پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/03/28

سوال 28183

سلام پسری ۳۸ساله ام که شکست عشقی خوردم همش اظطراب استرس دارم همش خسته همش،فکر اینده رو دارم بی اعصاب شدم و خسته ممنون میشم راهنمایی کنید
1402/02/22

سوال 27293

من هر خواستگاری که میاد برام ،زود با شرایطش موافقت میکنم ،و حس میکنم که میتونم با شرایطش کنار بیام ،نمیدونم این خوب هست یا نه از این میترسم و حس میکنم خودم رو نمی‌شناسم که اینجوری میکنم چیکار کنم ؟
1402/02/13

سوال 26996

سلام ، دختر هستم ۲۶ سالمه ‌ خیلی دوست دارم ازدواج کنم ، ولی ب محض اینک خواستگار میاد و اکی میشه من دودل میشم مبترسم اون مرد ایده الم نباشه ‌ احساس می کنم ازدواج برام خیلی وحشتناک شده سخت پسند شدم ‌ و اینک سنم کمتر بود ب راحتی قبول می کردم ‌ چیکار کنم ‌ چرا ایتقدر ازدواج برام ترسناک شده ‌ طرف هر چقدر ایده ال باشه پیش خودم میگم نکنه بد از اب در بیاد نکنه تموم حرفاشون دروغ باشه نکنه طلاق بگیرم و ... برای خودم نگرانم
1401/08/11

سوال 20860

سلام ببخشید من خانم و مجرد و ۴۱ سال دارم دلم میخواد خودکشی کنم گریه میکنم از زندگی راضی نیستم خانواده با من خوب هست وبه من محبت میکند ازشون راضی هستم خدا ازشون راضی باشه من کارگر هستم دوست ندارم سر کار بروم اما وضعیت اقتصادی ما خوب نیست مجبور هستم سر کار بروم سر کار همه آدمی هست واسه من خسته نمیتونم از خودم دفاع کنم مردم عین گرگ هستند نمیتوانم چه کار کنم من اعصاب و روانم مریض است سر کار بروم اعصاب آن را ندارم چه کارکنم از خدا بریدم نا امیدم همش استرس دارم احتیاج به آرامش دارم سرم وکله درد میکنه مغز سرم میسوزه گریه میکنم می ترسم از آینده همش به خدا کفر میگم که این چه زندگی است من دارم حالت تهاجمی دارم حمله میکنم به طرف کسی که اذیتم می کنه دلم میخواد تکه تکه شون کنم
1401/08/03

سوال 20604

سلام با عرض خسته نباشید حس میکنم که با وضعیتی که دارم هیچ وقت ازدواج نکنم چون خانواده های که سطحشون پایینه به سختی میتونن ازدواج کنن ما که اصلا بیخیال شدیم و اینکه به خاطر تیپ شخصیتی که دارم دورنگرا هستم و نمیتونم خوب ارتباط برقرار کنم تو خیابون به کسی پیشنهاد دوستی بدم یکم خجالتی هستم پیش خودم میگم اگه طرف دوست پسر داشته باشه چی اگه شوهر داشته باشه چی و متاسفانه انقدر این مثله ازیتم میکنه که تو شغلم هم اثر گذاشته به خاطر شرایطی که دارم مجور شدم که این کار انجام بدم اما متافانه به خاطر خجالتی بودنم و و این که نمیتونم حرفمو بزنم زمان های که تنها میشم انقدر با خودم میگم این کار کنم اون کار کنم اما وقتی زمانش میرسه که حرف بزنم زبونم بند اومده هیچی نمیگم مثلا الان حقوق من 7میلیون است در صورتی که شرکت های دیگه دارن به این کار من 10.500 بهشون حقوق میدن نمیدونم چه کار کنم سر همین موضوع توی سه سالی که گذشته نتونستم پول درست حسابی پسنداز کنم و این موضوع داره ازیتم میکنه چه نمیتونم حقمو بگیرم متاسفانه درس درست درمونم نخوندم که شغل مناسبی پیدا کنم مجبورم کارگری کنم نمیدونم چه کار کنم من 25 سالمه میدونم نسبت به سنم وضعیتم خوبه اما خیلی ها هستن هم سن سال من صاحب خونه ماشین کار درامد عالی هستن منم دوست دارم مثل اونا باشم اما هرچی تلاش میکنم نمیشه کارم جور درنمیاد مشاوران عزیز میشه راهنمایی کنید
1401/07/02

سوال 19590

سلام من همون پسر ۲۳ ساله هستم که گفتید مادرم هم باید یاد بگیرند که خودشان زندگی کنن پیشنهاد دیگری نمیتونید بدید؟ مثلا ازدواج خود ایشون
1401/04/29

سوال 18163

سلام وقت عالی بخیرببخشین به سوالی داشتم خدمدتونبنده به یه اقایی در مرحله اشنایی هستیم اقا از هر لحاظ چه از لحاط خانوادگی وچه از لحاظ اوکی دادن به بنده مورد پسندش میباشد .واختلاف سنی بین اقا وبنده یه سال میباشد اقا متولد ۶۱ بنده متولد ۶۳ می باشم .فقط به خاطر بچه دارشدن میگه نه ..بهش گفتم وقتی ازدواج کنیم بچه رو زود میارمنمیدونم چطور اقا رو قانع کنم .بهس گفتم از لحاظ بچه دارشدن فرد سالمی هستم.یه راهکاری برام نشون بدین
1400/12/06

سوال 15423

سلام من دختری 38ساله و مجرد هستم وقتی خودمو با دوستای هم سن خودم که ازدواج کردن و بچه هاشون دارن ازدواج میکنن خیلی ناامید و افسرده میشم که انقد عقبم از زندگی و قابل جبران هم نیست جوانی که رفته و چند ساله دیگه هم امکان بچه داری رو از دست میدم کمکم کنید چکار کنم با این افکار؟؟
1400/08/23

سوال 13786

سلام من چندساله جدا شدم. بعدازون از سر تنهایی با یه پسر دوس شدم که خانواده حساس داشت و خودشم ۷ سال از من کوچکتر . ۴ سال باهم بودیم کاملا زندگی کردیم منو وابسته و امیدوار کرد بعد رفت جایی داماد شد. من بشدت خودمو باختم. من یه دختر دارم . کسی هم جلو نمیا برا ازدواج با من. تا میفهمن بچه دارم یا شغل و درامدی ندارم میکشن کنار. حالا بنظر شما من تا اخر عمرم محکومم؟باید تنها و بی همدم بمونم و همش حسرت بخورم؟
1400/07/11

سوال 12755

با سلام.بنده دختری ۲۵ ساله و مجرد هستم.شاغل هم نیستم و درحاضر دانشجو.فکر ازدواج دارم اما مورد مناسب پیدا نمیکنم و نیست برام.شایدم اگه پیدا بشه اون منو نپسنده بخاطر یسری مسائل.به خواسته هایی که داشتم هنوز نرسیدم و زمان بره؛ فعلا یجوریایی در حالت تعلیقه.چه در زمینه تحصیلی و چه در زمینه شغلی و چه همین ازدواجم!همزمان به خیلی مسائل فکر میکنم ولی نمیشه بهش برسم گم و گیج شدم. از طرفی هم گاهی فکر میکنم که کهن سالیم چی میخواد بشه چطوری میگذره ایا تنها خواهم شد ایا خوشحال خواهم بود ؟ یا اینکه چگونه خواهم مرد ؟ ایا امرزیده خواهم شد ؟ چگونگی مردنم چجوریه؟ میترسم ازش، اینکه با عذاب و درد باشه یا راحت باشه . چند ماه پیش هم یه حمله اضطرابی داشتم به خاطر دعوای خانوادگیمون.اینطور که دکتر گفت حمله پنیک بوده.خیلییییی حال بدی داشتم هنوزم میترسم که مبادا دوباره انجوری بشم ؟ یا اگه همسرم از این جریان اطلاع پیدا کنه در اینده یا تو طی زندگی متاهلی اینجوری بشم چی؟! اخه جوریه که یکی باید کنترلم کنه ارومم کنه خیلی حالم بد میشه ! خیلی ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
1400/07/11

سوال 11937

باسلاممن درسن ۱۹سالگی یه عقد کوتاه وناموفق داشتمودرحال حاضرتاسن ۲۵سالگی بسیارناامید وشکسته شدمهرخواستگاری برای من میاد وقتی میفهمد که جدایی داشتم حتی بدون فهمیدن علت ،مرا ترک میکندنمیدونم چکارکنمدرزندگی بسیار موفق هستمولی جدایی رو نمیتونم‌چطور مطرح کنموازمجردی خسته شدم
1400/07/11

سوال 11380

گاهی احساس میکنم در مقایسه با هم سن و سالهای خودم از زندگی عقب ترم، گاهی احساس ناکامی و ترس از آینده دارم، حس میکنم آینده ی شغلی و ازدواجم خیلی نامعلومه. هم چنین این اواخر چند مورد خواستگار داشتم که بعد از یک یا دو جلسه از جانب آنها کنسل شد و این روی اعتماد به نفس من اثر منفی گذاشت

صفحه 5 از 5