پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/26

سوال 996482

من در مقابل آقایون خیلی معذب هستم و ارتباط چشمی نمیتونم برقرار کنم و استرس میگیرم،خیلی وقتا با مشکل مواجه میشم و اونطور که باید نمیتونم رفتار کنم و حرف بزنم چجوری اینو حل کنم؟مشکل از چی میتونه باشه؟!
1403/10/28

سوال 996137

همون دختری هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با آقایی مطلقه ۵۰ ساله اشنا شدم ایشون منزل نداره چون فروخته و مهریه داره ولی تلاش میکنه درامدش را بالا ببره مدیر شرکتی هستن گفت سوالی دارین ایتا شاید راحتترین بپرسین گفتم حضوری میپرسم چون ایتا چت کردن وقت گیره دیگه اینکه ۴ شنبه تماس گرفت ۵ شنبه دیدار داشتیم شب پیامک داد ایتا رفتی بگو و پیام داد سوالی و ابهامی هست بپرس ایتا یا تماس تلفنی که گفتم ترجیحا حضوری میپرسم چطوری بگم که هر روز پیام ندهد و سوال دیگرم اینکه بخوام بپرسم بیمه بازنشستگی و سوالات مالی ایتا بپرسم یا حضوری که سوتفاهم نشه
1403/10/28

سوال 996135

سلام دختری ۴۷ ساله هستم مجرد با موردی اشنا شدم ۵۰ ساله مطلقه و تحصیل کرده و دارای یک فرزند نوجوان..یک جلسه صحبت کردیم حضوری همچین مواقع ارتباط چشمی زیاد برقرار نمیکنم ..همدیگرو پسندیدیم ولی انتقادی که داشتن همین بود و گفتن فکر میکنم یا خجالتی هستید یا اکراه داری از ارتباط و توقع دارن باهاش راحتتر باشم که گفتم من چنین موقعیت ها اینطوری هستم و عرف جامعه هست که دختر سنگین باشه و جاهای دیگه بازتر هستم ..به نظرتون چیکار کنم چنین مواقعی ..و دیگه اینکه ایشون توقع داره بیشتر صحبت کنم حالا یا تو ایتا چت و..من گفتم ترجیح میدم حضوری صحبت کنم ..دیگه اینکه سوالات مالی چطوری بپرسم چون ایشون منزل ندارن برام مهمه پشتوانه مالی داشته باشن و..
1403/10/20

سوال 996092

سلام وقت بخیر من حس میکنم آمادگی ازدواج ندارم اما مایلم که ازدواج کنمموقع صحبت کردن با خواستگار زبونم میگیره و استرس دارم و فکر میکنم این موضوع باعث میشه به جلسات بعد کشیده نشهاون لحظه که از من سوال میکنن جواب کوتاه میاد به ذهنم و گاهی اوقات با استرس جواب میدم، ولی جلساتی هم بوده که بهتر تونستم صحبت کنم در کل فن بیان خوبی ندارم و کلاس هم شرکت کردم اما بعد از مدتی که کلاس تموم شد مثه قبلا شدم
1403/09/21

سوال 995857

سلام وقت بخیر من یه مرد۲۳ سالم من در اثر تصادف رانندگی صورتم نامتقارن شده و زیباییش رو از دست داده مخوصصا عدم تقارن کاسه چشم بخاطر این وضعیت خودمو باختم و نمیتونم به کسی درخواست بدم یعنی جرئتشو ندارم از جواب که بهم میخواد بده میترسم چون اگه نه بشنوم یا تیکه تمسخری بخاطر صورتم بهم بندازه فروپاشی روانی برام اتفاق میوفته حالا هم تنهایی خیلی اذیتم میکنه داره دیوانه ام میکنه نمیدانم چه کنم فکر خودکشی منو ول نمیکنه لطفا راهنمایی کنید نظرهاتون‌با چاره کار ارسال کنید
1403/07/15

سوال 995437

سلام وقت بخیر بنده با یک دختر خانومی وارد رابطه شدم و تقریبا داره یک سال میشه از ارتباط مون و شناخت کافی از اخلاق و رفتار هم داریم ولی تنها شناختی که نداریم از هم مسائل جنسی هست و من یک مقدار سر این مسئله خجالتی هستم و میترسم از دست من ناراحت بشه و برداشت اشتباهی از من بکنه بنده 22 سالمه و دختر خانوم 19 میخام بدونم چطوری در باره مسئله جنسی صحبت کنم و چطوری بحث رو شروع کنم قصد جفت مون هم ازدواج هست
1403/07/10

سوال 995425

سلا. افسردگی یعنی چی ؟چند نوع افسردگی وجود دارد ؟آیا افسردگی خطرناک هست ؟
1403/07/10

سوال 995420

با سلام. من با یک دخترخانم مذهبی(و چادری) از طریق برنامه و بصورت کاملا سنتی در حال طی کردن جلسات آشنایی هستیم و تا الان ۶..۷ جلسه دونفره داشتیم . خودم هم مذهبی هستم. تا الان در اکثر معیار ها باهم تفاهم داشتیم و بنظرم یکی از دلایل ادامه جلسات هم همین هست. بیشتر در جلسات حضوری صحبت میکنیم و از طریق پیام و تماس کمتر در ارتباط هستیم.دختر خانم تماس گرفتن و گفتن چون در قالب پیام امکان توضیح نداشتم خواستم تلفنی صحبت کنم. ایشون گفتن احساس میکنند که من خیلی تمایل به ادامه این رابطه ندارم. و علت رو هم اینطور بیان کردن که " همونطور که قبلا گفتم طرف مقابلم در طی جلسات آشنایی باید تا حدودی اون علاقه رو نشون بدن یا به نوعی برای حفظ این رابطه تلاش کننمثلا با انجام کارهایی که میدونن برام مهمه و در واقع با شناختی که از علایق من دارند"البته به من گفتن که شاید درست نباشه من اینو به شما بگم ولی خب تصمیم گرفتم زنگ بزنم و بگم.در کل خیلی باحیا هستنغیر مستقیم هم اشاره کردن مثلا یک راهکار میتونه پیامک باشه(فکر میکنم منظورشون این بود بین جلسات حضوری از طریق پیام بالاخره یک ارتباطی باشه و من نشون بدم که تمایل به ادامه دارم و بین دو جلسه کاملا بیخبر از هم نباشیم)و گفتن میخوام بدونم شما کلا تیپ شخصیتیتون همین هست(سخت هستین!) یا بخاطر حیا و.. کمتر به این موارد اهمیت میدینمن هم گفتم که سعی کردم با احتیاط عمل کنم و واقعا سعی کردم رفتارم و برخوردم طوری باشه که دختر خانم معذب نشن یا برداشت دیگه نکنن.در هر صورت ظاهرا از سمت من احساس کم مهری کردن و معتقدن دختر نباید تو این موارد شروع کننده باشه (منم موافقم در کل)سوال اصلی:من میخوام علاقم رو به ایشون بیشتر نشون بدم و صمیمی تر برخورد کنماما نمیدونم با چه روشی اینکار انجام بشه که تاثیرگذار باشه و همچنین از چارچوب این مرحله خارج نشم.و مورد دیگه اینکه در جلسات رسمی آشنایی که هست واقعا اونقدر تو این زمینه نمیشه شناخت کسب کرد که ایشون چه چیزی رو دوست داره و من اون کار رو انجام بدم تا نشانه علاقه ام باشه.سخن پایانی:در کل فکر میکنم ایشون نگران این هستن آیا من علاقه کامل به ایشون دارم یا نهو آیا در زندگی مشترک توانایی ابراز علاقه خواهم داشت یا آدم خشکی هستم و تیپ برخوردیم همین هست.پیشاپیش از زحمات شما سپاسگزارم
1403/06/04

سوال 995135

سلام وقت بخیر چند وقتیه که حس میکنم خوب ممنونم صحبت کنم بیشتر موقعه ها اصلا نمی‌دونم درمورد چی صحبت میکنم بعضی موقع ها هم فک میکنم مغزم هنگ می‌کنه
1403/05/30

سوال 995060

من فردی خجالتی هسم و نمی تونم از کسی که خوشم میاد باهاش حرف بزنم
1403/05/30

سوال 995041

سلام من ۲۷ سالمه تک فرزندم و بسیار خجالتی و هیچ دوستی ندارم خستم از تنهایی و دیگه تحمل ندارم چطور میتونم یه همدم پیدا کنم ؟؟؟
1403/05/10

سوال 994800

سلام وقتتون بخیرمن ۴ماه عقد کردیم و ۴ماه هم نامزد بودیم از نامزدم دورم ایشون توی شهر دیگه کار می‌کنن و نهایتا ماهی یکبار میبینمشون تازگی هامتوجه شدم انگار یه اخلاق خاصی دارن و منو خیلی ترسونده نمیدونم چیکار کنم ایا باهاشون مطرح کنم یا نه ؟مثلا ۲ هفته پیش امدن شهرما که خانه مادرشون هم یکی از روستای شهرماست گفتن من رسیدم شهرمون میای با هم بریم بازار و من گفتم بله گفت واقعا؟گفتم بله ،گفت میام دنبالت وقتی امد خانه ما چندلحظه هم ننشت گفتم نه من باید برم خونه مادرم حتی شربتی که درست کرده بودیم نخورد و اصلا به روی خودش نیاورد که قرار بود بریم بازار بعد نیم ساعت زنگ زد گفت فراموش کردم قرار بوده که بریم بازار من نرفتم خونه مادرم بیا منتظرت هستم منم گفتم نه و تو اخلاقت اینه چرا اینطوری میکنی خلاصه بحث مون شد اما اصرار کرد گفت تقضیر من بوده ببخشید این ها آشتی کردیم قبلا هم یه سری آمد خونمون بعد رفتیم توی اتاق من خودش گفت من میرم توی اتاقت تو می‌خوابم بیا پیشم بعدش بوسم کرد یکدفعه گفت هوا گرمه بریم بیرون منو فرستاد از اتاق بیرون خودش توی اتاق موند منم ناراحت شدم که خودش گفت بیا پیشم من که به اجبار نرفته بودم گفت برو بیرون منم ناراحت شدم چون خوب ما خیلی به هم نزدیک نشدیم در حد معاشقه با هم رابطه داریم منم درخواست نداده بودم ناراحت شدم ایشون هم ناراحتی منو دیدن گریه کردن گفتن من تحمل ناراحتی تو رو ندارم گفتم چرا این کار رو کردی گفت گفتم شاید کسی بیاد داخل اتاق و هم گرم بوده ،یا همین دیروز با من تماس گرفت معمولا ما زیاد صحبت نمی‌کنیم در حد ۲یا ۳دقیقه اما همین که احوال پرسی کرد ناگهانی گفت خداحافظ بدون اینکه چیزی بگه اما دوباره انگار دانست خیلی زود و ناگهانی بوده حرفش رو ادامه داد. یا مثلا چند بار دیگه که آمده خونه ما بعضی وقت هاش خودش میگه من برم هنوز ۱۰دقیقه نیست آمده خودش هم میگه میام بعد اینطور میکنه البته وقت های هم خونه ما نهار خورده اما بعضی وقت ها اینطور میکنه به نظر شما ایشون آدم مودی هستن؟ و من باید جیکار کنم چون خیلی زود تصمیم شون رو عوض میکنن یا مثلا ظهرها پیام میدادن چت میکردیم سرکار بودن موقع غذا اول خودشون این پیشنهاد رو دادن بعد چند وقت گفتن آنتن نداره گوشیم بعد ۱۰روز به ایشون گفتم چی شد وقتی خسته ای نمی‌خواد چت کنی منم میدونم اما نگو آنتن نیست به نظرم اخلاقش نرمال نیست یا من هیلی حساسم؟

صفحه 1 از 2