پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995680
سلام دختر مجرد هستم ۴۷ ساله لیسانس.. در دوران آشنایی موقع صحبت حضوری در جلسات ۳ و ۴ میتونیم در صورت حضور ذهن نداشتن یا فراموشی سوالها را که قبلا تو گوشی یادداشت کردیم از گوشی ببینیم و چک کنیم ؟البته این کار برام پیس نیمده ولی برام سواله ...سوال دیگه اینکه قبل از خواستگاری رسمی و دیدار خانواده ها چند جلسه بیرون صحبت کنیم ؟
۳ پاسخ۱۳ بازدید
1403/08/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995660
سلام وقت بخیرمن اقای ۳۵ ساله هستم که وسواس فکری زیادی دارم...اشتباهاتی تو زندگیم داشتم ولی عذاب وجدان و حس گناه بسیاری دارم...نمیتونم با خودم کنار بیام...ادم به شدت احساسی هستم و تو تصمیماتی که میخوام بگیرم اثر منفی میزاره ....قدرت تصمیم گیری ندارم و با ۳۵ سال هنوز نتونستم ازدواج کنم...بعضی اوقات حس ناامیدی میگیرم و احساس میکنم گذشته ام رو نمیتونم جبران کنم
۴ پاسخ۱۱ بازدید
1403/06/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995333
باسلام خدمت خانم راه چمندی عرض کنم بله چندین موردمشابه هم اینگونه بوده است حتی قبل ازدیدارحضوری این ومتوجه شدم اقایان هم زمان میخوان چندتاخانم آشنابشن وقتی متوجه میشم واقعا ناراحت کننده است به طورمثال انلاینی چندین ساعته درمجازی میگن یادم رفته زدم به شارژ یا زمانی سرکارن دوست دارن صحبت کنن بعدازظهرها وقت ندارن ازخودشون خونه شون فیلم وعکس میگرن میفرستن بعدوقتی تماس میگیرم شماره اشغال میکنند مادرم پیشم بود خواهرم یادوستم بود خجالت کشیدم صحبت کنم اکثراهم اینطورهستند میدونم من بایدخودم وسرزنش کنم اما باید چکارکنم که دیگه باچنین مواردی روبه رونشم کلا ناامیدشدم ازخودم ناامیدشدم مگرمن مشکلم چیه صادقانه واردیک آشنای شدم دوست دارم قبل اینکه وارد جزییات آشنای بشم طرف وحضوری ببینم بعدآشنای ادامه پیداکنه ایاکارم اشتباه است لطفا راهنمای بفرماییدبرای اصلاح خودم ممنون میشم سپاسگذارم
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1403/06/24
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995300
با آقایی که خیلی جزیی نگره چطور میشه رفتار کرد به اندازهای جزیی نگره که حتی به کلماتی هم که آدم استفاده میکنه به شدت دقت داره و انتظار داره طرف مقابلش حتی دو کلمه مترادف رو هم در جای خودش به کار ببره
۴ پاسخ۱۵ بازدید
1403/05/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994756
سلام من خانمی چادری هستم با یک آقا آشنا شدم هر روز از تیپم میپرسه هر روز ازم میپرسه چی میپوشی بهش میگم من هر تیپی که داشته باشم زیر چادر هست خواستم بپرسم این سوالات طبیعیه یا نه؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/04/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994484
سلام دوست عزیز من خودم هم مثل شما نگران مصرف داروهای روانپزشکی بودم ببینید به خودتون بستگی داره که بخواهین همیشه از دارو درمانی استفاده کنید یا نه.به نظر من این داروها درمان نمی کنند چون اگر درمان می کردند بعد از یه دوره درمان و قطع دارو بیماری دوباره برنمیگشت اینها فقط علائم رو برطرف می کنن شما حتما باید سبک زندگیت رو تغییر بدی و اگر هزینه اش رو داری حتما برین پیش روانشناس خوب تا بتونه ریشه ی وسواس شما رو پیدا کنه . در ضمن پیشنهاد میکنم حتما پیش یه پزشک طب اسلامی هم برین.اگر مشکلی در تغذیه تون باشه بهتون میگن خیلی از مشکلات روانی حاصل غلبه ی یکی از خلط های چهارگانه هستش.خود روانپزشک ها هم چندبار به خود من گفتن بعد از قطع ممکنه برگرده یعنی اینها مشکلاتی هست که از طریق چنین داروهایی درمان قطعی نداره حالا بماند چه عوارضی ایجاد می کنند به شرایط خودتون نگاه کنید یه وقتی هست برای اینکه کنترل زندگی رو به دست بگیرید لازمه ابتدا دارو مصرف کنید اما وقتی تونستین زندگی رو مدیریت کنید دنبال درمان های واقعی باشید. دارو درمانی روانپزشک ها ، درمان کننده نیست و فقط علائم رو تا وقتی مصرف کنید به حاشیه میبرن ریشه ی وسواس ها ، اضطراب هستش اگر اون اضطراب درمان بشه مشکل وسواس هم برای همیشه حل میشه دنبال درمان های موقتی نباشید شاید روانکاوی و روان درمانی زمان بر باشه اما بالاخره برای همیشه ریشه مشکل پیدا و درمان میشه
۱ پاسخ۸ بازدید
1403/04/20
سوال 994468
باسلامچندسالی هست دچار وسواس شدم، برای درمانش اقدام کردم خیلی بهتر شد ولی هنوز نشانه هایی مونده...خانواده بخاطر این مساله چندین مورد خوب رو طی دو سال اخیر رد کردن و حتی صحبت کردن من هم تاثیری نذاشت که دیگهدمن بهتر از این نمیشم! بذارید من از طریق مشاور اقدام کنم،خودم به طرف میگم اگه این مقدار وسواس من براش نگران کننده خودش مخالفت میکنه میره(الان اصلی ترین مساله اینه که عذرمیخوام من تو دستشویی خیلی طول میکشه کارممن چندتا سوال دارممن از بچگی یعنی ۸ سالگی دچار وسواس فکری بودم و انواع وسواس رو از سرگدروندم ، میترسم این وسواس از طریق وراثت منتقل بشه، آیا ممکنه؟منی که تلاش کردم ولی نمیتونم زودتر از یه ربع از سرویس بهداشتی بیرون بیام، این رو اصلا باید با طرف مطرح کنم؟ چطوری؟ بخاطر این مورد من هیچوقت نباید تشکیل زندگی بدم؟<br>
۳ پاسخ۳۰ بازدید
1403/04/15
ناشناسحقوقی
سوال 994418
سلام من چند ماهه ازدواج کردم همسر من اوایل برنامه ریزی ای داشت برای خواب و بیداری و خیلی چیزهای دیگه به من میگفت زن و شوهر باید همراه باشن و تو باید چهار صبح پاشی و چند ماه پاشدم باهاش ولی دیدم برنامه اش و هروقت بخواد عوض میکنه ساعت نه خاموشی وقتی میگفت چهار باید چهار پامیشدی نبم ساعت دیر تر پامیشدم حرف نمیزد باهام میگفت سوره نساءگفته مردان رو برگردانن از زنانی که نافرمانی میکنن بعد گذشت سر اینکه من شب با لباس خواب کوتاه تو خونه گشتم قبل خووب دعوا راخ انداخت گفت ولنگ و باز میگردی گفت همین الان عوضش کن یا حرف من و انجام بده یا بچه نمیخوام تکلیف خودت و روشن کن چون خیلی بچه دوست داری حتی پنج سال دیگه هم بگذره بچه نمیخوام مگه اینکه همینطوری زندگی کنیبه من میگه مرد مسئول برنامه ریزی زندگیه همه چی با مرده مرد تصمیم میگیره با هم انجام میدن هم اسم قانون میاره هم قرآن میگه قانون اسلامی گفته تصمیم گیری با مرده و تو ساعتی که من نیگم بیدار نشی یعنی تمکین نمیکنی تو گوگل قانون آورده میگه این شامل تمکین عام میشه درسته؟خودش به من میگه تکلیفت و روشن کن چند بار کفت نمیخوای برو تا میخوام برم یا حرفش و عوض میکنه یا میگه خونه بابا میری که چی بشه منکه نمیام دنبالت یکی دو بار گفت بریم دادگاه گفتم دادگاه دلیل میپرسه ازت میگه مرد دلیل نمیخواد میتونه راحت بی دلیل زنش ک طلاق بده تا میخوام بیام میگه بری زن نشوز میشی سرپیچی کننده میگم خودت میگی نمیخوای زندگی کنی میگه قانوندمن اینه مثل قانون جمهوری اسلامی که حجاب اجباریه مرد میتونه این کار و بکنه باهاش مقابله میکنم میگه همینه که هستم الان بدتر شده اوضاع زندگیمون میگم کی به تازه عروسش این حرفها رو میزنه که تو میزنی تا میخوام بیام یه بار میگه ما تازه ازدواج کردیم همدیگر و خوب نمیشناسیم این دعواها طبیعیه دل میشکونه تا موقه ای که این حرفها رو میزنم میگه قوی باش دونفر میتونن در عین دوست داشتن جدا بشن از حرفش نمیخواد کوتاه بیاد میگم بریم مشاوره نمیره اصلا میگم شاید من استباه میکنم موقه دعوا حرفش و میزنه ولی با آرامش من عصبی میشم میگه حالت خرابه مگه چیه خب یه بار دیگه سر رفتن من گفت آخرین بار تو که همش آماده رفتنی هرچی میشه حرفهای خودش و نمیفهمه میگه من نگفتم که بری من میگم با این شرایط بچه نمیخوام انگار فقط شرایط و حرف خودش درسته میگم بیا حد وسط بگیریم توافق کنیم تو تصمیماتمون میگه توافق برای غریبه هاس سری آخر که خواستم برم بهم گفت بری نمیام چی میشه فکر میکنی یه سال هم بمونی طلاق نمیدم دوماه دیگه عدم تمکین میزنم خودت مجبور میشی با پای خودت برگردی همچین کاری میتونه بکنه؟بهش گفتم من با بدبختی زندگی نمیکنم بهش گفتم یا من هروقت خواستم بچه میخوام ساعتی که تو گفتی پانمیشم و لباس کوتاه میپوشم و تو کار مناسب پیدا میکنی من میمونم یا تموم کن خسته شدم گفت هرچی تو بگی ولی دوباره سر موضع خودشه جاش و جدا کرده به زور حرف میزنه برای خونه میوه نمیخره میگم بهش میگه پروتئین بهت میریه بسه میدونم من تو بحث خیلی باهاش این سری بد حرف زدم آخرین بار گفتم تو توان خرید نداری بیکاری و از این حرفها در اتاق و محکم پشت سرش بستم اون و ول نمیکنه بی احترامی میگه کردی ولی تمام این حرفهای خودش و بی احترامی نمیبینه من میدونم تو این رابطه هردو تا مقصریم ولی اون تقصیر خودش و گردن نمیگیره ولی میدونم حق منه که ساعت خواب و بیداری وبرنامه ام دست خودم باشهحتی برای بعد خوابم هم برنامه چیده بوداول یاد خدا بعد صبح به خیر گفتن بهد کشیدن پرده ها بعد مرتب کردن رختخواب بعد چایی بذاری بعد بری دست و روت و بشوریواقعا زندگیمون به مو بنده دیگه نمیدونم چیکار کنم دوست دارم برای آخرین بار تلاشم و برای زندگیم بکنم یه کاری کنم درست بشه نمیدونم امکانش هست؟فهمیدم از رفتارش وسواس داره هم از لحاظ حقوقی راهنمایی میخوام هم از لحاظ مشاوره زوجی لطفا راهنمایی کنیدمن خودم دنبال جایی برای کمک گرفتن برای مشاوره هستم حداقل خودم برم تا بفهمم باهاش چطور رفتار کنم واقعا شرایطم خوب نیست همش میخوام خوب باشه ولی..بعضی وقتها میگم قهر برم خونه پدر و مادرم شاید درست بشه ولی خیلی مغروره نمیدونم مجبور شدم یک بار به پدر و مادر خودش بگم گفتم حداقل بگین از صبح بره سر کار این کاری که میگه آینده نداره طرز فکرش درست نیست به اونا گفته بود تو زندگی من دخالت نکنین اوایل از رفتن من میترسید ولی الان نمیترسه ولی موقع رفتن به من میگه به عواقبش فکر کن فکر نکنی میام دنبالت یا میگه تو زن شدی میخوای بری خونه پدرت وقتی خونه داری میگم خونه ای که به من بگن بریم دادگاه خونه من نیست دیگه من خودم درآمدی ندارم نمیدونم هزینه مشاوره الآن چه قدر میشه جایی باشه با هزینه کمتر اگر سراغ دارید رفتارهای خومم و هم بگم رفتار اون و هم بگم ممنون
۲ پاسخ۲۰ بازدید
1403/04/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994357
سلام من به تازگی ازدواج کردم و متوجه اخلاق های خاصی تو همسرم شد ،اون اوایل برای سر کار فتن میگفت پشت سرش آب بریزم حتما من فکر میکردم فاتزیشه یا دوست داره گاهی نمیریختم بهونه میکرد انقدر وایمیستاد تا بریزم میگفت تو نمیفهمی به صلاحته من مردم و این طور حرفها یکی دو بار حتی نریختم نرفت سر کار تا اینکه مشاجره ای داشتیم سر همین مسائل که برنامه ریزی به اجباری داشت میگفت باید بامن همراه اش همراهی یعنی این تو تمکین نمیکنی و...یا اینکه میگفت جلوی در ورودی ریسه زده تا میاد براش روشن کنم و من خوش آمد گویی میکنم حتی بغلش میکنم یا بدرقه دعای خیر میکنم میگه همینی که من میگم و باید انجام بدی دوست داری اونا هم باشه ولی این و باید انجام بدی چون مَردَم و اینا رو جز مردونگیش میدونه و انجام ندادنش و سرپیچی و نخواستنش یا اینکه فکر میکنه بچه های آینده با دیدن این حرکات بهش احترام خواهند گذاشت ارج پیدا میکنه ولی من این سری گفتم که انجام نمیدم چون بچه بازی داره وقتی به این بهونه حتی نمیری سر کار من بهش میگم من تازه اومدم به زندگیت انقدر حرف خودت نباشه یک بار امتحان کن چند وقته بدون این رفتی سر کار اتفاقی نیفتاده قبول نمیکنه مثلا سر خیلی مسائل اینطوریه میگه من مردم پس باید من بگم من تصمیم بگیرم من نظر تو رو میشنوم نهایی من تصمیم میگیرم میگم زندگی مشترک یعنی دونفر با تفاهم و توافق تصمیم میگیرن میگه من نظر تو رو گوش میکنم شاید آخر نظر تو انجام شد ولی من تصمیم میگیرم یه طور ی رفتار میکنه انگار بعضی چیزها انجام نشه حرفش زمین گذاشته میشه یا از مردونگی اش کم میشه مثلا یه لیست آهنگ داشته باشیم و پیشنهاد بده یه آهنگی و و من نذارم حالا نه به قصد میگم این بهتره آخرسر یا خودش دوباره پخشش میکنه یا انقدر به من میگه تا بذارمش انگار حرفش رو زمین مونده باشه حتی سر چیزهای خیلی کوچیک من میخوام بدونم چیکار باید بکنم چطور باید باهش رفتار کنم چند وقته ما مشاجره های کوچیک و بزرگ داریم هر شب هم داریم تقریبا لج باز هم هست به شدت تا به روش بیارم شاید نکنه لجبازی اصلا هم مشاوره رفتن و قبول نمیکنه من همش میخوام باهاش آروم رفتار کنم ولی منطق خودش و قبول داره مثلا درمورد آب ریختن هرچی میگم من دعا میکنم امتحان کن اون نباشه چی میشه و.. قبول نمیکنه واضح میگم چیزی که بشه وظیفه اگر یه روز انجام ندم نری سر کار بچه بازیبشه انجام نمیدمراهنمایی میخوام کتابی باشه راهکاری باشه انجام بدم چون مشاوره قبول نمیکنهسر مسئله لباس کوتاه پوشیدن تو خونه به من میگفت نباید بپوشی یکم بالای زانو باید بپوشی تو خونه دلیل داره که میگم با لباس خواب نباید بگردی تو خونه من هرچی تو گوگل میگردم دلیلی پیدا نمیکنم به زور دارم میپوشم ولی سر لباس خواب پوشیدن آخر شب توخونه دعوا راه انداخت گفت نباید بپوشی یا تا میری اتاق خواب یه چیزی بنداز روی دوشت گفت این رسالت منه یا انجام بده یا برومن واقعا میخوام بدونم این اخلاقش از چیه و چطور باید باهاش رفتار کنم من واقا دوست ندارم تو زندگی مشترک لج و لج بازی باشه و قطعی بگم انجام نمیدوم و دوست ندارم اصلا ولی خودش مجبورم میکنه
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/02/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993752
سلام فاکتور های اصلی برای ازدواج مناسب چه چیز هایی هستن؟ من دچار کمالگرایی و وسواس شدم و نمیتونم به نتیجه برسم.
وسواس فکری1مهمترین معیار انتخاب همسر1فراهم نشدن شرایط ازدواج1معیار های انتخاب همسر کمالگرایی در ازدواج
۳ پاسخ۱۲ بازدید