پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995539
سلام دختر ۸ ساله ای دارم که تو درس خوندن تنبله کلاس دوم است و وقتی ازش ایراد درسی میگیرم همش میگه من خسته شدم و چرا من رو اذیت میکنی و دوست نداره اشکالات درسی رو ازش بگیرم فوق العاده بداخلاقه البته من و پدرش هم قبلا با هم مشکل داشتیم ولی الان خوبیم در ضمن تلویزیون رو هم ۲ماهه قطع کردیم و سرگرمیش نقاشی و بازی با پدر شده من چه کار کنم که این حالت عصبی و بداخلاقی شدیدش از بین بره ؟؟ من بهش میگم تو خنگی اونم به من میگه خودت خنگی. من نگرانه سن بلوغ هم هستم که همینجوری بداخلاق بزرگ شه. من چه رفتاری رو باهاش داشته باشم؟؟
۵ پاسخ۳۵ بازدید
1403/08/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995538
سلام ببخشید من از زجر کشیدن خودم خوشم میاد دوست دارم به خودم صدمه بزنم تو تصوراتم خودم رو در حال شکنجه شدن تصور می کنم. هم حالم خوب میشه هم حالم بد میشه رسما دارم دیوونه میشم لطفا کمکم کنید چیکار کنم تا خوب شم
۵ پاسخ۴۵ بازدید
1403/08/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995533
سلام خدمت همه مشاوران گرامی<br>من مدتی است در محل کارم احساس می کنم از لحاظ کاری دچار فرسایش شدم<br>در محیط کارم حالم خوب نیست و از کارم لذت نمی برم شاید چون سالهاست اینجام ترس از رفتن دارم در حالی که توانایی زیادی و روابط اجتماعی بسیار بالایی دارم و چون فرزندی کوچیک دارم این هم دلیلی دیگر است.<br>چیکار باید بکنم و چه راه حلی پیش روی من می گذارید؟
۳ پاسخ۴۰ بازدید
1403/07/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بار مسئولیت سالمندی و انتخاب ازدواج
سلام دختری ۳۹ ساله هستم زندگی به شدت سختی دارم وظیفه نگهداری از پدر و مادر سالمند.همش باید مراقب مادرم باشم که زمین نخورد.خسته شدم نمیتوانم بیرون برای انجام دندانپزشکی برم چون مادرم نمیتواند تنها بماند و اینکه بسیار قدر نشناس و پرتوقع هستند.آیا ازدواج میتواند برای فرار از این زندگی به من کمک کند!!!!یا نه بدبختی همچنان ادامه دارد.....
۴ پاسخ۸۶ بازدید
1403/07/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995522
سلام-حدود ده روزی هست که احساس میکنم با یک شرایط فرسایشی روبرو شدم . چند روز دیگر قرار جلسه آشنایی قبل از ازدواج با یک خانم را دارم و از طرفی هم در دانشگاه تدریس میکنم و شرایط تدریسم مقداری بهم فشار میاره. اما از طرفی شرایط فعلی کشور (مسائل مربوط به جنگ اسرائیل و احتمال حمله آن) به شدت شرایط روانی خانواده را تحت الشعاع قرار داده و به طبع اون، من هم اخیرا تاثیراتی گرفتم. روبرو شدن با شرایط تنشی خانواده، کنار آمدن با شرایط دانشگاه (تدریس و تحصیل همزمان در مقطع دکترا) و افزوده شدن استرس دوره آشنایی به آن، در مجموع من را از نظر روحی خیلی در فشار گذاشته و حس میکنم که در طول روز همواره خسته هستم (البته رفتن به بدنسازی مقداری حالم رو به صورت مقطعی بهتر میکنه) بنظرتون چی کار کنم که مقداری حالم بهتر شه؟ممنون
۶ پاسخ۸۵ بازدید
1403/07/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995506
سلام - پسر 27 ساله و دانشجوی دکترای کامپیوتر هستم . خواستگاری هم با زحمت خانواده و معرفی یکی از آشنایان هماهنگ شده (خود دختر خانم رو ندیدم) - اما حقیقتا با مقداری اکراه خودم رو مجاب کردم که ازدواج کنم ( فشار جنسی و بالا رفتن سنم جزو این علل بود) . الان با مشخص شدن زمان خواستگاری به شدت اضطراب گرفتم جوری که حس میکنم که انگار قرار هست که بمیرم :) چون میدونم با ورود به ازدواج احتمالا باید تن به خیلی از کارهایی بدم که دوستشون ندارم (مثل مشغول شدن در شغلی که احتمالا بتونم توش درآمد خوبی داشته باشم - اما قلبا بهش علاقه ندارم و حس میکنم به هیات علمی بیشتر علاقه مند هستم و در کنارش این رو هم میدونم که در اون صورت بدون کار دیگه، درآمد کافی نخواهم داشت) از طرفی نصیحت های پیاپی خانواده ام هم داره اذیتم میکنه. چطوری به این حس به شدت منفی غلبه کنم؟
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/07/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995499
سلام. من ۳۶ سالمه. وقتی یه خواستگار که نسبتا مورد پسندمه، ولی خب به دلیل یکی دو تا موضوع شک دارم یا خانواده م ایرادی مطرح کردن ، اما خود من میتونم باهاش کنار بیام، نمیدونم باید چطور به قضیه نگاه کنم؟مثلا برم دنبال مشاوره و ... که ببینم شک خودم برطرف میشه یا نه؟ و اگه شد، نظر خانواده مو چیکار کنم؟اصلا تو بررسی یه خواستگار ، اینجوری فکر کنم که حالا این آخرین نفر که نیست، بازم موارد بعدی میان حتما، چرا خودمو درگیر کنم یا با خانواده کشمکش راه بندازم که آیا راضی بشن یا نه....یا اینکه اگه ویژگیهایی داره که برام مهمه، تمام تلاشمو بکنم که جور بشه ؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/07/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995498
سلام - الان در یکی از بهترین دانشگاه های کشور در مقطع دکترای کامپیوتر تحصیل میکنم. در طول دوران سربازی ام مشغول به حرفه برنامه نویسی بودم و الان در دانشگاه تدریس هم میکنم. اما در اون برهه زمانی که کار میکردم،خیلی بازخوردهای بدی در کارم میگرفتم و از مقطعی به بعد با شرایط کاری ام مثل غیرمنعطف بودن محیط کار ، صحبت همکارها مبنی بر این که درس و دانشگاهم به درد کار نمیخوره و رشد خودشان (و عقب ماندن خودم) و فضای یکنواخت کار به شدت به مشکل خوردم و با تمام شدن آن دوره، در خصوص مشغول شدن مجدد به کار به شدت احساس بی کفایتی میکنم و حس میکنم هیچ شغلی منفورتر از شغل برنامه نویسی نیست! اما تنها راه کسب درآمد خوب هست؛ پس یا باید یک عمر برای شغلم عذاب بکشم تا درآمد داشته باشم و یا ازدواج نکنم و مثل الان تا ابد یک معلم مجرد باقی بمونم. چه کنم که اینقدر عزت نفسم بد نباشه؟
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/07/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995494
با سلام خدمت شما وممنونم بابت برنامه خیلی خوبتون من در همدم با آقایی آشنا شدم که چند جلسه تلفنی با همدیگه صحبت کردیم و به علت اینکه شغلشون شهر دیگه ای هست دو هفته طول کشید بتونیم حضوری همدیگه رو ببینیم .یک جلسه حضوری همدیگه رو دیدیم و صحبت کردیم من ایشان رو پسندیدم و ایشان هم با رفتارشون مشخص بود پسندیدن .بعد از حضوری کلا پیام ندادند من خودم پیام دادم بهشون بعد از دو روز وگفتم با خانواده مشورت کردم ونظرشون این هست که خانواده ها با هم آشنا بشن چون در این دو هفته هم هر دو خانواده اطلاع داشتند که ما داریم با هم صحبت میکنیم . ایشان در حواب گفتند مادرشون مسافرت هستند و باید صبر کنیم میخواستم ببینم من تا چه مدت باید صبر کنم و اینکه ممکن است ایشان دروغ گفته باشند
تردید در تصمیم گیری1مخالفت با انتخاب همسر از یک شهر دیگر1دلایل مخالفت با ازدواج کردن1احساس بلاتکلیفی1آشنایی از طریق اپ همدم 10+
۵ پاسخ۳۰ بازدید
1403/07/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995483
سلامب تازگی نامزد کردمموقع حرف زدن باهاش، بدون اینکه حتی ذره ای فکر سو داشته باشم یا اصلا در باره موضوعات اینچنین حرف بزنیم،ا ل : م بلند میشه. کنترلی هم روی اون نیست، اگر راهکاری هست ممنون میشم بفرمایید
۵ پاسخ۳۵ بازدید