باسلام.دختری هستم که بعدازاتمام رابطه دردوران آشنایی باهرآقایی خیلی اذیت میشم وهمه حرف هاوخاطراتی روکه داشتم مدام توی ذهنم مرورمیشه ونمیتونم فراموشش کنم وبرای مدت کوتاهی حالت افسردگی میگیرم.مخصوصااگرکوچکترین ابرازعلاقه ای نسبت به من داشته باشه.درصورتی که شایدمن اصلابه اون آقاعلاقه ای پیدانکردم.ممنون میشم منوراهنمایی کنین که این حالات برام به وجودنیاد.
باسلام پیرو سوال قبلیم و تشکر بسیار از راهنمایی،من ۳۶و ایشان ۳۰ساله،حتی برای سوال از گروه باید ازایشان اجازه بگیرم،برای حل مشکل از مسئول اداره بالاتر سوال کنم باز باید از ایشان اجازه بگیرم،هر فردی ب ایشان پیشنهاد دهد حتی بگوییم بنطرم اینجور بهتر باشه اما نه تنها قبول نمیکند فقط نظر خود را حکم می کند حتی به قیمت زحمت تمام افراد تمام شود،برای توجیه و حکمرانی خود حرفای مطابق میل خود تحویل رییس اداره رده بالاتر میدهد،این رفتارهایش باعث تنفرم از ایشان شده و اسمش نیز باعث استرس و فشار عصبیم میشود،نمیدانم چ کنم
سلام همراه خواهرم دندونپزشکی رفتم که موقع دندون کشیدن حالش بد نشه، خانومی هم قبلش دیدم که فشارش افتاده بود بعد دندون کشیدن خواهرم طول کشید و منم به کارهایی که خانم دکتر انجام می دادن نگاه می کردم و از اینکه نکنه اتفاق بدی بیافته ترسیدم تا خداراشکر همه چی خوب بود ولی متاسفانه خودم فشارم افتاد...از آمپول و دندون کشیدن و.. نمی ترسم نمدونم چرا به بعضی افراد یا چیزا و.. آلرژی پیدا می کنم تا نگاه نکنم یا از اون مکان خارج نشم حالم خوب نمیشه این ترس و اضطراب را چطور کنترل کنیم؟زمانیکه ترسیدم و حالت افت فشار بهم دست داد چکار کنم خوب بشم... سپاس از راهنمایی تون 🙏
سلامما دخترا چه کنیم تا از کارهای مختلف خانه داری مثل آشپزی و ظرف شستن و کمک کردن تو مراسم ها لذت ببریم و تنبلی نکنیم؟ واقعا برام سخته و لذت نمیبرم ؟خیلی وقتا اصلا حوصله این کارا رو ندارم و مادرم ناراحت میشه...