پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/31

پاسخ سرکار خانم فهیمه کهتری

من به طور کلی و به شدت از ازدواج و از ادامه زندگی نا امید شده ام و به هیچ چیز و هیچکس هیچ امیدی ندارم! کارِ من شده فقط شب و روز به مرگ فکر کردن و ترس و وحشت و استرس و اضطراب و نگرانی شدید از آینده و اتفاقاتی که در آینده قراره بیفته اگر من زنده باشم! من از خدا فقط آرزوی مرگم را دارم چون می ترسم که خودکشی کنم ولی شب و روز دارم به خودکشی فکر میکنم!!!
1404/02/30

خانواده

از خانواده طرد شدم دیگه هیچکس دوستم نداره همه از خونه هاشون بیرونم می‌کنند میگن تو حسودی تنهایی تنهام تو خونه زندونی شدم روابطم با همه قطع شده تو مهمونهاشون منو دعوت نمی‌کنند میگن ما تو رو نمی‌خوایم باید چی کار کنم خسته شدم دیگه
1404/02/30

در جواب جناب محمدحسین محمدی

دقیقا زدی تو خال!!! تمام صحبت ها و حرف هایی که از جانب مشاوران و روانشناسان محترم گفته می شود صرفا از روی شکم سیری و عضویت در قشر ثروتمند و مرفه و بی درد جامعه می باشد!!! و لا غیر!!! اگر هم ما بدبخت بیچاره ها فقیر فقرا ضعفا با شما عزیزان همکلام می شویم فقط بخاطر این است که هیچکس را نداریم که با او حرف بزنیم و درد دل کنیم و حرف و کلام و صدای او را بشنویم!!! و او هم به درد ها و زخم های جسم و جان زخمی و مجروح و مریض ما گوش فرا دهد!!! و لا غیر!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

هیچکس هیچ فردی هیچ شخصی هیچ احد الناسی تو این دنیای لعنتی و تو این زندگی نکبتی منو دوست نداشته نداره و نخواهد داشت!!! چون تمام دختران و زنان الان فقط پول و سکه و مهریه و طلا و خانه و ماشین شاسی بلند آخرین سیستم را دوست دارند و فقط عاشق همین چیز ها می شوند و لا غیر!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

من یک جوان 28 ساله مجرد و بسیار بسیار تنها و منزوی و گوشه گیر و به شدت دور از اجتماع و جامعه هستم و ترس و وحشت بسیار زیاد و خشم و عصبانیت و کینه و نفرت به شدت زیاد و بی اطمینانی و بی اعتمادی بسیار زیاد نسبت به تمام ها آدم های جامعه و کوچه و خیابان دارم به خصوص و به شدت نسبت به تمام زن ها و دختر ها! بیزارم نفرت دارم ازشون! علی رغم این موضوع مجردی و تنهایی به شدت وسیع و کشنده و ارتباط و رابطه نداشتن با هیچ دختر و زنی تا بحال منو عذاب میده و شکنجه روحی روانی عصبی میکنه و من فشار و عذاب عصبی روحی روانی عاطفی و جنسی بسیار شدید و کشنده و نابود کننده ای رو دارم سال های سال تحمل می کنم!!! از سن 14 سالگی تا حالا 28 سالگی!!! به نظر خودم هیچ راه نجات و خلاصی جز خودکشی برای من وجود نداره!!!
1404/02/30

مشاوره

خودمم هم نمی‌دونم چه مشکلی دارم فقط همه میگن کسی تو رو نمیگیره تو همدم و آدم وحوا هم ثبت نام کردم باز هم نتیجه ای نگرفتم چون من روستا هستم راهم دوره همه عکس می‌خوان واسه آشنایی خیلی خسته شدم دیگه میخوام قید ازدواج رو بزنم ولی نمی‌دونم چه جوری
1404/02/30

در جواب سرکار خانم آرزو شربیانی

باید خدمت شما عرض کنم که متاسفانه این اورژانس اجتماعی 123 و مشاوره بهزیستی 1480 فقط و فقط در حد حرف و کلمه و باد هوا هست!!! بار ها و بار ها و چندین و چند بار باهاشون تماس و ارتباط داشتم اما دریغ از کوچکترین کمک و یاری و همکاری و مددکاری!!! اصلا به هیچ عنوان و به هیچ وجه من الوجوه به مسائل و مشکلات و گرفتاری ها و ناراحتی های مراجعین شون از جمله خودم که بسیار بسیار خودم تجربه کردم اصلا و ابدا کوچکترین کمکی نمی کنند و هیچ گونه پیگیری و رسیدگی و تشکیل و ارجاع پرونده جهت رسیدگی و مشاوره و مددکاری انجام نمیدن!!! منم دیگه خسته شدم از همشون!!! و بسیار عصبانی و نا امید هستم ازشون و کاملا نا امیدم کردن و منم قطع امید کردم ازشون و بسیار هم خستم کردن و بسیار خسته شدم!!! من دیگه الان فقط شب و روز به خودکشی و مرگ فکر می کنم و صد در صد قصد انجام دادنش رو دارم به روشی که احتمال مرگ قطعی باشه!!! من دیگه جز مرگ و مردن به چیزی فکر نمی کنم و آرزویی جز مرگ و مردن ندارم!!!
1404/02/24

احساس خلأ..

سلام وقت بخیر<br />نمیدونم از کجا شروع کنم من یک دختر 25 ساله هستم که در 11مرداد وارد26 سالگی میشم...<br />همه اطرافیانم اکثرا ازدواج کردند،خودم ادم ازدواجی نبودم ولی این شرایط باعث شده یک واهمه تو وجودم ایجاد بشه که سنم داره میره بالا، و دیگه موقعیتی مثل موقعیت های قبل برام پیش نمیاد، هرچند موقعیت های قبلم هم تعریف آنچنان نداشت، من هنوز ادم زندگی خودمو پیدا نکرده بودم.. این احساس خلا و تنهایی باعث شد به روان پزشک مراجعه کنم تجویز دارو.. شدیدا افکار خودکشی در سرم پرورش داده میشه، میگم که چی.. تهش که چی.. من تو روستا زندگی میکنم.. شرایطم هم باعث تشدید این اوضاع میشه، دختر منزوی نیستم همیشه تو دانشگاه فعال بودم، همه جا میرم منتهی باز اون حس مبهم تو وجودمه. نکنه دیگه هیچ وقت سرسامون نگیرم.. میترسم.. میترسم از خودم.. میترسم از زندگی..
1400/07/11

سوال 11972

سلام من اقا هستم ۲۳ سالمه و درحال خدمت سربازی هستم الان۵ماه مونده تموم کنم من من قبلا تو یه رابطه بد جور شکست خوردم و از اون روز به بعد با کسی رابطه نداشتم الان خیلی احساس تنهایی میکنم‌میخوام‌ ازدواج کنم ولی نمیتونم به خانوادم بگم خجالت میکشم چیکار کنم
1400/07/11

سوال 11588

سلام من یک بار ازدواج کردم جدا شدم الان هم که خاستگار برام می یاد می ترسم طرف حرف و عملش یکی نباشه خیلی می ترسم با ازدواج دوبار احساس تنهایی کنم و محبت و عشق و دوستی تقدیم کسی کنم که براش ارزشی نداشته باشم احساس می کنم مرد ها یک بازیگر قشنگی هستن که فقط یک زن خام خودشون کنن الان چی کارکنم کنار بیام به خودم زیاد می گم مرد ها مثل هم نیستن ولی چطوری باورش کنم

صفحه 3 از 3