پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/11/21

سوال 24293

من خیلی استرس ازدواج دارم ۳۶سالمه هر کی آشنا میشم می‌ره یهویی دیگه واقعا خسته شدم ازشون میخام با خانواده ام صحبت کنند در میرن، خیلی ناراحتم همیشه هم دوست داشتم برم خارج از کشور چون خودمم مدرس زبانم خیلی ناراحت و نگرانم ک سنم داره بالا میره
1401/10/12

سوال 22802

سلام .میشه همدم کاری کنه دیگه این آقای اتباع که از خانم شون ۶ بچه دارن نتونن دیگه اینجا پیام بدن⛔⛔⛔⛔⛔⛔⛔واقعا این حرف شون وقاحت داره .متاسفم برای ادمین که این حرف هایی که بوی بی معرفتی و بی مروتی و نامردی رو میده تایید و ثبت کردن🤦‍♀️🤦‍♂️🤦‍♀️🤦‍♂️🤦‍♀️🤦‍♂️🤦‍♀️
1401/09/18

سوال 22007

سلام یک سال هست که جدا شدم ۴۲ سالمه یه دختر ۱۱ ساله دارم که پیش پدرش زندگی میکنه پدرش ابطه منو با بچم خراب کرده دخترم منو مقصر میدونه میگه بابا تو رو دوست داشت تو طلاق گرفتی من به هیچ وجه از طلاق پشیمون نیستم چون داشتم با اون اقا عذاب کشیدم تصمیم دارم در اینده دخترم رو بیارمیش خودم زندگی کنیم البته قصد ازدواج مجدد رو هم دا رم به نظر شما باید چه طور مردی بیاد تو زندگیم که دختر منو هم بپذیره ؟خودش بچه داشته باشه من بپذیرم که اونم دختر منو بپذیره یا که نه فرقی نداره؟واینکه در مورد دخترم چیکار کنم که رابطش با من خوب بشه زنگ میزنم یا جواب نمیده یا اگه جواب بده خیلی سرد وهی میخواد زود خداحافظی کنه
1401/08/23

سوال 21453

سلام من یکبار ازدواج داشتم وبعداز ۸سال جدا شدم ویک دختر ده ساله دارم که ۴ سال پیش جداشدم اون موقع قبل از جدایی و در آستانه جدایی خانمم گف من میخوام دخترم پیشم بمونه نه مهریه میگیرم نه چیزی فقط دخترمو بمن بده منم البته دلم نمیومد دختروازمادرش جداکنم چون اون موقع دخترم ۶ ساله بود قبول کردم اما دلمم نمیومد که بعداز طلاق دخترم آواره شه معرفت به خرج دادم و به خانم سابقم گفتم شماها اینجا بمونید ومن ازاین خونه میرم همه اساس منزل برای تو وبچه فقط لباسموبردمورفتم حالا صفرواقعی هستم صفرصفر وسنم هم ۳۷ ساله دلم میخواد توی رابطه باشم وخیلی زیاد موقعیتهایی پیش اومد که ازکسی خوشم اومده که دوست داشتم باش وارد رابطه شم اما وقتی به نداری خودم فکرمیکنم وقتی به صفربودنم فکرمیکنم اعتمادبنفسم خیلی ضعیف میشه طوری که اون انرژی ایی که داشتم و میخواستم بادخترهمصحبت شم تا وارد رابطه شیم اون انرژی تحلیل میره و سرجام میخ میشم نمیتونم برم جلو تا وارد رابطه شم ،درصوزتی که ازدواج اولم یادمه هیچی مثل الان نداشتم ولی تا عقد کردم همچیز بترتیب وپشت سرهم نهایتا درعرض یک سال همه خونه زندگیموکامل کرده بودم اما الان بازم هیچی ندارم ولی این نداری من اعتمادبنفسموضعیف کرده طوری که نمیتونم به کسی همصحبت شم وبعدازمدت کوتاهی پیشنهاد بدم مشکلی شده واسم اهتمادبنفسموازدست دادم بخاطر مشکل اقتصادیم
1401/07/09

سوال 19774

من اصلا کاری با زندگی اونا ندارم اما خوب مادر انسان حتا اگر بچش 50سالش هم بشه باز مادر است و دوست داره که منو کنار خودش ببینه خودتون میدونی رابطه عاطفی زیادی بین پسر و مادران وجود داره البته این مشکل مال چند سال پیش بوده و من به خاطر این که مادرم دوچار دوگانی بین من وشوهرش نشه سعی کردم ملاقات انجام نشه اما خوب مادرم بهم میگه حتا زمانی که خودشون هم تنها هستن این رفتار انجام میده بنده 25ساله هستم بنده خودم به مادرم پیشنهاد دادم که میتونه ازدواج مجدد داشته باشه اما خوب طرف مقابل ادم خوبی نبود من بیشتر نگران مادرم هستم چطور میشه این مشکل حل بشه واقعا میخوام مادرم در ارامش باشه میدوارم خدا همیشه سایه تمام مادران از سر بچه هاشون بر نداره همین
1400/08/10

سوال 13486

من یک عقد ناموفق داشتم و در این عقد رابطه جنسی هم ( به درخواست همسرم) داشتم.حالا نمیدونم این موضوع چگونه و در چه مرحله ای به شخصی که میخوام آشنا بشم عنوان کنم که درست و اصولی باشه؟
1400/07/11

سوال 12010

سلام. 38 سالمه. یبار ازدواج ناموفق داشتم. کارمند رسمی هستم. دکتری خوندم و تدریس هم میکنم دانشگاه. خونه و ماشین در شان هم دارم. ولی نمیتونم به کسی اعتماد کنم . چون یبار زخمی شدم. ولی تنهایی هم اذیتم میکنه. بنظرتون چیکار کنم؟
1400/07/11

سوال 11914

سلام من ۳۸ سالمه ...یه بار ازدواج نا موفق داشتم ..توی این سالهای زندگیم ..نمیتونم ادمایی که برام مشکل ساز بودن و بارها و بارها بهم ضربه های شدید زدن و بار ها و بارها تکرار کردن رو کنار بزارم و بارها بهشون فرصت چندین باره رای برگشتن و زدن ضربه مجدد میدم
1400/07/11

سوال 10171

چند سال پیش یک ازدواج ناموفق داشتم و هنوز ازدواج نکردم ولی نمی تونم خاطرات اون دوران رو از یاد ببرم و خیلی از این بابت در عذابم لطفا کمکم کنید بتونم خاطرات اون دوران رو فراموش کنم؟

صفحه 4 از 4