعه و کوچه و خیابان دارم به خصوص و به شدت نسبت به تمام زن ها و دختر ها! بیزارم نفرت دارم ازشون! علی رغم این موضوع مجردی و تنهایی به شدت وسیع و کشنده و ارتباط و رابطه نداشتن با هیچ دختر و زنی تا بحال منو عذاب میده و شکنجه روحی روانی عصبی میکنه و من فشار و عذاب عصبی روحی روانی عاطفی و جنسی بسیار شدید و کشنده و نابود کننده ای رو دارم سال های سال تحمل می کنم!!! از سن 14 سالگی تا حالا 28 سالگی!!! به نظر خودم هیچ راه نجات و خلاصی جز خودکشی برای من وجود نداره!!!
1404/02/30

مشاوره

خودمم هم نمی‌دونم چه مشکلی دارم فقط همه میگن کسی تو رو نمیگیره تو همدم و آدم وحوا هم ثبت نام کردم باز هم نتیجه ای نگرفتم چون من روستا هستم راهم دوره همه عکس می‌خوان واسه آشنایی خیلی خسته شدم دیگه میخوام قید ازدواج رو بزنم ولی نمی‌دونم چه جوری
1404/02/30

پاسخ به سرکار خانم کهتری

شما چقدر دلتان خجسته و خوش است! مشاور دلسوز و مهربان که بتواند انسان و درد ها و رنج ها و عذاب هایی را که می کشد درک کند و بفهمد؟! وقتی تمام مشاورین و روانشناسان و روانپزشکان از قشر مرفه و بی درد جامعه هستند و هیچ درک و احساسی از شرایط اسفناک و خفت بار و فلاکت بار حاکم بر جامعه و جوانان ندارند؟! دوست خوب و دلسوز و وفادار و محرم اسرار و سِر نگه دار و یار و غمخوار کجا بود؟! بهتر نیست به جای این همه خوش بینی و غیر واقع بینی کمی واقع بین و واقعیت گرا باشید؟!
1403/07/10

سوال 995420

با سلام. من با یک دخترخانم مذهبی(و چادری) از طریق برنامه و بصورت کاملا سنتی در حال طی کردن جلسات آشنایی هستیم و تا الان ۶..۷ جلسه دونفره داشتیم . خودم هم مذهبی هستم. تا الان در اکثر معیار ها باهم تفاهم داشتیم و بنظرم یکی از دلایل ادامه جلسات هم همین هست. بیشتر در جلسات حضوری صحبت میکنیم و از طریق پیام و تماس کمتر در ارتباط هستیم.دختر خانم تماس گرفتن و گفتن چون در قالب پیام امکان توضیح نداشتم خواستم تلفنی صحبت کنم. ایشون گفتن احساس میکنند که من خیلی تمایل به ادامه این رابطه ندارم. و علت رو هم اینطور بیان کردن که " همونطور که قبلا گفتم طرف مقابلم در طی جلسات آشنایی باید تا حدودی اون علاقه رو نشون بدن یا به نوعی برای حفظ این رابطه تلاش کننمثلا با انجام کارهایی که میدونن برام مهمه و در واقع با شناختی که از علایق من دارند"البته به من گفتن که شاید درست نباشه من اینو به شما بگم ولی خب تصمیم گرفتم زنگ بزنم و بگم.در کل خیلی باحیا هستنغیر مستقیم هم اشاره کردن مثلا یک راهکار میتونه پیامک باشه(فکر میکنم منظورشون این بود بین جلسات حضوری از طریق پیام بالاخره یک ارتباطی باشه و من نشون بدم که تمایل به ادامه دارم و بین دو جلسه کاملا بیخبر از هم نباشیم)و گفتن میخوام بدونم شما کلا تیپ شخصیتیتون همین هست(سخت هستین!) یا بخاطر حیا و.. کمتر به این موارد اهمیت میدینمن هم گفتم که سعی کردم با احتیاط عمل کنم و واقعا سعی کردم رفتارم و برخوردم طوری باشه که دختر خانم معذب نشن یا برداشت دیگه نکنن.در هر صورت ظاهرا از سمت من احساس کم مهری کردن و معتقدن دختر نباید تو این موارد شروع کننده باشه (منم موافقم در کل)سوال اصلی:من میخوام علاقم رو به ایشون بیشتر نشون بدم و صمیمی تر برخورد کنماما نمیدونم با چه روشی اینکار انجام بشه که تاثیرگذار باشه و همچنین از چارچوب این مرحله خارج نشم.و مورد دیگه اینکه در جلسات رسمی آشنایی که هست واقعا اونقدر تو این زمینه نمیشه شناخت کسب کرد که ایشون چه چیزی رو دوست داره و من اون کار رو انجام بدم تا نشانه علاقه ام باشه.سخن پایانی:در کل فکر میکنم ایشون نگران این هستن آیا من علاقه کامل به ایشون دارم یا نهو آیا در زندگی مشترک توانایی ابراز علاقه خواهم داشت یا آدم خشکی هستم و تیپ برخوردیم همین هست.پیشاپیش از زحمات شما سپاسگزارم