پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/09
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مشاوره
سلام
من یک دختر ۲۸ساله با تحصیلات کارشناسی ارشد شیمی هستم من چند وقته به دلایلی دچار افسردگی شدم بدین صورت که نمیتوانم کاری کنم انگیزه ای مدارم وقتیم میخوام کاری انجام دهم انگار خودمو به زور تکان میدهم چندوقتی هست دنبال کار میگردم گفتم شاید بتوانم یکم روحیم را عوض کنم دوهفته در یک شرکت شروع به کار کردم من در قسمت ازمایشگاه بودم و علاقه داشتم ولی متاسفانه به دلایلی من را جابجا کردن و قسمت دیگر انتقال دادند(درصورتی که روز اول گفته بودند نیرو برای ازمایشگاه میخواهند) من در این قسمت یک روز بیشتر نماندم و فک کردم حجم کارش خیلی سنگینه و من از پسش بر نمیام و حس خوبی بهم نداد و فوری استعفا دادم البته من چون ارشد در یک دانشگاه خوب خواندم توقعم از کار بالاتر رفته نمیدونم الان کار درستی کردم یا نه و اینکه بازم دنبال کار بروم یا منتظر بمانم افسردیگم بهتر بشه چون یک سال است پیش روانپزشک میروم و دارو مصرف میکنم ولی حالم زیاد تغییری نکرده و احساس این رو دارم دیگر کاری رو از پسش برنمیام و مجبور تا ابد درخانه بمانم ممنونم میشم راهنماییم کنید.
۳ پاسخ۸۶ بازدید
1404/06/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
نخبهای با مشکل تمرکز و اعتمادبهنفس در گزینشها
سلام
من همون نخبه هستم اگرخاطرتون باشه.
یک نکته ای که بعد فرموده کارشناسان محترم بهش رسیدم اینکه من توی گزینش ها شغلی نمی تونم درست از خودم دفاع کنم و درست صحبت کنم .
مورد بعد اینکه جدید وقتی می خواهم یک چیز جدیدی یادبگیرم نمی تونم ذهن متمرکز کنم ،دوم به شدت دل شوره و پرخاشگر میشم، سوم به شدت نا امیدمیشم که بازهم یاد بگیری هیچ فایده ای نداره و دوباره بی کاری، چهارم، خیلی به نسبت سابق دورتر یادمیگیرم.
راهنمایی بفرمایید
۳ پاسخ۸۵ بازدید
1404/06/21
ناشناسخانواده و روابط
خستگی
سلام چند وقت هست که از کسی که دوسش داشتم و نتونستیم ازدواج کنیم گذشته و من خیلی سعی میکنم فراموش کنم و سعی کردم خواستگار های دیگه هم بپذیرم یک مورد پیدا شد که بسیاز مورد خوب و مورد پسند بود و خیلی از ایده ال های منم داشت قبول کردم بیان و من خیلی از شرایط اقا خوشم اومد و انگار بهم الهام شد میتونم قبلی رو فراموش کنم ولی اون اقا بعد یک جلسه گفتن من توانایی خوشبخت کردن ندارم از همون اول هم اصلا صحبت نمیکردند و چهره جدی داشتن ولی من گفتم شاید زود قضاوت میکنم ولی بعدش دیدم نه الان بسیار خورده تو ذوقم و بسیار دل شکسته ام نه به خاطر اینکه گفت نه به خاطر اینکه من بعد مدت ها غم انگار یک امیدی بهم ترریق شده بود و انگار بعد مدت ها امدم بخندم تا خنده من تموم نشده یکی انگار محکم زد تو گوشم
خیلی حالم بده و حتی دلم نمیخواد کسی رو بپذیرم
اینهمه فشار روحی و دوباره خوردن تو ذوقم
واقعا در رنج به سر میبرم درحالی که خوشچهره هستم و هم سر کار میرم هم درسمو ادامه میدم
۳ پاسخ۱۳۱ بازدید
1404/05/31
ناشناسخانواده و روابط
من شرایط اقتصادیم خیلی خوب نیست.
سلام. من شرایط اقتصادیم خیلی خوب نیست نه خونه دارم و نه ماشین ولی سر کار میرم. معمولا همون اول آشنایی چه اینجا باشه چه بیرون اینجا اینو به طرف مقابل میگم و تو بیشتر مواقع از طرف مقابل جواب منفی شنیدم میشه راهنماییم کنین که اصلا کار درستیه؟و چیکار کنم چون این قضیه خیلی داره رو من تاثیر منفی میزاره به طوری که تقریبا نا امید شدم و خیلی از معیارهام رو دارم نادیده میگیرم
۴ پاسخ۱۶۲ بازدید
1404/05/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
عاطفی
سلام
یکی دو مورد موسسه همدم بهم پیشنهاد دان که یا مورد پسند ما نبوده یا طرف مقابل پسند نکرده الان هم کمی ناامیدم نمی دونم چکار کنم
۳ پاسخ۱۲۲ بازدید
1404/05/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ازدواج سخته یا راحت
آدما تا زیر یه سقف نرن خودشون رو نشون نمیدن چه دختر و چه پسر بخاطر همین طلاق و جدایی ها زیاد شده
چرا باید هر دو طرف از هم بترسن مرد از ترس مهریه خانم
وزن هم از ترس آبروش کنیزشوهرش بکنه وسختی زیادی تحمل کنه
انتخاب درسته دست خودمونه اما فشار زیاد زندگی آدم دست به خودکشی میزنه..
ازدواج راحت چه ازدواجیه؟
۳ پاسخ۵۴ بازدید
1404/05/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ناامیدی
سلام خدمت کارشناسان محترم. بنده ۳۹ سالمه و مجرد و یه شغل معمولی با حقوق ناچیز دار م با پدر مادرم زندگی میکنم خیلی زحمت کشیدم که شابد روزی زندگی مرفه داشته باشم بابت رشته م که حسابداری هستش خیلی کلاس رفتم و هزینه کردم تجربه و مهارت هم کسب کردم ولی نتیجش شد کار نیمه دولتی درحالی که همون موقع که من کلاس میرفتم دوستان بنده سمت کار آزاد رفتن و موفق شدن و هردفعه که منو دعوت میکنن برم باهاشون بیرون رد میکنم چون احساس ضعف و ناامیدی میکنم و تو خانواده هم از همه ضعیف ترم جوری که برادر و خواهرا هرکدوم چنتا ملک و ویلا دارن ولی من غیر از ماشین معمولی چیزی ندارم که حتی پدر مادر م منو دست کم میگیرن و بوضوح اونارو تحویل میگیرن و اختزام میزارن با اينکه اینهمه هواشونو دارم. تو ۲۰ تا آدم دهه شصتی تو فامیل از ۱۸ تاشون بشدت عقب ترم از نظر مالی. یاد فرصت هایی که سوزوندم آزارم میده ناراحتم ازینکه اینهمه تلاش کردم و تو رشته خودم تجربه کسب کردم ولی رشته پولسازی انتخاب نکردم بخدا حسادت نمیکنم فقط غبطه میخورم و دیگه نه باخانواده سفر میرم نه با دوستان بیرون میرم چون میبینم چقدر اونا تو رفاهن و من نه. از نظر اعتماد بنفس خیلی منهدم شدم و ذره ای حوصله و انگیزه برام نمونده نمیدونم بخدا چیکار کنم لطفا راهنمایی بفرمایید
۳ پاسخ۱۲۳ بازدید
1404/04/31
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
خواستگار
سلام. من 28 سالمه از پاییز پارسال توی تمام اپ هایی که مربوط به ازدواجه ثبت نام کردم ولی به نتیجه نرسیدم توی همدم درخواست زیاد داشتم ولی هیچ کدوم مناسب من نبودن با وجود اینکه ادم کمالگرا و وسواسی نیستم اتفاقا خیلی هم راحت میگیرم ولی رفتاراشون ازارم میداد بخصوص دوسه موردی که محض تفریح درخواست دادن و بعد یک جلسه یا چندروز صحبت کردن به دلایل عجیب مثل مریص شدن یکی از اعضای خانواده یا مشکلات کاری یا حتی عجیب تراینکه یکی از اون اقاها گفت دیگه نمیخوام ازدواج کنم منصرف شدم. این حرصها و عصبی شدن و فکروخیال های شدید در من ایجاد افسردگی کرده حس میکنم دیگه امیدی به ازدواج ندارم بنظرتون چیکار کنم از این فکر رهابشم.
۳ پاسخ۱۲۸ بازدید
1404/04/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اتلاف عمر
سلام. والا دیگه تو ۴۰ سالگی چه امیدی به ازدواج دارم با ۱۵ سال سابقه کار فقط پولم خرج کردم برای بیماری پدر و مادرم. من فرزند اخرم تو همین چندسال که من این همه خرج کردم برای خور د و خوراک و دوا و درمان منزل. تمام خواهر و برادرا بهترین زندکی رو برا خودشون بستن و بهترین زندگی مالی رو دارن. شانسی م که داشتن ازدواج سطح بالا و کار مناسب گیرشون اومد. من حالا یه حقوق ناچیز از شرکت خصوصی و خرج اون برای خونه. حالا اونا نه منو حساب میکنن نه یادشون میاد من کی بودم. خیالشون هم راحته که از پدر مادر پیرشون نگهداری میکنم. بشدت احساس تحقیر و کم عرضگی میکنم. در برابر پول و زندگی اونا من هیچ چی نیستم. عمرمو تلف کردم لطفا نگید که عوضش کار خیر کردم و اجر و ثواب کردم که این جمله خیلی داغونم میکنه. اونایی که میخوان الکی بهم تسلی بدن این جمله رو بهم میگن
دیگه فقط دوست دارم روزای عمرم با شتاب بگذره و همه چی تموم شه
۳ پاسخ۱۲۹ بازدید