پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/07/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995462
سلام من حدود هفت ماه پیش با پسری آشنا شدم که علیرغم اینکه همه چیز به خوبی پیش می رفت متاسفانه یهو غیبش زد و رفت غرورم بهم اجازه نداد دلیل را جویا بشم. توو این مدت خیلی با خودم کلنجار رفتم ک دلیل ترکش را متوجه بشم و با وجودی که با افراد زیاد دیگری آشنا شدم اما همچنان ذهنم پیش اون هست. آیا بهتر نیست با او دوباره صحبت کنم؟ یا ممکنه با این کار زخم کهنه ای را دوباره باز کنم؟ متاسفانه من هر کسی را بعد از اون می بینم دارم ناخودآگاه با اون مقایسه ش میکنم. هفت ماه زمان کمی نیست به این دلیل نمیتونم فراموش کنم که یهو و بی دلیل جدا شد و کلی سوال توو ذهن من باقی گذاشت
۵ پاسخ۲۰ بازدید
1403/07/06
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995393
من 37 سالم هست حدود یه سال پیش آقایی اومد خواستگاری ام سه ماه رابطه داشتیم ایشون به طور ناگهانی کات کردند و من خیلی بهم ریختم الان فراموششون کردم ولی بعضی مواقع یادشون میام و چراهای کارشون تو ذهنم مرور میکنم و بعد دلم دوباره میشکنه شروع میکنم به گریه مثلا روزهای تعطیل بدترم. از طرفی خیلی احساس نیاز عاطفی دارم و دوست دارم ازدواج کنم. که تا به حال هم جور نشده است.مشاورین عزیز چکار کنم روزهای تعطیل گریه نکنم و از این چراها خلاص بشمدوم چطور خواستگار خوب هم کفو را جذب کنم
۴ پاسخ۳۶ بازدید
1402/12/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993334
سلاممن دوسال پیش عاشق یه دختری شدم و با هم دیگه دوست شدم بعد دوماه رابطمون بهم خورد... هنوز که هنوزه عاشقشم و قصدم ازدواجه اما هیچ جوره بهش دسترسی ندارم
۳ پاسخ۱۴ بازدید
1402/11/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993005
افسردگی شدید دارم چون عاشق زنی شدم که زندگیمو نابود کرد و آخرشم بهم خیانت کرد و رفتلطفا کمکم کنید روحیه سابقمو داشته باشم
۵ پاسخ۲۶ بازدید
1402/04/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 28695
سلام خسته نباشید من از زندگیم خستم بریدم داغونم امید دارم اما خستم ( نمیدونم متوجه حرفم میشین یا نه💔🥺) اما این خیلی اذیت میشم دلم نمیخواد تو این دنیا باشم واقعا خستم. دلی تنهام نمیدونم چیکار کنم 2 روز خوبم 1 هفته دپ و داغون
۱ پاسخ۹ بازدید
1402/04/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28485
با سلام خدمت مشاورین عزیز،،، بنده چهلو سه سالمه،،، در سن سی سالگی به یه دختر که خواهر خانم داداشم که یک سال از خودم کوچکتر هستش علاقه پیدا کردم با خانواده در میان گذاشتم و گفتن میریم برا خواستگاری وقتی رفتیم جواب نه دادن دوباره رفتیم دوباره نه شنیدیم بیخیال شدم اما همش تو ذهنم در گیر بودم تا اینکه یکی از داداشام که دوسال از خودم کوچکتر هستش بعدها فهمیدم که دورا دور پیغام داده بودن بهش که اگه تو بیایی خواستگاری ما دخترمون رو میدیم و داداشم اسرار که بریم خانواده گفتن باشه میریم اما من مخالفت میکردم خلاصه اخرش اونا زور شدن چون من تنها بودم اما اونا سه چهار تارفتن خواستکاری همون حلسه اول بله رو گرفتن خوشحال امدن و من ناراحت قرار بله برون رو گذاشتن و رفتن برا تعیینه مهریه اما من باز مخالفت مخالفت و مخالفت اما کسی پشیزی ارزش و بها برام قائل نبود خوب مهریه تعین شد و قرار عقد گذاشته شد از او ن لحظه به بعد من و داداشم میانمون شکر اب شد بعد دو هفته عقد کردن حتی من در مهریه گرفتن و عقدش شرکت نکردم با خانواده هم در گیر بودم که نکنید اما زهی خیال باطل،،، یک روز زن داداشم با همون داداشم امدن خونه ما با همه سلام علیک کرد به منم که رسید یلام کرد اما جوابی نشنید از اون به بعد شاید یه دو هزارتا سلام کرد اما جوابی نشنید گفتم برا خودت ارزش قایل باش کسی که تو رو نمیخواد تو ام نباید جواب سلامشرو بدی بعد یک سال پدر فوت کرد که اصلا از دستش راضی نیستم و حلالش نمیکنم ،،، اونها بعد فوت پدر ازدواج کردن جالب اینجاست که هر چه مشخصاتی که من تو ذهنم هست برا ازدواج دقیقا تو وحود اون دختر هست و اوایل چادری بود اما الان با مانتو رفت امد میکنه و روان و روحم داره ازار میبینه بعد دو سال بچه دار شدن و مهمونی دادن همه رفتن الا من بخت برگشته بچه هاش الا ن نزدیک نه سال و هفت ستله هستن و من هنوز کینه کار پدرشون در دلم هست و خو صو صا مادرشون بچه ها از من گریزونن و اصلا نزدیک من نمییان من یک ادم کاملا احساسی هستم شبها تا پاسی از شب چند ساله بهش فکر میکنم همین مسله با عث شده من در انتخابم دل دل کنم و هنوز مجرد موندم و همش دنباله یکی هستم تا از لحاظ تیپو قیافه لا اقل هشتاد درصد مشخصات اونرو داشته باشه در ضمن همگی پیشه هم هستیم اونا طبقه بالا هستن و ما طبقه پایین و گاهی وقتها تو راه پله یا حیاط با هم رو در و میشیم و روان من میریزه بهم از طرفی نیاز به ازدواج دارم و نیازهای جنسی و بیشتر بیشتر رو حی عدابم میده و از طرفی تا الان کسی رو پیدا نمردم تا جایگزینه زن داداش کنم با خودم میگم ول کن بیخال شو برو یکی رو انتخاب کن و برو عمرت رفت تا پایه کار میرم زانوهام میلزه و جلو نمیره کار بجایی رسیده که دارم دنباله یک زنه بیوه میگردم که از اون سر باشه حتی اگه دوتا بچه هم داشته باشه و با شرایطم کنار بیاد از لحاظه تیپ و قیافه چندان جالب نیستم و اعتماد به نفس در من داره کم کم میمیره احساس حقیره میکنم بعضی وقتها میگم برو با داداشد اشتی کن و خودتو نحات بده از این زندان غم اما باز جراتم قد نمیده میگم تو و زن دادشد الان کبریت و بنزین هستین دوبار بری خونشون یا اون بیاد خونه شما ممکنه کار به جاهای باریک بکشه خدایی نا کرده اخه من با مادرم زندگی میکنم و اونا اصلا سر اون قضیه خونه مادر م نمیانچون میدونن با اونا برخورد میکنم جرات نمیکنن بیان وقتی تویه حیاط هستم یهویی و ناخواسته باهاش روبه رو میشم از ته دله دلم برا خودم میسوزه و مدتها میرم تو فکر که چرا پدر چرا داداش چرا خانواده با من اینچنین کردن بارها شده صدای قه قه زدنشو شنیدم و از ته دل اه میکشم چه امتحانیه یا غذابه یا سرنوشته اخه چیه این الان دو سه سالی میره باشگاه بدنسازی این دیگه بیشترو بیشتر روان من ریخته بهم اخه صدو هشتاد درجه عوض شده یه مدت گفتم بیخالش بشم و از شادیه اونا لذت ببرم اخه میگن از شادی دیگران شاد باشید تا شادی اونا به شما برسه اما نشد که نشد هرجا میرم خواستگاری همش اون جلویه چشامه به نظردون من باید از این شهرو دیار وخونه برم و کاملا ارتباطم رو با این خونه مخوف و شب اول قبر قطع کنم ادامه بدم همینطور ی که هست ؟ به ازدواج فکر کنم چیکار کنم که ازین زندان هارون رشید نجات پیدا کنم در ضمن کاربران عزیز نگید تو بی غیرتیا یا چشمت دنباله نامو س داداشد هستا نه اصلا اینجوریا هم نیست اینارو من باید میبردم با خودم تو قبر اما چه کنم که معلوم نیست عجل کی و کجا میاد سراغم که تا اون موقع صبر کنم نیاید اینارو من مطرح میکردم اما روح و روانم داره میترکه ساید برا خوده شما هم این اتفاقات افتاده که کسی رو میخواستین اما نشده به دلایلی وو قتی تو کوچه و خیابون میبنیدش داغون میشید درسته
۸ پاسخ۷۶ بازدید
1401/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 19206
با سلام و احترامبعد از اینکه آقا و خانم مدتی با هم در ارتباط هستند وقتی خانم نظرشون منفی میشه ولی آقا دلبسته میشنچطوری باید آقا این موضوع رو قبول کنه و امیدوار به آینده؟میشد از جانب شما با کسی که از طرف همدم معرفی شده صحبت کرد که علت نظر منفیشون چیه؟تشکر
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1401/06/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 19033
سلاممن و دختر فامیل مان یک زمان باهم خوب بودیم ولی اون الان سرد شده و جواب من نمیده منم همش تو فکرم خوابم نمیبره برای حل این مشکل باید چیکار کرد
۱ پاسخ۴۰ بازدید