سلاممن ۳۴ سالمه، قدم ۱۷۰ هست. چند ماهه احساس می کنم پاهام داره کوتاه میشه و شلواراهام برام بلند میشن. دلیل خاصی داره؟این رو بگم که چند ساله تخت تنش و استرس شدید هستم و ده ساله داروهای اعصاب مصرف می کنم.
باسلام.برادری 21 ساله دارم (خودم پسری27ساله ام).ما بهم وابستگی شدیدی پیدا کردیم.در حدی که وقتی تنها از خانه بیرون میرود، دچار اضطراب شدیدی میشوم. ایشان در دوره نوجوانی (مقطع راهنمایی) چندبار در معرض آسیب افراد پرخطر قرار گرفت (خداروشکر بخیر گذشت) و از اون موقع،او را هیچوقت تنها نگذاشتم؛ ارتباطش با من از ارتباطش با والدینمون قوی تر شد.پس از ورود به دانشگاه، اخیرا به علت مشکلات گوارشی، دچار دلدردهای شدیدی میشود در حدی که چندبار کارش به اورژانس کشید و وقتی که سر مسائل بعضا کوچیک دچار اضطراب میشود، دچار حمله عصبی میشود. من اینقدر به او در این سالها توجه زیادی کردم که الان به یک فرد بی دست و پا تبدیل شده (نه در تحصیلش نمرات خوبی میگیره و نه حتی از بیرون رفتنش خیالم راحته) چیکار کنم که بتوانیم به تدریج از هم دیگر مستقل شویم؟ اصلا نمیتونم تصور کنم که چگونه میتوانیم بدون هم دیگه زندگی کنیم.
سلام وقت بخیرمن دختر سه ماه و نیم دارم که تابحال چند مهمونی و گردش و مسافرت رفتیم و خوب و آروم بوده اما از چند شب پیش خونه عموش وقتی پسرعموش بلند گریه کرد بعد چند لحظه دخترمنمذشروع گریه کرد گریه از روی ترس و آروم نشد تا اومدیم خونه و باباش شعر خوند و اینا آروم شد.باز دو شب بعد که مهمونی بودیم وقتی جمعیت زیاد شد همون جور گریه کرد البته کمتر ولی چرخوندیمش و خوابید و بعد آروم بود .حتی دیشبم ک خونه خودمون مهمون داشتیم اولش گریه کرد اما امروز از صدای دعوا تو تلویزیون هم اونجوری گریه کرد و چند ساعت پیش هم موقع رفلاکسش تو خواب ترسید و گریه کرد..میخوام بدونم علت اینجور ترسیدنا چیه و آیا از ترس شب اول تو ذهنش مونده؟ ما چیکار باید کنیم نترسه؟خیلی ممنون از شما
دخترم سه سالشه هر جا که میرم دنبالم میاد دیگه کلافه ام کرده حتی دستشویی هم نمی تونم تنهایی برم تا میرم میاد پشت در دستشویی شروع به گریه و بی قراری می کنه در صورتیکه خانه دارم و از صبح تا شب پیش هم هستیم. مشکل دخترم چیه؟