روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1401/08/12

سوال 20903

سلام ایا ازدواج با مرد خسیس اشتباه است ؟
1401/08/12

سوال 20895

ممنون از خانم عطاریان بابت پاسخگوییفقط اینکه درمورد علت به دل ننشستن فرمودین ممکنه آقا از جنس شما نباشه منظورتون رو متوجه نشدم،از این به بعد از کجا بفهمیم یکی از جنس ماست یا نه؟میشه بیشتر توضیح بدین و بفرمایید این هم جنس بودن دونفر به چی مربوط میشه؟
1401/08/11

سوال 20888

سلام اول اینکه خواهشا پیامهای قبلی منو پاک کنید .دختر ۴ ساله دارم که از همون ابتدا دعواش می کنم کتکش میزنم هر کاری بگید کردم حتی بخش یاد دادم حرصم در امد این ح فها رو بزن دلم بسوزه نزنمت باز هم نمیتونم اگه نزنمش دستام درد می گیره حالم خیلی بد میشه می ریزم تو خودم خیلی در حقش ظلم کردم اوایل حرص اینو اونو سر دخترم خالی می کردم بعدش گفتم بزار تندی کنم وابسته اش نباشم راحت جدا شم بعد که نشد حالا هم اونو دلیل اصلی این حال و روز و زندگیم میدونم میگم اگه نبود راحت میشدم ی جوری ام . مشاوره یا دکتر هم به هیچ عنوان ن میره شوهرم ن میتونم برم . مشکل عصبی دارم یکم اما واقعا خیییلی در حقش ظلم می کنم بهشم محبت می کنم هر چی بخواد میخرم بخاطرش پا روی همه چی میزارم اما اون لحظه که حرصمو درمیاره دیگه نمیفهمم بچه اس .چقد خودمو تنبیه کردم .توبه کردم .تنبیه واسه خودم در نظر گرفتم اما انگار ن انگار تو رو خدا بگید چیکار کنم
1401/08/11

سوال 20886

سلام و درود.بنده 41 سال دارم.اهل دود و مشروباتم نیستم.خانه، خودرو، کار و لوازم منزلم تهیه کردم.نمیدونم چرا درخواست نمیپذیره در همدم همه انصراف میدن
1401/08/11

سوال 20870

سلام سوالی که دارم اینه که علت اینکه یه نفر همه معیار های اصلی من رو برای ازدواج داره چهره و قد و هیکلش هم خوبه ها اما هر کاری میکنم به دلم نمیشینه چیه،از خدا هم خواستم که مهرش به دلم بشینه ولی نمیدونم چرا نمیشینه و من در ارتباط سه ماهه باهاشون نمیتونم راحت باشم و صمیمی بشم باهاشون !!! علت علمی و روانشناسی خاصی داره این حالت؟
1401/08/11

سوال 20860

سلام ببخشید من خانم و مجرد و ۴۱ سال دارم دلم میخواد خودکشی کنم گریه میکنم از زندگی راضی نیستم خانواده با من خوب هست وبه من محبت میکند ازشون راضی هستم خدا ازشون راضی باشه من کارگر هستم دوست ندارم سر کار بروم اما وضعیت اقتصادی ما خوب نیست مجبور هستم سر کار بروم سر کار همه آدمی هست واسه من خسته نمیتونم از خودم دفاع کنم مردم عین گرگ هستند نمیتوانم چه کار کنم من اعصاب و روانم مریض است سر کار بروم اعصاب آن را ندارم چه کارکنم از خدا بریدم نا امیدم همش استرس دارم احتیاج به آرامش دارم سرم وکله درد میکنه مغز سرم میسوزه گریه میکنم می ترسم از آینده همش به خدا کفر میگم که این چه زندگی است من دارم حالت تهاجمی دارم حمله میکنم به طرف کسی که اذیتم می کنه دلم میخواد تکه تکه شون کنم
1401/08/11

سوال 20851

سلام بنده به یک خانم دراپ همدم درخواست اشنایی و ازدواج دادم ولی بعد که دقت کردم دیدم ایشون تقریبا ده تا دوازده سانت از من بلندتر ووزنشون هم بیشتره فکدکردم خودشون رد میکنن ولی دیدم قبول کردند راستش خودم دوست دارم قبول کنم ولی بنظرتون کار عاقلانه ای هست قبول کنم یا خیر .درطول زندگی به مشکل برنمیخورم.؟؟؟؟مثلا ازنظر اعتماد بنفس و.....
1401/08/11

سوال 20831

سلام بنده به یک خانم دراپ همدم درخواست اشنایی و ازدواج دادم ولی بعد که دقت کردم دیدم ایشون تقریبا ده تا دوازده سانت از من بلندتر ووزنشون هم بیشتره فکدکردم خودشون رد میکنن ولی دیدم قبول کردند خواستم ببینم من هم باید قبول کنم یا رد؟؟؟احساس میکنم در مقابلشون بعدها اعتماد بنفسم کم میشه
1401/08/11

سوال 20818

سلام دختر ی هستم که به هرکی اعتماد کردم با بدی جوابم رو داده،، دیگه میلی به ازدواج ندارم و تصمیم گرفتم تا پایان عمرم ازدواج نکنم. ولی میترسم وقتی پیر شدم از تصمیم خودم پشیمون بشم.تکلیف دخترهایی مثل ما که از همه ضربه خوردن و دیگه نمیتونن به کسی اعتماد کنن چیه؟؟ هرکی میاد خواستگاریم یا بهم ابراز علاقه میکنه، حالت تهوع بهم دست میده.نمیدونم با این حس دلسردی و نفرت چه کنم؟میگم به یکی جواب مثبت بدم شاید تو زندگی بتونم دوستش داشته باشم یا علاقه به مرور شکل بگیره اما از طرف دیگه میگم اگه نتونم و همینجوری سرد بمونم هم طرف مقابل گناه داره هم زندگیم به جدایی کشیده میشه.یجوری شده از همه ی مردها متنفرم فک میکنم هرکسی که ازم خواستگاری میکنه میخواد با احساساتم بازی کنه و اذیتم کنه.به نظر شما چجوری از این حس نفرت میتونم خلاص بشم؟؟؟
1401/08/10

سوال 20813

با سلام. من و یک آقا به صورت سنتی آشنا شدیم و تیپ مراحل خواستگاری هستیم .یک مسئلع ای که ذهنم را مشغول کرده این هست که من به اندازه ام دوست داشتنی هام و خواسته هام توانمدنم‌ اگر به خواستگارم گفتم من دوست دارم شادی باشم و مهمانی داشته باشم آیا واقعا توان مهمانداری را دارم؟؟؟ یا اینکه آقا گفتن مادرشان با ما زندگی کنند.من واقعا میتونم . از پس اش بر میامگاهی فکر میکنم این پوست داشتنی های من و من دارم بر اساس چیزایی غیر واقعی تصمیم میگیریم .
1401/08/10

سوال 20810

با سلام من یه دختر دهه شصتی هستم کارمندم از هر بعدی که به زندگیم می نگرم واقعا شرایطم برای از دواج معقول و نرمال هست هیچ دغدغه و فکری که بخواد آیندم رو تهدید کنه نیست واقعا موقعیتم واسه ازدواج عاقلانه خوبه اما هر روزم تکراری شده خسته شدم گاهی فکر می کنم روزهای زندگیم داره حیف می شه در حالی که اگه مورد خوبی واسه ازدواج داشتم الآن منم مثل خیلی از هم سنهایم سرگرم لحظات قشنگ زندگی مشترک بودم زندگیمو خیلی دوست دارم مستقلم آرومم خورده شیشه ندارم گوشیم زیاد زنگ نمی خوره روابط پنهانی ندارم اما در کنار همه اینها وقتی هنوز ازدواج نکردم انگار یه چیزی گم کردم و این همیشه با منه و همین واسم شده یه دغدغه که بالآخره آیندم به کجا می رسه یکسالی می شه در همدم هم ثبت نام کردم اون اوایل چند باری واسم پیام اومد ولی چون روال کار رو نمی دونستم از دست دادم و تا به الآن هم خبری نیست با سپاس

صفحه 220 از 423