پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/04/29
تنهایی و بد شانسی
سلام من ۲۱سالمه اما شرایط زندگیم خیلی دشواره به خاطر همه اطرافیان و خانوادم از خوشحالی خودم گذشتم به خاطر بقیه من تویی به خانواده مذهبی هستم اما زندگیم جوری هستش که شاید کفرهم باشه اما روزی هزار. بار ارزویی مرگ میکنم خانوادم باهام خیلی بد هستن جوری که شاید باور نکردنی باشه اما وقتی بیرونم حالم خوبه سرحالم اما همین که پام رو تویی خونه گذاشتم مدام سرم درد میکنه عصبی میشم حالم خوب نیست
پدرم به خاطر یه سری طرز فکر هایی قدیمی نمیزاره برم بیرون اونقدر واقعا خسته شدم بریدم نمیدونم چی کار باید بکنم خانوادم چون دختر اصلا پدرم منو نمیخواد ولی به خدا بهتر از پسر هستم و بودم اما هیچ وقت شانس ندارم و نداشتم پدرم همین که از در بیاد تو باهام بی دلیل مدام دعوا داره
فکر میکنم خدا باهام قهره که کاری برام نمیکنه هرشب با گریه میخوابم دیگه خستم نمیتونم 😭😭😭😭😭😭
نمیدونم باید چی کار کنم
۳ پاسخ۹۳ بازدید
1404/04/17
ناشناسخانواده و روابط
رابطه عشق
چرا دست رو هرکی میزارم و عاشق هرکی میشم یا منو نمیخواد یاهم ازدواج داره میکنه یاهم کلا دوست دختر داره فکر میکنم شانس ندارم
۳ پاسخ۷۹ بازدید
1404/04/17
ناشناسخانواده و روابط
دوراهی
سلام وقت بخیر
حس میکنم اگه یه هفته دیگه مجرد بمونم دق میکنم. از یه طرف کسی که به دلم بشینه خواستگاریم نمیاد. از این وضعیت بدتر. نمیشه
۳ پاسخ۱۱۰ بازدید
1404/04/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سلام بر مرجان عرشی های عزیز!
سلام و درود بر شما دوست عزیزم!
سوال شما عزیز را باید طور دیگری پاسخ بدم!
تمام آن چیزی که باعث به وجود آمدن این افسردگی لعنتی از 10 سال پیش در من شده است در ابتدا بی توجهی و بی محبتی از سوی مادر و خواهران من بوده است و حضور نداشتن آن ها در زندگی من و تنهایی بی انتها و بی کران من سال های سال و در آخر کار وارد آمدن یک شکست عشقی بسیار شدید و یک ضربه کمرشکن کشنده روحی و روانی و عصبی که سال ها درگیرش بودم و هنوز نتوانستم از آن کمر راست کنم به قدری که ضربه ای مهلک بود بر جسم و جان من در سن 18 سالگی در اوج شور و شوق و نشاط و در اوج جوانی!
خلاصه مسیر زندگی من به کل عوض شد و به بیراهه ای رفتم که تهش بن بست بود و با ملاج خوردم به دیوار! عشق آن دختر هم نصیب و قسمت من نشد! و من مثل شمع ذره ذره سوختم و گداختم و آتش گرفتم و آب شدم و خاکستر شدم!
خیلی تنها هستم تمام عمرم تنها بودم و تمام عمرم از مهر و محبت و مهربانی و دوستی و از توجه و اهمیت و از عشق محروم بوده ام! من هیچوقت لذت عشق را درک نکردم و نچشیدم و لذت آرامش در کنار عشق را هم درک نکردم! من تمام عمرم از عشق و آرامش و محبت و مهربانی و خوش اخلاقی و دوستی محروم بوده ام!😭😭😭💔💔💔
۱ پاسخ۸۴ بازدید
1404/04/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اختلال بزرگ و لاینحل که ریشه در دوران کودکی دارد
با سلام من یک مشکل ، مسئله ، اختلال و یا یک بیماری بسیار بسیار بزرگ و قوی و پیچیده و ریشه دوانده در دوران کودکی تا به حال و لاینحل و درمان نشده به هیچ وجه من الوجوه و با هیچ یک از شیوه های درمانی تا به حال که ۲۸ سال سن دارم دارم و آن عبارت است از : تنهایی بی کران ، انزوا و گوشه گیری از جامعه و از هر جمع و اجتماعی به دلیل ترس و وحشت و استرس و اضطراب فوق العاده زیاد و شدید به طوری که از شدت تپش قلب و لرزش دست و پا توانایی انجام و اقدام به هیچ عملی را ندارم و به شدت می ترسم و به شدت اجتناب می کنم و دوری می گزینم از همه عالم و آدم! و به هیچ وجه من الوجوه با هیچ آدم غریبه و ناآشنایی در دنیای بیرون امکان و توانایی برقراری هیچ نوع ارتباط و رابطه ای را ندارم ( چه جنس موافق چه جنس مخالف ) و به شدت از ایشان و از طرز برخوردشان با من ترس و واهمه و دلهره و دلشوره و استرس و اضطراب و نگرانی دارم و به شدت بسیار زیاد نسبت به همه چیز و همه کس و حتی اتفاقاتی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد نا امید و بی اعتماد و بی اطمینان و بسیار شک و تردید و دلشوره و دلهره و تشویش و اضطراب و نگرانی دارم و در ترس و وحشت ۲۴ ساعته به سر می برم و دارم می میرم!!! دیگه تحمل این همه تنش و فشار روحی روانی عصبی را ندارم و میخوام خودکشی کنم!!! خواهش می کنم کمکم کنید و نجاتم دهید!
۲ پاسخ۹۷ بازدید
1404/04/16
ناشناسخانواده و روابط
لطفاً از روی شکم سیری و بی دردی جواب ندید
من یک جوان ۲۸ ساله مجرد بدون سابقه ازدواج بدون سابقه هرگونه ارتباط و رابطه با جنس مخالف حتی در حد صوت و صحبت و کلام و به شدت تنها و منزوی و گوشه گیر و به شدت افسرده ( افسردگی شدید مقاوم به درمان ) و استرس و اضطراب بسیار شدید به طور ۲۴ ساعته که شب ها بدون مصرف چندین قرص آرامبخش و خواب آور خوابم نمی برد هستم و در این سن و سال یک جای سالم نه در جسم و تن و بدنم و نه در روح و روان و اعصابم ندارم و بیش از ۱۰ سال است دارو های اعصاب تحت نظر پزشک مصرف می کنم اما ذرّه ای بهبود پیدا نکردم و ذرّه ای درمان نشدم برعکس قدرت و وسعت و شدّت بیماری های من هزار برابر بیشتر شده است! من در حال حاضر مرده ی متحرکی بیش نیستم و حتی قدرت و توان انجام امورات و نیازات روزانه و روزمره خود را نیز ندارم! شما بفرمائید من اگر خودکشی نکنم؟! چه کنم؟! و چه خاک و خاکستری بر سر کنم؟! من به شدت تنها هستم و تنها زندگی می کنم و حتی یک دوست و رفیق صمیمی هم در زندگی پر از درد و فلاکت و بدبختی و تنهایی خود ندارم!
۳ پاسخ۱۳۸ بازدید
1404/04/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
میخوام خودکشی کنم
من تهِ تهِ آخرِ نا امیدی و سیاهی و تاریکی و تباهی و پوچی قرار گرفتم و میخوام هر چه سریع تر خودکشی کنم به روشی فجیع که دیگه ردخور نداشته باشه و یک راست صاف برم سینه قبرستون! حالم بهم میخوره و متنفرم و خشمگین و عصبانی ام به شدت از دست عالم و آدم! و خسته و نا امید و قطع امید کردم از عالم و آدم! من همین امروز صد در صد و حتماً و قطعاً خودکشی میکنم و خودمو به درک اسفل سافلین واصل میکنم!!!
۲ پاسخ۸۹ بازدید
1404/04/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
SSRIقرص
سلام من به خاطر افسردگی و خانه نشینی زیاد و جدی گرفتن مسائل و خودارضایی بدون نسخه دکتر تصمیم به خوردن قرص سرترالین و فلوکستین کردم
الان دیگه مصرف نمیکنم ولی یکسری رفتار مردم یکجورایی برام حالت تعجب و ابهام داره مثلا میرم هيئت عزاداری وقتی مردم شور میگیرن در سینه زنی پیش خودم فکر میکنم چرا دارن دیونه بازی در میارن اصلا انگار خیلی منطقی شدم و هیچ رفتاره خاصی برام عادی نیست و تعجب میکنم ولی ایراد گیر نیستم همش تو ذهنمه این نوع تفکر به نظرتون عادیه؟ مهمون برامون اومده بود سره هرچیزو ناچیزی میخندید ولی من برام خنده دار نبود
سنم 35 سالمه و مجردم دارم دنبال شغلی میگردم که میدونم استرس بالایی داره ولی علاقه دارم
به نظرتون ممکنه اخلاقم بدتر شه؟
۳ پاسخ۱۳۳ بازدید
1404/04/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بددهني
من يه خانوم ٣٨ ساله هستم و يه بچه ١٠ ساله دارم ، ١٤ ساله ازدواج كردم ، با اينكه در يك خانواده ي بسيار مؤدب و آرومي بزرگ شدم و دوره ي مجردي خيلي خوبي هم سپري كردم و خيلي دختر مودب و مهربون و درس خون و سر به زيري بودم ، از هيچي ناراحت نميشدم ، حرف هيچ كس رو به دلم نميگرفتم ، دختر كينه اي نبودم ، زندگي من طوري بود كه تو دوران مجردي اصلأ معني و مفهوم ناراحتي رو درك نكردم چون دليلي برا ناراحتي نداشتم ، ٢٤ سالم بود ازدواج كردم و به كل عوض شدم ، الان شديدأ زود رنج ، عصباني و از همه بدتر بددهن شدم ، از زمين و زمان گله دارم ، هر كس هر چيزي ميگه من به خودم ميگيرم ، به هيچ چيز علاقه نشون نميدم ، حتي از بچه م هم بدم مياد و اصلأ بهش رو نميدم ، شديدأ از رفتار خودم دارم شكنجه ميشم ، و چيزي كه منو داره اذيتم ميكنه بددهنيم و بي محلي به بچه م هست ، خواهش ميكنم بهم يه راهي نشون بديد ، كمكم كنيد 😔
۵ پاسخ۲۶ بازدید
1404/04/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
افسردگی به دلیل سر نگرفتن خواستگاری
سلام،آقایی هستم ۴۰ ساله و هنوز مجرد،چندین بار برای آشنایی و خواستگاری خصوصا در این چند وقت اخیر اقدام کردم ولی بی نتیجه بوده،با وجود اینکه از لحاظ مالی و داشتن مسکن شخصی و تحصیلات شرایط مقبولی دارم ولی تا به حال مدام موفق نشده ام که این موضوع باعث شده شدیداً ناامید و افسرده بشم،نمیدونم واقعا با این موضوع ازدواج چه کنم،به خاطر سنم ازم دوری میشه در حالی که چهره ام به حدود ۳۰ سال میخوره و خیلی جوونتر از سنم نشون میدم،واقعا دارم زجر میکشم چیکار کنم،نمیدونم،اگر امکان داره واقع بینانه راهنمایی کنین چطور با موضوع برخورد کنم؟سپاسگزارم
۳ پاسخ۸۸ بازدید
1404/04/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
توانایی ازدواج
سلام من پسرم و 25 سالمه سوالی که داشتم اینه که من الان شغلی ندارم و کلی هم گشتم و کار مناسبی پیدا نکردم در حال حاضر دارم گیتار یاد میگیرم و زبان انگلیسی میخونم ولی همش احساس ناراحتی میکنم بخاطر اینکه تنهام و کسیو ندارم میخواستم ببینم با این شرایط من باید چیکار کنم و نیازهامو چگونه برطرف کنم؟
۳ پاسخ۱۰۱ بازدید
1404/04/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ذااب
من از مجردی خستم ودر برای ازدواج چه در همدم چه در بیرون بههیچ نتیجه ای نرسیدم دارم دیوانه میشم چهکمکی میتوانین بهم بکنین
۴ پاسخ۱۲۰ بازدید