پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/17

سوال 996042

بنده قبل از فوت شخصی ، از کسانی که از او مراقبت میکردند شنیدم که می گفتند بعضی مواقع هذیان میگفته و یکی از عجیب ترین این هذیان ها ، این بوده که از خواب بیدار شده و گفته :<b> (( شربتم رو بهم بدید )) </b>با اینکه ایشان هیچ شربتی از قبل نخواسته بودند و یا داروی شربتی نداشتند و به عنوان هذیان برداشت شد . بعد از مرگ آن شخص ، دوباره همان شخصی که از او شنیدم در جمعی همین داستان را توضیح داد و یک نفر گفت که فرشتگان به سراغ او آمده بودند و شربت بهشتی نوشیده بوده است . سوال بنده این است که این واقعه حقیقت دارد ؟<mark> لطفا توضیح کامل به بنده بدهید .</mark>
1403/10/11

سوال 995995

لطفا کمکم کنید در استانه خودکشی هستم ۴ ساعت پی در پی گریه کردم دستم نجس بود مشغول شستن پاهام تو حیاط بودم که یهو دیدم وسط یه دعوام حس کردم یه چیزی انگار برخورد کرد به دست پاکم اینم بگم دست پاکم هم خیس بود اینو به این خاطر میگم که شاید اب دستم جابه جا شده بود و فکر کردم که یه چیزی خورده الان بعد دعوا یه چیزی مثل خوره تو مغزمه که دست نجست با دست پاک برخورد کرده لباسم رو هم نجس کرده من بعد دعوا این فکرا به سرم افتاد قبلش اومدم فقط هر دو دستم رو شستم و تمام ولی الان یه چیزی بهم میگه لباستم با دست نجس برخورد داشته و نجس بوده و الان به خیلی جاها لباسم خورده اینم بگم من وسط اون دعوا اصلا متوجه این نشدم که دست نجسم با دست پاک تماس داشته یا نه ولی نمی دونم چرا نمی تونم با اینکه شک دارم برخورد کرده یا نه فکره از سرم بیرون نمیره ادامه داره سایت متن طولانی قبول نکرد
1403/08/05

سوال 995551

سلام.فرزنرانی که در بزرگسالی مورد ظلم پدر و مادر قرار می‌گیرند از بابت اخلاقی و قرآنی چه عکس العملی می‌توانند داشته باشند
1403/08/04

سوال 995549

خواهر من دکتری دانشگاه تهران قبول شده 31 ساله هست. از وقتی رفته تهران میگه حافظه ام کم شده هر چی می خونم زود یادم میره و تمرکز هم ندارم. همچنین خوابش هم سبک شده و کیفیت هم نداره و کم می خوابه. خوابگاه زندگی میکنه یه صدایی میاد زود از خواب بیدار میشه. میشه لطفا راهنماییم کنید چیکار کنه زودتر حالش خوب بشه
1403/07/29

سوال 995522

سلام-حدود ده روزی هست که احساس میکنم با یک شرایط فرسایشی روبرو شدم . چند روز دیگر قرار جلسه آشنایی قبل از ازدواج با یک خانم را دارم و از طرفی هم در دانشگاه تدریس میکنم و شرایط تدریسم مقداری بهم فشار میاره. اما از طرفی شرایط فعلی کشور (مسائل مربوط به جنگ اسرائیل و احتمال حمله آن) به شدت شرایط روانی خانواده را تحت الشعاع قرار داده و به طبع اون، من هم اخیرا تاثیراتی گرفتم. روبرو شدن با شرایط تنشی خانواده، کنار آمدن با شرایط دانشگاه (تدریس و تحصیل همزمان در مقطع دکترا) و افزوده شدن استرس دوره آشنایی به آن، در مجموع من را از نظر روحی خیلی در فشار گذاشته و حس میکنم که در طول روز همواره خسته هستم (البته رفتن به بدنسازی مقداری حالم رو به صورت مقطعی بهتر میکنه) بنظرتون چی کار کنم که مقداری حالم بهتر شه؟ممنون
1403/07/01

سوال 995356

چگونه می‌توانیم به یک کودک سه‌ساله بیاموزیم که احساساتش را به‌درستی بیان کند؟<br><br>
1403/06/25

سوال 995309

با سلام و احترام مجددسوالی قبلی من با شماره 995293 بودببینید قضیه این است که هر چند من می توانم تا 2 سال آینده شروع به درآمدزایی کنم و اتفاقا درآمد خوبی هم داشته باشم اما هر چند به فعالیت در آن کاری که می خواهم انجام بدهم بی علاقه نیستم اما روانشناسی را خیلی بیشتر میپسندم و دوست دارم بدون اینکه تمرکزم روی مسئله و کار دیگری باشد فقط روی روانشناسی تمرکز کنم و کاملا غرق این رشته شوم دوست دارم با این رشته زندگی کنم و از تک تک لحظاتی که با مطالعه روانشناسی میگذرانم لذت ببرم و علاقه ای ندارم ترس از تبعات آینده این کار همچون بالا رفتن سن و ازدواج این لذت را از من بگیرد تنها مشکلی که وجود دارد عرف سن ازدواج در جامعه ما و نگرانی خانواده از این تصمیم من است وگرنه برای خود من اولویت با تحصیل در روانشناسی استبعید می دانم این لذت را بتوانم همزمان با انجام شغل دیگری و همزمان با اینکه ازدواج کرده و مسئولیت قبول کرده ام تجربه کنم
1403/06/24

سوال 995293

با سلام و احترامتقریبا 37 ساله هستم مجرد و بیکار ،تا 2 سال آینده درآمدزایی من شروع میشود و می توانم درآمد مکفی داشته باشم و نهایتا 40 سالگی ازدواج کنم اما خیلی دوست دارم در حیطه روانشناسی فعالیت کنم ولی مشکل این است که باید حداقل 6 سال درس بخوانم تا ارشد بگیرم و بعد شروع به کار کنم و تا آن موقع 43 ساله خواهم بود و کماکان مجرد!<br>البته بعد از اتمام دوره لیسانس و در سن 41 سالگی هم می توانم در چارچوب قوانین شروع به درآمدزایی بکنم ومطمئنم با توجه به علاقه و توانایی هایم خیلی موفق خواهم بود ولی به هر حال این تصمیم تبعات دارد و سن ازدواجم بالای 41 سال خواهد بود منتها از طرف دیگر مدام فکر می کنم اگر الان اقدام نکنم و این مسیر را نروم بعدا پشیمان خواهم شدنظر شما چیست؟
1403/06/20

سوال 995257

با سوگ از دست دادن برادر چطور کنار بیایم؟
1403/06/16

مدیریت زمان

روانشناس حرفه‌ای شدن با وجود شغل؛ روزانه چند ساعت مطالعه مؤثر لازم است؟ ظرفیت حداکثر تمرکز ذهن چقدر است؟ چطور به ۱۵ ساعت مطالعه پایدار برسیم و آیا الگوی ۲ ساعت مطالعه + ۳۰ دقیقه استراحت منطقی است؟ بهترین روش مدیریت زمان چیست؟»
1403/05/28

سوال 995011

با سلام و روز بخیر خدمت شما مشاوران گرامی <br>راههای قدبلند شدن فرزند چه چیزهایی هست؟<br>یکی از عوامل مهم ساعت نه تا نه و نیم می تونه باشه؟<br>البته که ساعت مناسب خئوابیدن برای کودک مناسبه اما روی این موضوع هم تاثیر گذاره؟
1403/05/05

سوال 994747

باسلام.برادری 21 ساله دارم (خودم پسری27ساله ام).ما بهم وابستگی شدیدی پیدا کردیم.در حدی که وقتی تنها از خانه بیرون میرود، دچار اضطراب شدیدی میشوم. ایشان در دوره نوجوانی (مقطع راهنمایی) چندبار در معرض آسیب افراد پرخطر قرار گرفت (خداروشکر بخیر گذشت) و از اون موقع،او را هیچوقت تنها نگذاشتم؛ ارتباطش با من از ارتباطش با والدینمون قوی تر شد.پس از ورود به دانشگاه، اخیرا به علت مشکلات گوارشی، دچار دلدردهای شدیدی میشود در حدی که چندبار کارش به اورژانس کشید و وقتی که سر مسائل بعضا کوچیک دچار اضطراب میشود، دچار حمله عصبی میشود. من اینقدر به او در این سالها توجه زیادی کردم که الان به یک فرد بی دست و پا تبدیل شده (نه در تحصیلش نمرات خوبی میگیره و نه حتی از بیرون رفتنش خیالم راحته) چیکار کنم که بتوانیم به تدریج از هم دیگر مستقل شویم؟ اصلا نمیتونم تصور کنم که چگونه میتوانیم بدون هم دیگه زندگی کنیم.

صفحه 8 از 9