پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
قطع رابطه
سلام من چند روزی هست کات کردم خیلی اضطراب دارم شب ها خوابم نمی بره و همش تلفنم چک می کنم حالم اصلا خوب نیست
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1404/05/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
حالت اضطرابی و منفی نگری
با احترام
من از ۱۰ سال پیش در اثر یه اتفاق دچار حالت اضطرابی و منفی نگری بدی شدم، هر اتفاق مثبتی که قراره تو زندگیم بیوفته، ذهنم شروع میکنه در مقابلش منفی بافی میکنه که نه نمیشه و همون منفی اتفاق میوفته، در ابتدا با شکست عشقی اوایل جوانیم اتفاق افتاد و حالا تو تمام قسمت های زندگیم ریشه دوونده، به این شکله مثلا با یه نفر آشنا شدم و داره خوب پیش میره، یهو اسم چند نفر خاص( که خیلی انرژی منفی ازشون میکیرم) که میاد یا یکی یه حرف منفی که میزنه، ذهنم الکی شرق و غرب رو بهم ربط میده میگه حالا که این اسمه اومد یعنی دیگه نمیشه و بعدشم نمیشه
تراپیست رفتم و تست های مختلفی گرفتن و فقط یه وسواس فکری خفیف رو تشخیص دادن، تمرین هایی برای نادیده گرفتن، بی توجه بودن، یادداشت رو گفتن که یادداشت ها واقعا بدتر بود و هی با دیدنشون بیشتر بهم یادآوری میکرد، خلاصه که خیلی تلاش کردم نادیده اش بگیرم و بگم فقط یه فکره اما باز برمیگردو ماجراها رخ میده، سالهاست داره مغزمو میخوره که تو قراره تا ابد تنها باشی و تنها بمیری و هیچ دستاورد و موفقیتی نداشته باشی،لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم دست از سرم برداره🤕
۳ پاسخ۷۵ بازدید
1404/04/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اختلال بزرگ و لاینحل که ریشه در دوران کودکی دارد
با سلام من یک مشکل ، مسئله ، اختلال و یا یک بیماری بسیار بسیار بزرگ و قوی و پیچیده و ریشه دوانده در دوران کودکی تا به حال و لاینحل و درمان نشده به هیچ وجه من الوجوه و با هیچ یک از شیوه های درمانی تا به حال که ۲۸ سال سن دارم دارم و آن عبارت است از : تنهایی بی کران ، انزوا و گوشه گیری از جامعه و از هر جمع و اجتماعی به دلیل ترس و وحشت و استرس و اضطراب فوق العاده زیاد و شدید به طوری که از شدت تپش قلب و لرزش دست و پا توانایی انجام و اقدام به هیچ عملی را ندارم و به شدت می ترسم و به شدت اجتناب می کنم و دوری می گزینم از همه عالم و آدم! و به هیچ وجه من الوجوه با هیچ آدم غریبه و ناآشنایی در دنیای بیرون امکان و توانایی برقراری هیچ نوع ارتباط و رابطه ای را ندارم ( چه جنس موافق چه جنس مخالف ) و به شدت از ایشان و از طرز برخوردشان با من ترس و واهمه و دلهره و دلشوره و استرس و اضطراب و نگرانی دارم و به شدت بسیار زیاد نسبت به همه چیز و همه کس و حتی اتفاقاتی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد نا امید و بی اعتماد و بی اطمینان و بسیار شک و تردید و دلشوره و دلهره و تشویش و اضطراب و نگرانی دارم و در ترس و وحشت ۲۴ ساعته به سر می برم و دارم می میرم!!! دیگه تحمل این همه تنش و فشار روحی روانی عصبی را ندارم و میخوام خودکشی کنم!!! خواهش می کنم کمکم کنید و نجاتم دهید!
۲ پاسخ۹۶ بازدید
1404/03/06
ناشناسخانواده و روابط
راهنمایی در مورد گذشته و حال
سلام و درود
پسری هستم 35ساله چهار سال با یه خانم تو رابطه بودم (صیغه)دوسال اول خیلی باهم خوب بودیم حتی از نظر جنسی روزی شش بار هم رابطه داشتیم ولی رفته رفته خیلی حساس شد بهم ولی رابطه جنسیمون تغییر نکرد فقط بخاطر همین خیلی بحث بینمون پیش اومدهمش یاد خاطرات گذشته میافتاد و این رفتارش خیلی منو اذیت میکرد طوری ک تا چند روز دلم نمیخواست ببینمش والان سه ماهه جدا شدیم ولی گاهی در تماس هستیم چند روزی هس ک همدم رو نصب کردم و میخوام یک کیس با اخلاق و خانواده دار پیدا کنم از یه طرف هم یه اضطراب و دلهره و نگرانی در وجودم هست نمیدونم ریشه از کجا داره ممنون میشم راهنمایی کنید
۳ پاسخ۱۷۳ بازدید
1404/03/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
تنهایی و نیاز به همدم و همسر
سلام وقتتون بخیر من دختری هستم ۳۱ساله مجرد تا به حال ازدواج و عقد نداشتم فقط خواستگار داشتم چه در همدم چه خارج از همدم که همشونم به یه نحوی بهم میخورن منهم واقعا تنهام و نیاز به همدم و همسر دارم اصلا حالم جوری هست که نیاز به همدم دارم و اینکه اعتیاد به چیزی پیدا کردم که بماند نه هرروز نه زیاد هر از گاهی که ببخشید حال خوبی نداشته باشم انجام میدم بخدا قسم دست خودم نیست حال روحیم این جوری هست گفتم فقط هر از گاهی خیلی کم ولی دارم چون واقعا یه راهی جلوم بذارید که چی کار کنم از تنهایی از این که حتی کسی رو دوست داشتم بهم خورد خب واقعا خسته شدم دیگه نمیخوام اون کارو کنم نیاز به یه همسر خوب و با درک و شعور دارم کنارش باشم کنارم باشه همو دوست داشته باشیم الان دوهفته پیش یک موردی که خیلی وقت بود باهم چت میکردیمو صحبت میکردیم ولی خانوادمم فقط بلدن ایراد بگیرن و بهمم بریزن آقا ۴۰سالش بود هی گفتن ردش کن بره سنش بالاست به درد هم نمیخورید از اون موقعی که رفته حالم خرابه کلا بلاکش کردم و پاکش کردم چون بهم فشار آوردن که پاکش کن منم نمیخواستم کنم به خاطر خانوادم کردم حالا واقعا حالم خوب نیست چی کار کنم تورو خدا کمکم کنید روحیم خرابه ممنون میشم
۴ پاسخ۱۴۸ بازدید
1404/02/31
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
پاسخ سرکار خانم فهیمه کهتری
من به طور کلی و به شدت از ازدواج و از ادامه زندگی نا امید شده ام و به هیچ چیز و هیچکس هیچ امیدی ندارم! کارِ من شده فقط شب و روز به مرگ فکر کردن و ترس و وحشت و استرس و اضطراب و نگرانی شدید از آینده و اتفاقاتی که در آینده قراره بیفته اگر من زنده باشم! من از خدا فقط آرزوی مرگم را دارم چون می ترسم که خودکشی کنم ولی شب و روز دارم به خودکشی فکر میکنم!!!
۱ پاسخ۱۰۲ بازدید
1404/02/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
استرس در محیط کار
با سلام و احترام
در مکان سلف سرویس آنقدر استرسم بالاست نمیتونم چیزی بخورم و همین طوری موندم گردنم به زور کنترل میکنم از بس فضاش مسمومه و تیکه خیلی زیاد شده
۳ پاسخ۷۵ بازدید
1403/12/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
وسواس دارم
چند ساله با وسواس شستوشو درگیرم. اوایل فکر میکردم یه عادت بد یا احتیاط اضافهست، ولی الان میفهمم یه چیزی عمیقتره. مثلاً وقتی میخوام وضو بگیرم، یه بار برام کافی نیست. هی شک میکنم که آیا درست شستم یا نه، برمیگردم دوباره از اول. گاهی تا نیم ساعت فقط درگیر وضو گرفتنم. توی دستشویی هم همینطورم؛ اونقدر میشورم که پوستم میسوزه، ولی باز حس نمیکنم تمیز شدم. این موضوع خیلی خستهم کرده. هم وقتمو میگیره، هم انرژیمو، هم احساس گناه و سردرگمی دارم. خانوادهم میگن حساس نباش، ولی نمیتونم بیخیال شم. بهنظرتون این واقعاً وسواسه؟ درمان داره؟ اگه مشاوره برم، واقعاً کمکم میکنه یا فقط حرف میزنن؟ ممنون میشم راهنماییم کنید.
۱ پاسخ۴۲ بازدید
1403/08/04
سوال 995549
خواهر من دکتری دانشگاه تهران قبول شده 31 ساله هست. از وقتی رفته تهران میگه حافظه ام کم شده هر چی می خونم زود یادم میره و تمرکز هم ندارم. همچنین خوابش هم سبک شده و کیفیت هم نداره و کم می خوابه. خوابگاه زندگی میکنه یه صدایی میاد زود از خواب بیدار میشه. میشه لطفا راهنماییم کنید چیکار کنه زودتر حالش خوب بشه
۲ پاسخ۲۸ بازدید