روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1400/07/11

سوال 12165

خانم هستم ۳۵ساله،یه مدت نسبتا طولانی ای هست که از حسادت دیگران نسبت به خودم به شدت ناراحت و عصبانی میشم و ذهنم رو درگیر میکنه،این رو در آموزه های دینیمون هم شنیدیم که کسی که حسادت میکنه اسایش نداره،ولی در مورد من برعکسه!من از حسادت دیگران ارامشم به هم میریزه،مثلا در محیط کار،یه مدتی فکرمیکردم شاید من دارم اشتباه فکر میکنم،شایدهمه به من حسادت نمیکنن،شایدهمه مشکل ندارن بامنو این ذهنیت اشتباه منه،به نظرم همه خانم ها به خصوص در محل کارم به من حسادت میکنن،بعضی بروز میدن و بعضی ازپشت خنجرمیزنن..من سرم توکار خودمه و اصلا برام زندگی دیگران اینکه کی چی خرید یا چیکارکرد ندارم...مثلاخانمی که همسرداره دوفرزندداره،عملا من باید به اون حسادت کنم که مجردم!ولی برعکس به شدت از متلک ها و خیرنخواستنهاش آزرده خاطرمیشم و نسبت بهش کینه میگیرم و دیگه ارتباطم رو کم و کمتر میکنم.چه کنم بااین احساسم؟
1400/07/11

سوال 12157

من همیشه بقیه رو خیلی از خودم بالاتر میبینم مثلا ماه پیش با یه نفر وارد رابطه شدم چندبار از خودم پرسیدم چرا منو انتخاب کرده؟من چقد خوش شانسم ک منو انتخاب کرده انقد خودمو کم و بی ارزش دیدم ک سر یک ماه نشده رابطمون خراب شد و جدا شدیم نمیدونم چیکار کنم ک اعتماد بنفسم یکم بره بالا.یا همش به خودم میگم چرا اینایی ک از من کوچیکترن اذدواج کردن اما من نه مگ اونا چی دارن ک من ندارم و این موضوع واقعا برام خیلی ناراحت کنندس گاهی اوقات خیلی از خودم راضیم اما گاهی اوقاتم خیلی دلم میسوزه نمیدونم چجوری خودمو دوست داشته باشم تا بقیم دوستم داشته باشن یا چجوری به خودم احترام بزارم ک احترام بقیه شامل حال من بشه لطفا راهنماییم کنین
1400/07/11

سوال 12138

من میخوام با کسی ازدواج کنم که مشکل روحی داره آیا صحیحه ازدواج کردن باهاش
1400/07/11

سوال 12135

سلام،من یه مقدار شکاک و بددل هستم،تا الان با هرکسی آشنا شدم و تا آستانه ازدواج پیش رفتم به خاطر همین خصلت یه شکی به طرف مقابلم مردم و کشیدم کنار با اینکه خودمم میدونم شک کردنم اشتباهه ولی هرکاری میکنم نمیتونم،خواهشا کمکم کنید
1400/07/11

سوال 12134

یه خواستگار داشتم خییلی عالی بود ولی من چون افسردگی داشتم و مشاورم گفته بود بهش بگم بعد از جلسه دوم بهش گفتم و اونم دیگه برنگشت.. حس میکنم خیلی زود بهش گفتم و الان خییلی ناراحتم که از دستش دادم... کمک کنید
1400/07/11

سوال 12127

دختری 29ساله هستم تا این سن مشغول تحصیل و آزمون استخدامی بودم حالا که به خواسته هام رسیدم به فکر ازدواج افتادم اما با اینکه دوس دارم ازدواج کنم ولی نمیخوام به هر قیمتی این اتفاق بیفته مثلا همه پسرا دخترای آرایش کرده و زیبا دوس دارن و ملاک های دیگه براشون مهم نیست و من آدم مقیدی هستم و دوس دارم فقط برای همسر آیندم آرایش کنم و یا اینکه وقتی میبینم همه پسرا روابطی با دخترا داشتن که حتی پدرومادرشونم بی خبرن و کم کمش خودارضایی و... دارن نسبت به پسرهام بدبین شدم... نمیدونم چیکار کنم که فرد مورد نظرم رو پیدا کنم چرا باید با اینکه خودم با کسی هیچگونه رابطه ای نداشتم با چنین پسرایی ازدواج کنم و برای جلب توجه پسرا دست به کارایی بزنم که بهشون اعتقادی ندارم مثل آرایش، لبخند زدن و یا زل زدن به پسرا...
1400/07/11

سوال 12125

خیلی تو جمع نمیتونم صحبت کنم همیشه استرس و نگرانی و ترس دارم از مقابله با هرچیزی
1400/07/11

سوال 12119

من افسردگی عاد دارم داره روز به روز بیشتر میشه .استرس و اضطراب زیاد دارم.حالت روحیم خوب نیست.زودرنج شدم زود عصبی میشم.گوشه گیرشدم .زیاد حال معاشرت نیستم بیشتر روی اوردم به تنهایی.
1400/07/11

سوال 12118

خودارضایی میکنم لطفا کمک کنید چجوری حل کنم هرهفته ۲بار میزنم
1400/07/11

سوال 12116

بنده زن ذلیلی شدید دارم و دوست دارم تحت سلطه یه زن مقتدر باشم منتهی فقط تو زندگی مشترک و فقط بین خودمون
1400/07/11

سوال 12115

متاسفانه خیلی زود از کوره در می دوم و عصبانی میشوماکثر اوقات احساس تنهایی و بی ارزشی پوچی میکنم
1400/07/11

سوال 12110

تنها دختری که دوست داشت را به بهانه کنکور گفتن صبر کنید و من برای خدمت اقدام کردم و خوانوادم نگفتن که جوابشون نه هست ومن در حین خدمت به امید پایان و رسیدن به اون خانم بودم که نشد و الا واقعا نیاز به یک هم صحبت یک همدم دارم ولی خوانوادم میگن فعلا نه و چن سال دیگه و میدونم اگه به این منوال باشه عادت میکنم و میلم رو از دست میدم و دارم کمکم وارد دوران سختی میشم و باعث به وجود امدن کم خوابی شده

صفحه 345 از 423