پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 125501

سلام <br />نمیدانم این سوال مربوط به شما هست یا نه<br />می خواستم بدانم وقتی برنج را شیره می كشیم می توانیم از شیره سرد شده آن برای آبیاری گلدانها استفاده كرد یا نه چه استفاده ای از آن باید بكنم <br />متشكرم <br /> - دیپلم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 318711

دفعه قبل ازم خواستید 10 ویژگی مثبت و منفی خودمو بگم. خیلی فکر کردم به 10 تا که نرسید ولی خوب اینایی رو که به ذهنم رسید میگم.<br>مثبت : 1.مهربان 2. باگذشت 3.با پشتکار 4.منظم و دقیق 5.باایمان<br>منفی : 1.گاهی بداخلاق و عصبی 2.گاهی تنبل 3.حساس 4.کم صبر و طاقت 5.خجالتی 6.گوشه گیر 7.رویایی<br>اینا چیزاییه که به ذهنم رسید.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 730371

با سلاممن دختری 25 ساله ام و مشکلی دارم که امیدوارم بتونید راهنماییم کنید . حدود 7 ماه پیش با یکی از هم دانشگاهی های گذشته م که توی یک شهردیگه دور از من زندگی می کنه دوست شدم . چون از قبل می شناختمش اطمینان زیادی هم بهش داشتم .به دلیل اینکه توی شهرهای دور از هم زندگی می کردیم بیشتر ارتباطمون اینترنتی و تلفنی بود اما به شدت دلبسته و وابسته هم شدیم بعد از حدود 3 ماه به من پیشنهاد کرد که همیشه با هم بمونیم یعنی ازدواج کنیم البته بعد از اینکه شرایط روبه راه بشه . الآن به یک معزلی برخوردیم .چندین بار سر یک سری مسائل با هم دعوا کردیم یه بار بهم گفت پاشم و جلوی دوربین وبکم بایستم و من چون حوصله ش رو نداشتم قبول نکردم و همون یک باری که حرفش رو قبول نکردم چنان در ذهنش ماندگارشده که اصلن باورکردنی نیست اون میگه که ما چون حاضر نیستیم در حق هم فداکاری کنیم و حاضر نیستیم به حرف های هم گوش کنیم باید از هم جدا بشیم .دلیلش هم همون قضیه وبکم و چند تا مسئله ی کوچیک دیگه ست و البته میگه که انگشت این اتهام بیشتر به طرف خودشه . میگه با وجود اینکه منو خیلی دوست داره اما حاضر نیست از خودش بگذره مثلا حاضر نیست موهاشو کوتاه کنه یا هر چیز دیگه ای .بیش از یک ماهه درگیر این قضیه ست. این قضیه اونقدر برای اون مهم شده که حتی به افسردگی و پوچی رسیده چون تنها چاره رو جدایی میبینه . هر چقدر سعی کردم متقاعدش کنم که این ها مشکلات بزرگی نیستند و اینکه ما برای همدیگه ارزش قائل نیستیم صحت نداره ، بی فایده بود .یک بار حتا کاملن جدا شدیم اما چون نتونستیم فرداش دوباره برگشتیم ! الآن هم با ناامیدی به این رابطه ادامه میدیم . اون میگه این مشکل حل شدنی نیست و ما نمی تونیم با هم زندگی کنیم . نمی دونم چطور بهش بفهمونم که این مشکل اونقدر ها هم بزرگ نیست و اون دلایلش برای جدایی خیلی غیر منطقیه. از نظر من دلائل با هم بودنمون خیلی بیشتر از دلائل جداشدنمونه اما اون اینو قبول نمی کنه و فقط نیمه خالی لیوان رو میبینه .بهش پیشنهاد کردم با یه مشاور یا کسی که قبولش داره حرف بزنه اما قبول نمی کنه. به من بگید چیکار کنم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 942324

با سلام من باد شکم دارم و کم اشتها شدم با خوردن هر چیزی شکمم باد میکند درد بیشتری تو پاهام و شکمم دارم دکتر رفتم گفته التهاب روده داری ایا خوب میشوم الان هم دارم قرص استفاده میکنم با تشکر&lt;BR&gt;
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 125325

با عرض سلام و ادب خواهشمندم منرا راهنمایی نمایید من به زبان عربی علاقه فراوان دارم . به یك مترجم زبان عربی به فارسی و یا بالعكس نیاز دارم البته ان لاین من از طریق گوگل فارسی زیاد كوشش كردم كه سایت اموزش زبان عربی به فارسی را پیدا كنم اما موفق نشدم امید وارم راهنمایی ام كنید ممنون میشوم .<br /> - 34 ساله - لیسانس
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 125303

با سلام و خسته نباشید<br />من دانش آموزی هستم در مقطع پیش دانش گاهی <br />با آنكه درسم در مدرسه خوب است و درسهایم را بسیار خوب مطالعه می كنم و روزانه در حدود 11 ساعت مطالعه مفید دارم و بعد از هر درس تست آنرا كار میكنم اما بر سر آزمونهایی كه آموزشگاههای )آموزشگاه كانون فرهنگی آموزش (مختلف می گیرند بسیار ضعیف هستم و متوسط تراز من 5000 است لطفا مرا راهنمایی كنید درباره اینكه اشكال من كجا است<br />با تشكر<br /><br /> - 17 ساله - دیپلم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 125287

با سلام خدمت شما میخواهم بگم چه جوری میتوانم از عمل بد استمنا جلوگیری كنم هر موقع هم كه<br />توبه میكردم باز هم به این عمل انجام میدادم و احساس گناه میكنم همچنین فكرمیكنك در درسهایم ضعیف شده ام لطفا كمكم كنید<br /> - 15 ساله - دبیرستان
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 125288

با عرض سلام : <br /><br />سوالی كه از جناب عالی دارم اینه كه : اگر بر رو ی ادمینیستور كامپیوتر پسورد گذاشته باشند پسورد ادمینیستور را چگونه باید شكست؟؟؟ <br /><br />اینو بلدم كه اگر ویندوز پسورد داشته باشه میشه به جای یوزر ویندوز بنویسیم ادمینسیتور و وارد ویندوز شد ؛ اینو بلد نیستم كه چگونه پسورد ادمینستور را می توان شكست یا پیدا كرد؟؟؟؟ <br /><br /> - 18 ساله - دبیرستان
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 82635

سلام <br />اگر سایت هایی در زمینه ترجمه متون انگلیسی وجود دارد برایم معرفی فرمایید چون مدتی است که به خاطر علاقه فراوان به شعر های امیلی دیکنسون آنهارا شکسته بسته ترجمه می کنم و نیاز به مشاور و کمک دارم . <br />لطفا راهنمایی ام کنید هر چند می دانم کار ترجمه شعر برای کسی که انگلیسی اش ضعیف است کار مشکلی است اما با تلاش مشکلی نیست که آسان نشود <br /> <br />ممنونم<br />21 ساله<br />دانشجوی برق
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 342827

لطفا سوال به صورت عمومی نمایش داده نشود!<br><br>سلام<br><br>مشاور محترم...<br>دختر بیست و دو ساله ای هستم که دلبسته ی پسری شدم...<br>رابطه ی ما منحصر به دنیای مجازی بود<br>من به ایشون به شدت علاقه مندم....<br>ایشون هم من رو دوست داشتند..ولی به دلایلی که صرف نظر میکنم از گفتنشون..از ملاقات امتناع کردم و به ایشون گفتم من رو فراموش کنند...<br>و الان فرد جدیدی وارد زندگیشون شده...<br><br>من ...<br>خیلی ناراحتم...<br>چون وابسته و دلبستشون بودم...<br>بی قرار و عصبی شدم..<br>خیلی منزوی و افسرده...<br>خیی وقتا گریه میکنم...<br>بی تابی میکنم...<br>و دارم دیونه میشم...<br>نمیتونم با کسی در این باره صحبت کنم... <br>هیچ امینی رو ندارم که بهشون بگم چقدر این فرد من رو جذب خوشد کرده ..وحالا که داره میره..یا بعبارتی رفته...بی نهایت برایم درد آوره!<br><br>میخوام بهم راه کار هایی بدید که فراموشش کنم...<br>من نمیتونم در دنیای حقیقی از مشاوری کمک بگیرم...و تنها فردی که میتونم باهاش صحبت کنم..مشاور های تبیان هستند.<br>بهم راه کار بدید بر این احساسات غلبه کنم...<br>و ایشون رو فراموش کنم.<br>ممنون<br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 629031

سلام <br>وزنم 65 کیلو قدم 157 و سنم 33 سال هست <br>خانه دار هستم و روزی نیم ساعت هم ورزش میکنم . دو سال پیش وقتی پسرم رو از شیر گرفتم در مدت سه ماه 10 کیلو وزن اضافه کردم و دوباره هفته گذشته در مدت 5 روز دو کیلو دیگه اضافه کردم . دو سال پیش آزمایشهای هورمونی دادم و مشکلی نداشتم .رژیم غذایی هم گرفتم ولی تاثیر چندانی نداشته .چربی دور شکم دارم . قصد دارم از قرصهای ونوستات استفاده کنم . لطف میکنید اگر راهنماییم کنید
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 850284

با سلام خدمت خانم عطاریان و ممنون بابت زحماتتون&amp;lt;br /&amp;gt;مساله ایی که باهاش مشکل دارم اینه که من آدمی هستم که خیلی تند و با صدای بلند حرف میزنم و همچنین تو جمع های خانوادگی و یا جمع دوستان خیلی صحبت میکنم(خانواده ام بهم میگن خیلی حرافی)&amp;lt;br /&amp;gt;اعتماد به نفسم از دست دادم از بس خانواده ام به خصوص پدرم در حضور غریبه و آشنا و در جمع به محض اینکه صحبت میکنم بهم میگه کمتر حرف بزن و در حین صحبتم همش وسط حرفم&amp;amp;nbsp; میپرن و میگن یکخورده صدات آرام تر کن.البته این تذکری که تمام خانواده ام در جمع بدون اینکه درنظر بگیرن چه افرادی در اون جمع هستن به من میدن.واقعا اعتماد به نفسم از دست دادم وقتی پیش بقیه بهم تذکر میدن اون لحظه بغضم میگیره و حس میکنم دارن شخصیتم تخریب میکنن&amp;lt;br /&amp;gt;اینکه باصدای بلند و تند تند صحبت میکنم اصلا دست خودم نیست و باور کنید هرچی قبل مهمانی ها به خودم تذکر میدم و تمرین میکننم تو جمع همه را فراموش میکنم و درباره زیاد حرف زدنمم واقعا داره خودم اذیت میکنه چون بعضی اوقات حرفهایی میزنم که بعدا از گفتنشون پشیمون میشم&amp;lt;br /&amp;gt;نه اینکه توهین کنما نه,بعضی از رازهام میگم&amp;lt;br /&amp;gt;ممنون از پاسخگویی شما و زحمات شما و همکارانتون

صفحه 82561 از 82629