سلام من دختر۳۶ساله ای هستم آقایی همسن خودم اومده خواستگاری من ولی از لحاظ ارتباطی ضعیف هستند مثلا ما باید چندروز دو سه روز صبر کنم تا ایشان بیان باهم صحبت کنیم در ضمن تلفنی هم ارتباطی ندارم من فرد عجولی هستم و این بی خبری خیلی اذیتم میکنه تا حدی که از خوابم زده میشم و زیاد فکر میکنم از طرفی چون مورد خوبی هستن ترس از رفتنشون هم دارم چکار کنم برای ارامش و صبوری خودم
سلام چندسالی هست اونی که دوستش داشتم رفت بعضی وقتا میگم چرا زنده ام فکرخودکشی میفتم! نمیدونم باید چیکارکنم نمیتونم گذشته رو فراموش کنم و همش فکر می کنم اون دنیا راحتترم؟
من بواسطه اینکه کارمندم و از صبح زود بیدارم و شب دیر وقت میرسم خونه اصلا احساس آرامش ندارم در طول روز. همش استرس دارم که به همه ی کارهام برسم و روز زود تموم بشه برم خونه. این حس برام خوشایند نیست و داره اذیتم می کنم چیکار کنم؟