پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995702
سلام،۳۵ سالمه و ۶ سال پیش یک عقد ناموفق داشتم، در حال حاضر هیچ انگیزه و شور و هیجانی به هیچ دختری برای ازدواج ندارم،احساسی که اغلب اوقات دارم اینه که یه حس بی نظمی و آشفتگی در ذهنم دارم،با وقوع یک مشکل در زندگی این حالت برام تشدید میشه و زود عصبی میشم و به همین دلیل با خودم میگم اگه ازدواج کنم بار زیادی از مشکلات به سمتم سرازیر میشه که در اینحالت دچار یک بحران آشفتگی و خستگی ذهنی میشم،لطفا راهنمایی کنید
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/08/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995660
سلام وقت بخیرمن اقای ۳۵ ساله هستم که وسواس فکری زیادی دارم...اشتباهاتی تو زندگیم داشتم ولی عذاب وجدان و حس گناه بسیاری دارم...نمیتونم با خودم کنار بیام...ادم به شدت احساسی هستم و تو تصمیماتی که میخوام بگیرم اثر منفی میزاره ....قدرت تصمیم گیری ندارم و با ۳۵ سال هنوز نتونستم ازدواج کنم...بعضی اوقات حس ناامیدی میگیرم و احساس میکنم گذشته ام رو نمیتونم جبران کنم
۴ پاسخ۱۰ بازدید
1403/04/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994536
سلام ،بنده ۲۰روز پیش با دختری از اهواز که ۸سال از من کوچک است ولی خودش گفته بود همه جوره پای مشکلات اجتماعی بنده میایستد و وقتی که بنده جورایی دل بسته شدم خواستم حمایت کنند که کلا پا پس کشید و الان بخاطر همین از کار انداختنم بیرون بس که افکارم درگیر حرف های اون دختر هست که نتونستم متمرکز بشم و هیچ گونه جوابی نمیده که مطمئن باشم که نمیخواهد ادامه دهد فقط همینطوری امید میده و بعد به بهانه ای مسخره ناامیدم میکند واقعا خیلی دوستش دارم و نمیخوام راحت از دست بدمش چون احساس میکنم اونم دوستم داره ولی میخواد در هر شرایطی قرار بگیرم تا توانم رو بسنجد و این رفتار واقعا خیلی روحیاتم رو به هم ریخته است همش مغزم ناخودآگاه به حرف های اون دختر متمرکز است و اصلاً این افکار رهام نمیکنه
۴ پاسخ۱۵ بازدید
1401/07/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 20116
با سلام و درود خدمت شما دکتر گرامی من یک پسر 3 ساله دارم ، اوایل کرونا به دنیا اومد، البته شایعه بود که ایران هم اومده ، ولی خیلی بیمارستانا شلوغ بود ، خلاصه به خاطر رفلاکس شدید و عفونت حدود 1 ماه بیمارستان بستری شد ، دیگه گذشت خیلی مریض میشد و هر ماه دکتر روحتما میرفت حتی باید بگم رفلاکسش تا 10 ماهگی باهاش بود، بعد اینکه متوجه شدیم خیلی پسر ما از بقیه بچه ها عقب هست ، چون تا 10 ماهگی سینه خیز میرفت و نه 4 دست و پا میرفت نه حرف میزد و هم اینکه چشماش قیچ شده بود و اصلا وقتی صداش میزدیم نگاه هم نمیکرد ، خلاصه خیلی درگیر این ماجرا شدیدم بطوری که بهترین پزشک ها از مغز و اعصاب گرفته تا .... رفتیم برای درمان و جستجوی علل ، هیچکدوم تا الان تاثیری نداشته تا به الان، البته 12 ماهگی به زور کاری کردیم 4 دست و پا بره و همچنین الان از وسایل خونه مثل ، مبل و کابینت میگیره خودش رو رو پا قرار میده ولی تنهایی اصلا به هیچ عنوان راه نمیره ، انگار میترسه یا اینکه توان تنهایی وایسادن نداره، یعنی 10 قدم که من و همسرم میبریمش پاهاش رو جمع میکنه به معنای اینکه من نمیخوام راه برم یا خسته شدم... اصلا همکاری نمیکنه ، بعد اینکه تموم دکترها گفتن چیزیش نیست ، اما من رفتم توی اینترنت سرچ کردم به گزینه ای معطوف شدم که در مورد تشنج داشت صحبت میکرد ، چون خیلی از کارهایی که ناخواسته انجام میده دقیقا شبیه تشنجی هاست ، و این موضوع منو نگران کرده، چون به دکتر فوق تخصص مغزو اعصاب هم گفتیم تشنج داره میگفت نداره ... خلاصه من خیلی نگران هستم بیشتر از 2 سال هست که کاردرمانی میبریمش هیچ تغییری نکرده حدود هفته ای سه جلسه کاردرمانی میره 2 جلسه هم گفتار درمانی ، بنظر من اصلا تغییری نکرده، اگر هم تغییری کرده نسبت به اقتضای سنی که گذشته تغییر کرده... الان علائم پسر من اینشکلی هست 1-راه نمیره تنهایی 2-یه تیک عصبی داره یهو گردنش رو پرت میکنه عقب در روز شاید 15 بار شاید هم بیشتر اینشکلی باشه 3-غذا رو اسلوموشن میخوره،اصلا یاد نگرفته با قاشق غذا بخوره باید بدیم بهش و وقتی هم بشقاب غذا رو با قاشق میزاریم جلوش یه قاشق هم نمیخوره همش رو پخش میکنه 4-اصلا خواب نداره ، شبا به زور دیروقت میخوابه ،صبح هم خیلی زود بیدار میشه، همش چهرش خواب آلود هستش و اصلا کنترلی روی رفتارش نداره مثلا:سرش رو میکوبه به مبل و کابینت ها 5-تکرار مکرر جملات و اشتباهی گفتن مامان و بابا ، به بابا نگاه میکنه میگه مامان ، به مامان نگاه میکنه میگه بابا و بعضی وقتها هم درست میگه ولی خیلی کم این اتفاق میفته ولی الان نسبت به صدا کردنش واکنش نشون میده و نگاه میکنه ،مثلا یه سری کارها هم انجام میده مثلا بهش بگی سفره رو بزار تو کشوی کابینت، در کشو رو باز میکنه سفره رو میزاره توش و در کشو رو میبنده.یا مثلا گوشی ببینه دستت میگیره بعد بهش میگی بده پس میدهمیخواد از ارتفاع بیاد پایین پاهاش رو درست میزاره ... ولی اصلا مراقب سرش نیست به هر جا میاد میزنه ، انگار اصلا تمرکز نداره و گیجه ، بعضی وقتها خیلی خوب میشه بعضی وقتها نه خیلی بد میشه... من نظرم اینه که تشنج داره و این نخوابیدنش هم باعث میشه تمرکز روی هیچی نداشته باشه و یادگیری مهارتی نداشته باشه لطفا ممنون میشم من رو راهنمایی کنید با تشکر
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1401/05/10
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18430
سلام من 31 سالمه و مجردم، تهران تنها زندگی میکنم و خانواده شهرستانن، کارمندم و همیشه دغدغه پیشرفت و شروع کسب و کار خودم رو دارم، اما تنهایی باعث میشه خیلی تمرکز نداشته باشم، پنجشنبه و جمعه ک تعطیلم روزهای عذاب اور منه، چون برنامه خاصی ندارم و گذشته ک شهرستان بودم و راحت بودم و الان این همه سختی دارم ب خودم میدم و هنوز تنهام و ب جایی نرسیدم دیوونم میکنه و همیشه دلم اضطراب داره، اینا ی پیش زمینه بود در مورد روحیات الان خودم، من خیلی به ازدواج فکر میکنم چون احساس کمبود عاطفه دارم و اینکه همیشه وجود ی نفرو کنار خودم ضروری میدونم، من توی محلل کارم سه ساله ی دختر رو دوست دارم اما به دو دلیل هیچوقت بهش نگفتم، یکی اینکه ی سال از من بزرگتره و دیگری اینکه قبل اینکه به خود دختره بگم مشخصات کلیشو ب خونواده گفتم و همه مخالفت کردن ، ایشون هم از شهرستان اومدن تهران و گه گاهی خونواده میان پیشش، با این وجود هر وقت میبینمش باز دلم میره سمتش، به نظر شما من به ایشون در این رابطه پیشنهاد ازدواج بدم؟
۲ پاسخ۲۶ بازدید
1400/12/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15547
سلام من ۳۳ سالمه اعتیاد به خود ارصایی دارم اصلا نمیخام این کارو انجام بدم ولی دست خودم نیست زود عصبی میشم حس و حال هیچی ندارم ذهنم خیلی درگیره بعضی وقتا بد خواب میشم تمرکز ندارم همش نگرانم پدری منفی باف و عصبی و بی منطق دارم که همش منفی بافی میکنه ذهنم به شدت درگیر مثل ی کنافی که خیلی گره خورده نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنین
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1400/10/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 14656
سلام من موقع بحث با طرف مقابلم نمیتونم به حرفاش تمرکز کنمراهنمایی میکنید که پیش چه متخصصی باید مراجعه کنم یا چیکار کنم؟
۱ پاسخ۸ بازدید