پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/24

ازدواج

اونیکه خواستمش ازدواج کرد،چکار کنم فراموش کنم؟
1404/04/16

سلام بر مرجان عرشی های عزیز!

سلام و درود بر شما دوست عزیزم! سوال شما عزیز را باید طور دیگری پاسخ بدم! تمام آن چیزی که باعث به وجود آمدن این افسردگی لعنتی از 10 سال پیش در من شده است در ابتدا بی توجهی و بی محبتی از سوی مادر و خواهران من بوده است و حضور نداشتن آن ها در زندگی من و تنهایی بی انتها و بی کران من سال های سال و در آخر کار وارد آمدن یک شکست عشقی بسیار شدید و یک ضربه کمرشکن کشنده روحی و روانی و عصبی که سال ها درگیرش بودم و هنوز نتوانستم از آن کمر راست کنم به قدری که ضربه ای مهلک بود بر جسم و جان من در سن 18 سالگی در اوج شور و شوق و نشاط و در اوج جوانی! خلاصه مسیر زندگی من به کل عوض شد و به بیراهه ای رفتم که تهش بن بست بود و با ملاج خوردم به دیوار! عشق آن دختر هم نصیب و قسمت من نشد! و من مثل شمع ذره ذره سوختم و گداختم و آتش گرفتم و آب شدم و خاکستر شدم! خیلی تنها هستم تمام عمرم تنها بودم و تمام عمرم از مهر و محبت و مهربانی و دوستی و از توجه و اهمیت و از عشق محروم بوده ام! من هیچوقت لذت عشق را درک نکردم و نچشیدم و لذت آرامش در کنار عشق را هم درک نکردم! من تمام عمرم از عشق و آرامش و محبت و مهربانی و خوش اخلاقی و دوستی محروم بوده ام!😭😭😭💔💔💔
1404/04/08

دوستی سالم یا ازدواج موقت

آقا هستم ۳۸ساله هستم مجرد وتا الان ازدواج نکردم مدت ۹سال با یه خانومی بودم که ۶سال از من بزرگتر بود ولی جون ونفسمون برای هم در میرفت الان چندسالی هست که از هم جدا شدیم بعد از اون نتونستم سمت کسی برم ولی الان به شدت احساس تنهایی میکنم و به نظرم هیچ چیز دردناک تر از تنهایی نیست و نیاز دارم حداقل یه همزبون که خرف هم رو بفهمیم کنارم داشته باشم
1404/04/04

عشق یک طرفه

سلام پسری هستم که به شدت عاشق فردی شده بودم که از من هشت سال بزرگتره من سی و یک سال و اون سی و نه سال کلی با هم تفاوت داریم از نظر تحصیلی و مالی ولی با هم صمیمی بودیم تا یکی دو سال حسم رو پنهان نگه داشتم ولی یه مدت وقتی پیامهام و توجهم بیشتر شد بد تر از من فاصله گرفت ولی بالخره یه روز همه چیز رو بهش گفتم حتی وقتی بهش ابراز کردم انگار سرد برخورد کرد و اون صمیمیت بینمون هم از بین رفته با گفتن همین مسایل که ما تفاوتمون زیاده و این چیزا من رو رد کرد و گفت اصلا به رابطه فکر نمیکنه و کلا تو این داستانا نیست ولی من هنوز بعد هشت ماه تو فکرش هستم هر لحظه میاد تو ذهنم با اینکه بهش گفتم دیگه بی خیالت میشم نمیتونم با کسی ارتباط بگیرم احساس میکنم کسی به جز اون به چشمم نمیاد همش منتظر پیامش هستم دلم برا صحبت کردن باهاش تنگ شده همه اش حس میکنم گفتن حسم بهش اشتباه بوده باید پنهان نگهش میداشتم افسوس به شدت به هم ریختم کمکم کنین از این وضع نجاتم بدین
1404/04/03

ازدواج

سلام از بعد جدا شدنم احساس میکنم قرار نیست کسی رو خوشبخت بکنم دیدم اینطور شده همین که وارد زندگی من نشود تا بدبخت بشه یعنی خوشبخت شده خخخخخ حتی دختری که یکسال دنبالش بودم و چهار ماه روی خانواده اش تحقیق کردم و شناخته شده بود برام رو به دوستم معرفی کردم که نکنه وارد زندگی من بشه و بدبخت بشه البته چندتا از دوستان هم بهم میگفتن قبل 30 سالگی ازدواج کن چون بعدش سرد میشی و خیلی به ازدواج پیدا نمیکنی که شاید برای همون هم باشه هرچی نباشه دو سال از 30 سالگی رد کردم
1404/03/11

چرا نمیتونم وارد رابطه بشم

سلام راستش در طول این ۳۱ سال زندگی، هیچ‌وقت اینقدر ناامید و گنگ نبودم نمی‌دونم چمه 2 و 3 سال شده که حتی نمیتونم کسی رو خوشم بیاد رو پیدا کنم یا حتی با یک خانم ارتباط برقرار کنم قبلاً اینجوری نبودم احساس تنهایی می‌کنم و این خیلی رو مخمه و نمیتونم کاری کنم مثلاً تو جمع قرار میگیرم یه حس عجیبی دارم انگار خجالت میکشم و ۱۰۰۰ حال بد دیگه 😮‍💨 نمی‌دونم ربطی به آخرین رابطه ای که داشتم داره یا نه ولی اون زمانم حالم خیلی مزخرف بود راستی نمی‌دونم خانوما چرا این جوری شدن اکثریت شدن برده پول به خدا 1٪ از مرد های کشورمون میلیاردر هستن و قابلیت ازدواج کردن با ۱۰۰۰ نفر رو ندارن هی اگه اینو نداشته باشه کنسله اونو نداشته باشه کنسله شاید یکی از دلیل هایی که اقدام نمیکنم همین توقعات زیاده در کل دیگه خودمو نمی‌شناسم و دوست ندارم تنها باشم
1404/03/10

عدم صداقت

سلام و عرض ادب. بنده ۳۵ سالمه و نامزدم هم ۳۳ سال داشتن که البته بعد از یک سال نامزدی و خرید حلقه چند وقت پیش قطع رابطه کردیم علتش این بود که از همون اول خانواده ایشون اصرار به عقد داشتن بدون اینکه یکبار سر یک سفره نشسته باشیم تا خانواده ها همو بهتر بشناسن. هرموقع میرفتیم خونشون یا اونا میومدن برادر ایشون به بهانه ای حضور نداشتن (کلا ۴ بار خونه هم رفتیم بهمراه خانواده) حتی یکبار بعد از بحثمون مادرشون و پدرشون بمن زنگ زدن و تند صحبت کردن ولی من برای حفظ رابطه احترامشون نگه داشتم و نهایتا نامزدم بعداز یکسال اعلام کردن که قبلا یکسال نامزد داشتن درحالی که روزهای اول فقط گفتن خواستگار داشتن و عاملی که منو به شک مینداخت این بود که هنوز نه به دار بود و نه به بار ایشون هردفعه علی رغم مخالفت من وسایل جهیزیه تدارک میدیدن و بعد از افشای اینکه نامزد داشتن متوجه شدم وسایل از قبل تهیه شده و بخاطر من نبوده. متاسفانه یکسال وقت من و خودشون تلف شد و چیزی برام نموند جز یأس و بدگمانی به شروع رابطه جدید. الان چجوری میتونم این سرخوردگی رو تحمل کنم درحالی که کلی خاطره دارم از این یکسال و به عبارتی حالم خوب بود و هزارتا آرزو ساخته بودم. لطفا منو راهنمایی کنید
1404/02/31

ناتوانی در ارتباط برقرار کردن با زن ها

سلام من جوان 28 ساله مجرد هستم که از دوران نوجوانی تا حالا با هیچ دختر و زنی نتوانستم هیچ نوع ارتباط و رابطه ای برقرار کنم! هر بار که سعی کردم به صورت کاملا محترمانه و مودبانه این ارتباط را ایجاد کنم با توهین و فحاشی و خشونت و جار و جنجال و جیغ و داد و شلوغ کاری از طرف مقابل مواجه شدم و برخورد های بسیار توهین آمیز و تحقیر کننده و با خشونت و با اهانت دریافت کردم! گناه من چیه که میخوام یک ارتباط و رابطه دوستانه و محترمانه و محبت آمیز و عاشقانه با یک دختر یا زن داشته باشم؟! آیا این حق من نیست؟! چرا زن ها همه اینقدر بد هستند؟! گناه ما مر د ها چیه که نیاز به عشق و توجه و محبت و دوستی و مهربانی و نیاز به یک همدم همدل و همراه و مهربان داریم که به ما آرامش بدهد؟! ما مرد های بدبخت مفلوک بی نوا چطور نیاز های انسانی و به حق خود را برآورده کنیم؟! گناه ما چیست که مرد هستیم و مرد به این دنیای پر از نامرد و نامردی به دنیا آمده ایم؟؟؟!!!
1402/11/09

سوال 992445

چطوری شکست عاطفی رو پشت سر بزاریم تا کمتر آسیب ببینیم؟
1400/07/11

سوال 12285

در عین حال که زده شدم از ازدواج اما دلم یه فرد دائمی میخواد که همراه و پشتیبانم باشه ارامش روانی و اطمینان خاطر داشته باشم امت به علت یه شکست سرد شدم اما بازم نیاز به فردی دارم که مطابق میلم باشه
1400/07/11

سوال 11660

بعد از جدایی با چند مورد جهت ازدواج مجدد اشنا شدم متاسفانه با وجود ظاهر مناسب و گفتار و کردار پسندیده بعد از مدتی خیانت برملا شد و دیگر نمیتوانم به کسی اعتماد کنم و حس بدی نسبت به خانمها پیدا کرده ام . لطفا راهنمایی فرمایید چرا که سالیان زیادیست تنهایم و تحمل تنهایی هم برایم سخت و طاقت فرسا شده .. ممنونم