پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/30

سوال 995909

سلام در حال اشنایی با فردی هستم،زود از دست کارهاشون عصبانی میشم و کات میکنم اماایشان مرا ارام می کنند اما دوباره سر همان موصوع دعوا داریم،دعوا سر بی اعتمادی من به ایشانه،ایشان می گویند تو شکاکی،اما من طبق اینکه گفتن قبلا با دخترانی دوست بودن امااین دوستی ۲روز بیشتر دوام نداشته بی اعتماد میشم.هرچندهم ک از خیلی از لحاطها باهم تناسب داریم،۳۶ساله م.ایشان ۳۵
1403/09/17

سوال 995833

باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیر‌کنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
1403/09/14

سوال 995810

خانمی هستم که گفتم با موردی در ارتباط بودیم مشتاق ادامه ارتباط بود ..جواب منفی دادم .. برای ارتباط دوباره واتساپ پیام دادم جواب نداد تیک آبی نخورد.. اگه نمیخواد جواب بدهد چرا شمارم از مخاطبینش حذف نمیکنه ؟؟..حس بدی دارم متاسفانه صبر ندارم دوست دارم از این نوع بلاتکلیفی در بیام ..میدونم اشتباه کردم عجولانه تصمیم گرفتم ..آنچه شما گفتین در موردم فکر میکنه عدم ثبات هیجانی یا تصمیم گیری..مگه انسان جایز الخطا نیست ..شاید هم حکمت خدا اینه که به این بهونه ارتباطمون ادامه پیدا نکنه و شاید اگه بعد از چند ماه کنسل میشد آسیب بیشتری میدیدم ..وسوسه میشم چیزی بهش بگم ..
1403/09/11

سوال 995788

سلام خدمت خانم شربیانی وخانم باکتریا عرض کنم حدوا ۳ هفته وهرهفته به مدت ۳ ساعت صحبت میکنیم درزمان مشخص ازچندروش مختلف برای کنترل خشم ایشون سوالهای روپرسیدم وجواب تا ۹۰درصد قانع کننده بوده برام ایشون یک فرزندهم دارند ودرکل ازمثالها یاسوالهای که به روشهای مختلف پرسیدم برام قابل قبول بوده فقط این بحث که همسرشون باعث شدن یامجبورش کردن دست روشون بلندکنه واصلا ازموضوع پشیمان نیستند من خودم به عقیده وباورخودم دوست ندارم حتی یک حیوان رواذیت بکنی حتی ازپرندگانی که درقفس هستند خداوکیلی ازصاحب این کسب وکار پرندگانی متنفرم حالا چه برسه به یک انسان ایشان ادعا دارند که تغییرمیکنند وعوض میشن یک کم اخلاقشون تندهم هست وبعداین ۳ هفته ایشون گفتند که دیگه وقتشه وارد آشنای خانوادگی بشن ومن وصددرصد قبول دارن ازمن پرسیدن نظرم چی هست منم گفتم راجب این موارد کتک وتندی اخلاق بیشترصحبت کنیم وموضوع جالب تراینکه ایشان ازآشنایهای قبلی زیاد صحبت میکنند واززندگی مشترکی که حدود ۳ سال زندگی کردن وچه مشکلاتی داشتن هم زیاد صحبت میکنند وهمسرشون هم اجازه دیدار فرزندشون هم ندارن حتی گفتندکه اگر فرزندشون درکاری ناجورنشود بازبان خوش صحبت کرد باهاشون باکتک باید متوجهش کرد ومن بیشترازاین نگران شدم وقتی نکات مثبت رو دریک طرف واین موضوع کتک رودر طرف دیگر قرارمیدم به دوراهی برمیخورم اون جوری که راجب زندگیشون صحبت کردن قابل تحمل نیست برای هیچ کس حالا چقدر ازحرفهاشون درست یانادرست هست نمیدونم حالا بگم نه به خاطرکتک زدن خانم خوب طبق موردی که گفتند کتک که درست نبوده ولی شاید اگرمن هم خودم وجای اون میزارم نمیدونم چکارمیکردم دربیشترموارد اشتباه خودشون وقبول دارن الا این کتک واقعا انسانها تغییر میکنند اصلا درعلم روانشناسی ممکن هست تغییر کنند دراصل خودشون دوبارموضوع وپیش کشیدن وراجبش صحبت کردن وحتی گفتند که من این حقیقت به هرخانمی گفتم فرار کرده وجواب رد بهم داده تعجب کردم شمافرار نکردی ومیخوای راجبش صحبت کنی ازلحاظ علمی اگرراهی برای شناخت بیشترهست بفرمایید تامطمن بشم حتی بامشاوره روانی قبل ازدواج هم قبول کردن تشکرمیکنم که راهنمای ارزنده وتجربه کاری وعلمی تون رودراختیار مامیزارید سپاسگذارم
1403/08/09

سوال 995564

سلام - پسر 27 ساله تهرانی هستم- با یک خانم در دوره آشنایی به مدت دو جلسه صحبت کردم و نقاط اشتراک زیادی داشتیم . اما دو تضاد داریم. اولا ایشان گفتن که در مواقع خشم، ابراز خشم را به صورت فریاد زدن انجام میدهند؛ درحالی که من به شدت از فریاد شنیدن بدم میاد و فرد آرام و صلحجویی هستم. دوما در خانواده ایشان، یک سری آداب و رسومی وجود دارد که برای ما متفاوت هست. مثلا پدرشون هر سال به مناسبت روز زن برای همسرشون و برای تولد دخترشون طلا میگیرن. در جریان صحبت، بهم گفتن که چنین رسمی را از همسرشون(برای تولد) نیز انتظار دارن و اگر همسر مشکل مالی داشته باشه، براشون قابل درک هست؛ اما مخالفت با این موضوع باعث ناراحتیشون میشه. درحالی که در خانواده ما، به ارزش معنوی هدایا بیشتر توجه میشه و پدر و مادرم با یک شاخه گل هم از هم دیگه قدردانی میکنن. آیا بنظرتون این کیس باید رد شود؟
1403/06/30

سوال 995345

سلام من 30 سالمه اعتیاد به فضای مجازی وجنس مخالف دارم بسیار آدم استرسیم، نسبت به حرف های آدما بسیار حساس وزودرنج هستم زودقهر میکنم یجورایی مودیم زود ریکشن نشون میدم وزودگریه میکنم یکی میگه بالای چشت ابروعه گریه م میگیره حالت گارد وجبهه نسبت به حرفای آدما دارم وزودعصبی میشم.دلشوره م همیشه همراهه منه
1403/06/10

سوال 995195

سلام وقتتون بخیر، من 37 سالمه مجردم بعضی اوقات زود عصبانی میشم تو اون لحظه تند میشم و صدام جوری میشه که انگار میخوام دعوا دا‌شته باشم، دقیقا وقتی موضوعی رو طرف مقابل درک نمیکنه و جوری رفتار یا حرف میزنه که احساس میکنم عمدا خودشو به ندونستن میزنه، و از اینکه بعضی مسائل ساده رو درک نمیکنن و واقعیت و صداقت ندارن من رو عصبی میکنه، یا وقتی حس میکنم طرف مقابل خودشو زرنگ فرض میکنه عکس العمل نشون میدم، و بعضی اوقات همین تند شدنم جاهای که حق با منه جوری وارونه میشه که خودم اون شخصی میشم که سرزنش میشه و این حس خیلی بدی بهم میده، جاهایی هم که ببینم حقی ضایع میشه حتما دفاع میکنم و توی هرشرایطی که باشه و هر شخصی که باشه، حرف رو رک بهش میزنم، توی جامعه ما هم که میدونید کسی که از حق دفاع میکنه میشه اون آدم بده،چون که دخالت کرده، بنظرتون من باید توی رفتارم تجدید نظر کنم و یجور بیخیال باشم، این رفتار من اشتباس، ممنون میشم توضیح بدید
1403/04/23

سوال 994492

با سلام و خدا قوت<br>من و همسرم 9 سالی هست که ازدواج کردیم و یک فرزند دو سال و نیمه داریم<br>هر دو با هم برای زندگیمون تلاش می کنیم و هیچ وقت بحث مادی و... بینمون نبوده هر چیزی داریم با تلاش خودمون بوده.<br>همسرم شاغل هست و دخترمون هم بسیار شیطون (البته طبیعی). مدتی هست که همسر من خیلی زود عصبانی میشه و واقعا حس خستگی و درماندگی روی زندگیمون تاثیر گذاشته<br>من چه راهکاری میتونم داشته باشم که زندگیم روی دور خوب بچرخه و مشکلای اساسی پیدا نکنیم<br>
1402/12/05

سوال 993104

سلام 8ساله ازدواج کردم دوتا بچه هم دارم ولی افسردگی ونشخوار فکری شدید دارم که میزنم زیر گریه از همه دوری میکنم حوصله کسی رو هم ندارم زود به همه میپرم دیگه خسته شدم ازاین وضعیت دلم میخواد شاد باشم ولی نمیتونمیتونم انگار چیزی جلومو میگیره توروخدا بگید چیکار کنم از زندگی نا امید شدم
1401/12/23

سوال 25555

سلام من خیلی زود عصبانی میشم
1401/06/31

سوال 19511

با سلامیهو عصبانی میشم هرچی هم جلومه بااید خورد کنم تا اروم بشم
1401/06/17

سوال 19255

سلام خسته نباشیدببنید من یه اخلاقی دارم که هرکی هرچی بهم میگه زودی عصبانی میشم حتی پدرم یا مادرم صلاح منو میگناا اما من زودی عصبانی میشم البته من بهشون چیزی نمیگماا خودمو بروز نمیدم که عصبانی شدم هیچی هم نمیگم فقط میخندم اما از درون ناراحت میشم فکر اینکه من فرزند خوبی نیستم برا پدر مادرم اینکه من به هیچ دردی نمیخورم از اینجور فکرا به ذهنم میاد اینکه این زندگی دیگ بدرد نمیخوره حتی فکر خودکشی هم میکنم این ایراد از کجاس خواهش میکنم کمکم کنید

صفحه 1 از 2