پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/07/07
سوال 995401
سلام من 3 سال همش قلیون میکشیدم شوهرم بدش میاد میگفت نکش نذاشت دیگه بکشم حالا همش فکر خودکشی تو سرمه دوتا بچه دارم نمیدونم چیکار کنم خودمو مشغول کنم که فکر قلیون به سرم نزنه بعضی وقتا گریه میکنم بعضی اوقات میخندم شادم دپ شدم از زندگی سیرم خسته شدم انگار زندگیم خوب نمیگذره بدون قلیون لطفا کمکم کنید
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/07/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995395
سلام، بنده حدودا دو سال و نیم قبل با یه خانم نامزد شدم اما به خاطر بعضی مشکلات از هم جدا شدیم ولی همچنان فکرم درگیرش میشه و ذهنم رو آزار میده خصوصا از زمانی که چند وقت پیش با نامزد جدیدش دیدمش
۰ پاسخ۱ بازدید
1403/07/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995392
از مشاورین محترم بابت پاسخگویی سپاسگزارم. این اطلاعات تکمیلی هست. بله ایشون ۳۷ ساله، مدت کوتاهی از آشنایی میگذرد. تشخیص طرحواره هاش از جانب روان درمانگر بوده و جلسات تراپی ظاهرا گروهی برگزار میشده. نمیدونم چند جلسه!! و اینکه بله دقیقا به واسطه کودکی که داشته از جانب پدر آسیب دیده و همچنان هم ارتباط خوبی با پدر نداره طوری که مدام باید به ایشون ثابت بشه که "من میتونم و من بی عرضه نیستم". الان محل زندگیشو جدا کرده و تنها زندگی میکنه. ظاهرا دیگه تحت درمان هم نیستند و میگن که اکثر طرحواره هارو داره برای مثال مهرطلب
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/07/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995391
سلام وقت بخیر از طریق سامانه همدم آشنا شدم. ایشون اذعان دارند که طرحواره ها را تماما دارند آیا نباید اول به دنبال درمانشون باشند؟ میگن که طرحواره پذیرش جویی در من قالب هست، می خواستم بدونم چه مشکلاتی رو در اینده خواهند داشت بنده به شدت مصمم هستم که همینجا کات بشه
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/07/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995386
سلام آقا هستم ۳۵ ساله، ۴ساله از همسرم جدا شده ام، همسرم خیلی دوست داشتم و بهش اعتماد کامل داشتم به حدی که بیشتر اموالم به نامش زدم، اما بهم خیانت کرد، اموالم از دست دادم و هرچیزی هم که برام باقی مونده بود سر مهریه رفت. از اون زمان نتونستم با خانوم دیگه ای وارد رابطه بشم چون احساس بدی پیدا کردم مبنی بر سواستفاده و اینکه چون از نظر توان مالی مثل قبل نیستم احساس کمبود اعتماد به نفس میکنم.حتی در محل کارم چند مورد خانوم ها بهم پیشنهاد دادن هم رد کردم چون فکر کردم میخوان سواستفاده کنن.از طرفی واقعا تنها هستم ،خیلی دوست دارم تفریح کنم اما تنهایی اصلا برام معنا و لذتی نداره.
تردید در تصمیم گیری1نداشتن اعتماد به جنس مخالف1اعتماد نکردن به جنس مخالف1احساس تنهایی1نداشتن احساس خوشبختی بعد از طلاق1
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/07/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995385
۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
۷ پاسخ۴۷ بازدید
1403/07/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995373
سلام خسته نباشی. من کدودیکماهی هست که ازشوهرم جداشدم و24سالمه این روزهاخیلی کلافم خیلی تو تنهایی خودخوری میکنم بعضی وقتادلم میخوادتوخونه هم که تنهام بزنم بیرون برم یه جایی که فقط خودموخدای خودم باشه دلم سیاه شده کم طاغت شدم بیحوصله و مضطرب اگه میشه یه راهی یاراهنمایی لطفابهم پیشنهادبدین تاازاین وضع روحی وجسمی دربیام ممنون؟.
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/07/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995367
سلام خیلی ببخشیدمن پسرم ۲۲ سالمه بعضی مواقع از خودم متنفر میشم از لحاظ شخصیتی فکر میکنم شبیه ۳ شخصیتی هستم که در فیلمهایی که دوست دارم هستم ۱ گرین آررو .۲ بتمن .این ۲ نفر در فیلم همش تنهان و ۳. هم جوکر است که دیوانه است بعضی مواقع به چیزهای بی مورد هم میخندم که شاد باشم
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/07/02
سوال 995366
سلام من از طریق همدم با یکی اشنا شدم بعد نه ماه امدن خواستگاری جواب بله گرفتن وشیرینی خوردن الان پشیمون شدن میگن این ازدواج غلط میگن چرا اون توافقی که من کردم یه دونه سکه توشب خواستگاری نگفتی اومدین ۱۴تا گذاشتین بعدش هم بخشیدین نمیدونم چکار کنم کمکم کنید عمررفت احساسم بازی شد
مخالفت خانواده برای ازدواج1جدایی در دوران عقد1بهم خوردن خواستگاری1مخالفت خانواده با ازدواج1مهریه پیشنهادی 2+
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/07/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995357
چطور میتونم با وجود کار و درآمد مستقل، از وابستگی به خانواده رها بشم و به استقلال عاطفی برسم؟
۴ پاسخ۳۹ بازدید