سلام من ۲۰ سالمه احساس تنهایی زیاد دارم
حس می کنم هیچ کس منو دوس نداره زشتم و همه حس های منفی و به خودم جذب کردم من مذهبی نیستم و دنبال آدم مذهبی هم نیستم هرکی میاد سمتم یا مشکل روحی روانی داره یا از من رابطه جنسی میخواد و چون من قبول نمی کنم منو ترک می کنه مشکل از منه؟ کجا میشه آدم های خوب و پیدا کرد ؟ شاید من لایق عشق نیستم و ازدواج برای من نیست
میشه دختر،به خواستگاری ک قبلا جواب رد داده خانوادش،ولی میدونی که اون هم هنوز منتظره،پیام داد؟
ظاهرا به واسطه گفته تمایلی نداره ولی اینجور نیست و بخاطر حرفهای معمولی کنار کشیده ولی چندبار قبلا گفت برمیگرده...
سلام،مدام خودم رو با آقایونی که از لحاظ مالی و اجتماعی خیلی پایینتر از خودم هستند ولی تونستند ازدواج کنند مقایسه میکنم و شدیدا برام دردناکه،وقتی توی محله و کوچه و خیابون پسرهایی رو میبینم که یک صدم من پول و امکانات ندارند و حتی ظاهر شون هم جذاب نیست ولی با خانومها رابطه دارند و زندگی میکنند حسرت میخورم و نمیدونم چرا با وجود داشتن شرایط حتی هنوز یه رابطه غیر رسمی هم ندارم،با وجود اینکه نزدیک به ۴۰ سال دارم،واقعاًنمیدونم با کی باید صحبت کنم و چیکار کنم
سلام
راستش در طول این ۳۱ سال زندگی، هیچوقت اینقدر ناامید و گنگ نبودم نمیدونم چمه 2 و 3 سال شده که حتی نمیتونم کسی رو خوشم بیاد رو پیدا کنم یا حتی با یک خانم ارتباط برقرار کنم قبلاً اینجوری نبودم احساس تنهایی میکنم و این خیلی رو مخمه و نمیتونم کاری کنم مثلاً تو جمع قرار میگیرم یه حس عجیبی دارم انگار خجالت میکشم و ۱۰۰۰ حال بد دیگه 😮💨
نمیدونم ربطی به آخرین رابطه ای که داشتم داره یا نه ولی اون زمانم حالم خیلی مزخرف بود
راستی نمیدونم خانوما چرا این جوری شدن اکثریت شدن برده پول به خدا 1٪ از مرد های کشورمون میلیاردر هستن و قابلیت ازدواج کردن با ۱۰۰۰ نفر رو ندارن هی اگه اینو نداشته باشه کنسله اونو نداشته باشه کنسله شاید یکی از دلیل هایی که اقدام نمیکنم همین توقعات زیاده
در کل دیگه خودمو نمیشناسم و دوست ندارم تنها باشم
تجربه های تلخ و زجر آور و درد آور و ضربه های مهلک و کشنده و شکست ها و ناکامی های پی در پی عمر پر عذابی که گذراندم به من یاد داد و آموخت که این دنیا و این زندگی چیزی به جز ظلم و بی عدالتی و غم و درد و رنج و عذاب و افسردگی و عذاب روحی و روانی و تلخ کامی و دروغ و دروغگویی و بی وفایی و خیانت و ریا و ریاکاری و تظاهر و جنگ و جنایت و قتل و غارت و دزدی و خون ریزی و ستمگری و ستمکاری و کلاهبرداری و در آخر هم خودکشی قتل و یا اعدام در نهایت خفت و خواری و ذلت نیست!!! و همچنین به من آموخت که به هیچ یک و هیچ کدام از حرف ها و سخنان زیبا و قشنگ و احساسی و عاطفی و هیچ نغمه و کلمات عاشقانه و دلبرانه و آواز های فریبنده نباید ذره ای اعتماد و اطمینان کرد!!! و نباید به آن دل خوش کرد و دل بست!!!
از خانواده طرد شدم دیگه هیچکس دوستم نداره همه از خونه هاشون بیرونم میکنند میگن تو حسودی تنهایی تنهام تو خونه زندونی شدم روابطم با همه قطع شده تو مهمونهاشون منو دعوت نمیکنند میگن ما تو رو نمیخوایم باید چی کار کنم خسته شدم دیگه