پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/05/14
سوال 18504
سلام من مدت کوتاهیه که ازدواج کردم ولی یه مسئله ای هست که هم اذیتم میکنه هم نمیخوام و نمیتونم که به زبون بیارم و اون هم قد بودن من و شوهرمه من قدم ۱۶۷ و شوهرم ۱۷۰ سانته ولی ما همقد بنظر میرسیم من شوهرمو خیلی دوست دارم ولی فکر میکنم این قضیه روی جذابیتش برای من تاثیر میذاره و البته این برمیگرده به چیزی که جامعه بهمون القا کرده مرد قد بلند جذابتر ه و باید مرد از زن الزاما بلندتر باشه این قضیه باعث. میشه همیشه در حال مقایسه کردن ظاهر شوهرم با بقیه مردها باشم و از نظرم اکثرا هم شکست میخوره ! با اینکه خوش چهره ست و بسیار سالم و کاری و اهل زندگی و من دوسش دارم ولی این قضیه رو مخمه . اینم بگم اونموقعی که اومدن خواستگاری من خیلی به این قضیه دقت نکردم و بله گفتم و بعد ها برام مهمتر شد انگار .حالا بگید من چکار کنم لطفا یه راهنمایی کنید که من از دست این افکار خلاص بشم
۴ پاسخ۷۹ بازدید
1401/05/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18450
سلام<br>در ادامه سوال 18413 <br>چند روزیه که خانمم به شدت از دستم ناراحت هست (اصلا باهام صحبت نمی کنه یا در حد بله و خیر) با کوچکترین اتفاق از کوره در میره و تند میشه. باور کنید هر شرایطی که بوده رو براشون فراهم کردم قبلا هم سابقه داشته و نه در این حد نهایتا در حد یک روز بعد درست میشد. <br>ممنون میشم راهنمایی کنید یا اگر منبع خوبی جهت مطالعه نیاز هست معرفی کنید.
۲ پاسخ۴۱ بازدید
1401/05/09
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18413
سلام<br>من 36 سالمه، متاهل و یه دختر 6 ساله دارم.<br>چند روزه که همسرم تمایل نداره که من با خانواده پدرم ارتباط داشته باشم به این دلیل که اونها به فکر ما نیستن(اگر کمک بخوایم کمک مون می کنن ولی در کل زیاد تمایلی به فکر کردن در مورد دیگران و دلسوزی ندارن).<br>در این خصوص هم اتفاقاتی رخ داده مثلا همسرم باردار هست و توقع دارن مرتب همه اعضا خانواده پیگیر حالشون بشن ولی چون پیگیر نمی شن میگه ما هم زیاد باهاشون ارتباط نداشته باشیم، حتی پیام واتساپی هم ندیم.<br>من هم سطح ارتباطیم رو با خانواده کم کردم ولی کاملا قطع نکردم.<br>یکبار گفتم از خانواده پدرم بپرسم چرا به ما زیاد اهمیت نمیدید، بعد گفتم خوب هر جوابی ممکنه بدن ولی مشکل رو حل نمی کنه چون احساس می کنم در ذات مون هست.(البته من خودم را تا حدودی تغییر دادم)<br>این سطح ارتباطی الان داره خطرناک میشه و همسرم مدام میگه اینها که با ما اهمیت نمیدم اگر شما بهشون اهمیت بدین یعنی بی احترامی به خانواده<br>ممنون میشم راهنمایی کنید.
۹ پاسخ۴۱ بازدید
1401/04/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17873
سلاممن 12 سال هست که ازدواج کردم و دوفرزند دارم. خواهرم هم یکسال زودتر از من ازدواج کرده و در شهر دیگری زندگی می کند و او هم دو فرزند دارد.همسر من در طول این سالها از من و مخصوصا خانواده ام انتقاداتی در مورد نحوه رفتار و رعایت احترام و امور دیگر زندگی مشترک داشته که در مورد آنها بحث و صحبت با پادر میانی فامیل نزدیک شده و موضوع از حالت بحث و جدل و دعوا خارج شده است.چون ما هر دو نفر شاغل هستیم، خانواده من کمکهای زیادی از لحاظ نگهداری بچه ها و ... به ما کرده اند ولی همسرم میگه این کمکها به خانواده خواهرم هم میشه. این موضوع را من هم قبول دارم و حتی گاهی کمکها به خواهرم که شهر دیگه هست، بیشتر از ما می باشد.اما مشکل اینه که به محض اینکه کاستی پیش بیاد، همسرم اعتراض میکنه و حتی اعتراضش را به گوش خانواده من هم میرسونه و مدام اعصاب خودش و من خورد میشه(البته خیلی موارد حرف ناحق نمیزنه ولی کارهای خوب خانواده من را اون زمان میگه وظیفه شون هست)1- حالا من این وسط گیر کردم که چکار کنم؟ چون همیشه نمیتونم مواظب باشم که کسی از خانواده ام رفتار اشتباهی نکنه! این موضوع دائما در زندگی ما تکرار میشه.2- اخیرا هم شوهر خواهرم با همسرم با هم صحبت کردند و هر دوشون دست گذاشتند روی مشکلات خانواده ما و مدام بدگویی می کنند. از طریق خواهرم متوجه شدم در صحبتهاشون درباره خیلی مسایل شخصی که فقط مربوط به زن و شوهر هست ، صحبت کرده اند و گله کرده اند. البته حالت درد دل داشته و سعی کرده اند که کسی متوجه نشود.خیلی ذهنم درگیر شده. حالا من به نظرتون چکار کنم، اعلام کنم و اعتراض کنم که چرا راجع به مسایل شخصی صحبت کرده یا فراموش کنم و توجه نکنم؟
۲ پاسخ۹۸ بازدید
1401/02/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 16563
سلام، من و خانومم 5 ساله که ازدواج کردیم و ی بچه دو ساله هم داریم. من احساس می کنم در مشکلات روحی و عاطفی ای که دارم اون اصلا من رو درک نمیکنه و با حرف ها و اشتباهات رفتاری حال من رو بد تر میکنه. هر وقت هم درباره این طور مسائل با هم صحبت می کنیم به بحث و جدل و دعوا ختم میشه. به نظرتون چی کار کنم؟
۱۲ پاسخ۷۲ بازدید
1401/01/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15999
سلام.بالاخره بعد یک ماه قهر برگشتم خونه..اونم فقط بخاطر اینکه شوهرم بچه رو برده بود بچه هم شیرخواره،نمیتونست نگهش داره بچه گریه میکرد مجبور شدم برگردم ولی رابطم با شوهر و مادرشوهرم و خانواده شوهرم خراب شده..حالا خانوادش هیچی هفته ای یکبار میخوان بیان و برن ولی مادرشوهرم که با هم زندگی میکنیم و هرروز باهاش چشم تو چشم میشم چطوری میتونم رابطمو باهاش خوب کنم همچنین شوهرم
۱ پاسخ۲۵ بازدید