پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/30
ناشناسخانواده و روابط
وضعیت بحرانی سلامت روان
من فردی 28 ساله، مجرد، تنها، منزوی، گوشهگیر، دور از اجتماع، غمگین، ناامید، افسرده، مضطرب، و دارای وسواس فکری-عملی هستم و افکار خودکشی دارم
لطفا من را راهنمایی کنید تا از افکار افسردگی رها شوم
۳ پاسخ۸۸ بازدید
1403/09/30
سوال 995912
سلام ،من نزدیک پانزده ساله به خاطر اختلاف با مادر و خواهرام از خونه اومدم بیرون ،الان تهران تنها زندگی میکنم ، تنهایی عذاب آوری رو دارم تحمل میکنم ،بی کس و تنها هستم ،هیچ راهی برای ازدواج هم ندارم تشکیل خانواده بدم ،دیگه بریدم و شب و روز به خودکشی فکر میکنم ،ذهنم خوب و بد رو دیگه تشخیص نمیده ،کسی راهی سراغ داره شاید از این بحران خارج شدم و خودکشی از سرم بیرون بره
۳ پاسخ۶۳ بازدید
1403/08/27
سوال 995689
سلام من با یه دختر خانومی آشنا شدم که نقص توی صورتش داشت و ناهنجاری جوری که قصد خودکشی داشت ولی به دلم نشست و من قبولش داشتم و قصد ازدواج داشتیم . من از روی ترحم دوستش داشتم. با اینکه کل خانواده و فامیل مخالف ازدواج ما بودن. بعد از دوسال آشنایی انقد بهش اعتماد به نفس دادم که بدون آرایش و ماسک میرفت بیرون . ما نامزدی کردیم با مهریه ۱۴ سکه بعد یه مدت بدون اجازه من و بدون اینکه به من بگه رفته بود سرکار . من بعد یک هفته فهمیدم ناراحت شدم ولی گفتم اشکال نداره . چندروز بعدش از طرف صاحب کارش که پیرمرد پولداری بود ادکلن کادو گرفت . من به خانوادش گفتم اگه بره سرکار دیگه دخترتونو نمیخوام و اونام گفتن ما دیگه تورو نمیخوایم و مهریه باید ۳۱۳ تا سکه باشه . زندگی ما بهم خورد و مهریه شو دادم تموم شد
۴ پاسخ۲۰۵ بازدید
1403/08/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995623
سلام زنم داره ترکم میکنه هرچقدر التماسکردم به دستو پاش افتادم فایده ای نداشت فقط یک راه به ذهنم میرسه و اونم خودکشی است کمکم کنید هیچکاری نمیتونم انجام بدم دیوانه شدم دیوانه
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/05/19
سوال 994914
سلام وقت بخیر بنده ۴۳ سالمه و تو طی این مدت یک بار سال ۹۴ عاشق خانمی شدم که به نظر خوب و متین میامد و من هم قصدم ازدواج بود تا اینکه ایشون با نقشه قبلی و در موقعی که خانواده من خونه نبودن اومد خونمون و داخل غذایه من قرص خواب اور ریخته بود من که بهوش اومدم کل خونه رو جارو کرده بود بگذریم حدود ۵ ماه پیش با خانمی کاملا با شخصیت و خوانواده دار اشنا شدم ایشون واقعا به من اهمییت میداد و واسش مهم بودم و الان بگم قصد ما از اول هم فقط ازدواج بود ایشون اردبيل بودن و من تهران تا اینکه بعد ۳ ماه من به اردبیل رفتم و ایشون هم با خواهر و شوهر خواهرشون اومدن و امدیگه رو ملاقات کردیم و صحبت هایه اولیه رو راجب زندگی و ازدواج زدیم و بنده واقعا ایشون رو دوست دارم و واقعا عاشقشم ولی به خاطر اینکه من بلد نبودم با یه خانم چطوری باید رفتار کنم وقتی که ایشون ابراز علاقه میکرد و توقع داشت که من هم مثله ایشون باشم من یا جواب پیامش رو نمیدادم یا رد تماس میدادم چون یه وقتهایی استرس داشتم که چی باید بگم یا چیزی نگم خراب بشه تا اینکه بخاطر اینکه ابشوندرو از دست ندم بیشتر مواقع مجبور به در وغ میشدم و ایسون واقعا خسته شدن و میخواستن به این رابطه پایان بدن که من خودکشی کردم که ایشون رو از دست ندم حالا ایشون واقعا واسش سخته که با همچین ادمی ازدواج کنه ولی من به شما مشاور عزیز صادقانه میگم من دوسش دارم و فقط نمیدونستم باید چطور پیش میرفتم که اینجوری نشه و حالا عاجزانه از شما تقاضایه کمک دارم تا بتونم رضایت ایشون رو جلب کنم و به این باور برسن که من هدفم فقط درست کردن يه زندگي خوب و درکنار ارامش آسایش هست برایه ایشون لطف کنید اگر مقدور هست واستون حتی شماره تماس بدین که بنده مزاحم بشم ممنونم
۴ پاسخ۸۴ بازدید
1403/05/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994862
سلام آقا امیر شما ۴۳سالتونه چرا به جای قانع کردن ایشون باید خودکشی کنین جای تعجب داره الان شما باید بسیار پخته و باتجربه برخورد کنین و حتی اگر واقعا این خانم شما را نخوان مگه اخر دنیاس واقعا من نمیدونم چرا بیشتر آقایان اونجوری که خانوما فکر میکنن قوی و تیکه گاهن بلعکس خیلی ضعیف هستن لطفا در رفتارتون تجدید نظر کنین اگر صادق باشین و صبورانه رفتار کنین شاید نظر اون خانوم را هم جلب کنین
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1403/05/15
سوال 994861
سلام وقت بخیر بنده حدود ۵ ماه که با خانمی با شخصیت و باسواد برایه ازدواج وارد رابطه شدم متاسفانه یه مشکلاتی پیش اومد که حالا ایشون استرس بعد ازدواج رو داره و مشکلات رو هم مقصر من بودم اول اینکه بخاطر اینکه از دست ندم ایشون رو مجبور به دروغ شدم بعد به خاطر اینکه ایشون میخواست قطع رابطه کنه من مجبور به خودکوشی شدم و این رو هم بگم بنده ۴۳ سالمه و دومین بار که تو زندگیم وارد رابطه شدم اولیش که کلی نقشه ایشون برایه ازدواج کلا به خاطر سرقت از منزلمون بود و از ساله ۹۴ که این مضوع پیش اومد تا فروردین امسال که با ایشون اشتا شدم دیگه وارد هیچ رابطه ای نشدم و حالا صادقانه من ایشون سردرد میگیره قلبم درد میگیره میخواستم عاجزانه کمکم کنید دیشب ایشون یه حرفی زد که خیلی درد داشت واسم گفتن تو هم دوست داری هم نفرت به خدا قسم اینطور نیست ترو خدا ازتون میخوام کمکم کنید ممنو
۵ پاسخ۳۱ بازدید
1403/05/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994852
سلام من افسردگی شدید دارم بخاطر تجاوز بارداری و سقط.خودکشی ناموفق داشتم ( ۸۰ تا قرص خوردم : پنجاه تا آلپرازولام ۰/۵ + سی تا فلوکستین ۱۰ )از نظر امید به زندگی خیلی ناامیدم.نمیدونم چجوری باید خوشحالی خودم رو پیدا کنم.خیلی احساس تنهایی میکنم و از شدت تنهایی میل به مردن دارم.چجوری امید به زندگی پیدا کنم؟قابل ذکر است هیچ دوستی هم ندارم.
۴ پاسخ۴۶ بازدید
1402/05/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 988105
سلام من دوست دارم هرچه زودتر بمیرم چون هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم هیچ هیچ فقط مادرم برام انگیزه هست به نظرتون چطوری زودتر بمیرم؟چطور بمیرم که گناه هم نباشه؟یعنی خدا راه برگشتی نذاشته؟
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1402/04/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 28400
سلام خسته نباشد من چن هفته اس که فکر خودکشی میکنم همش اسم مرگ میارم و کسی یه حرفی بهم میزنه زود عصبی میشیم طاقت حرف زور رو ندارم ولی همه چیز رو میریزم تو خودم خیلی ناراحتم دلم میخاددتو عصبانيت هرچی ک تو دستم است رو خورد کنم
۱ پاسخ۱۳ بازدید