پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/19

استرس

سلام وقت بخیر من ب تازگی با اقایی اشنا شدم برا ازدواج که ایشون عنوان کردن که ۱.۵سال پیش بخاطر اتفاق خفت گیری دچار استرس شدن و تراپی هم انجام دادن و متخصص با نقشه برداری از مغز و سی تی متوجه ۸۰ درصد مغز استرس گرفته الان دارو درمانی دارن و میگن بهتر شدن و بعد ی مدت نیاز به دارو نیست من نمیتونم تصمیم بگیرم امکان داره راهنمایی بفرمایید با اینجور ادم ازدواج مشکلی پیش نمیاد؟؟؟؟؟؟؟
1404/07/14

استرس

سلام وقت بخیر من همیشه استرس دارم و احساس میکنم کنترل زندگی از دستم رفته. چه توصیه دارید برای اینکه آرامش بیشتری داشته باشم
1404/06/30

خجالتی هستم همه اذیتم کردن و به هم استرس دادن

خجالتی هستم آقا بالای 30 بیکار و فقیر و بی پولم همه اذیتم کردن گفتن بی عرضه و به درد نخور نذاشتن به زبان بیام یا نظری بدهم یا تجربه و مسولیتی داشته باشم مانع پیشرفت و موفقیتم شدن مطمئن هستم اگر اذیتم نمی‌کردن الان تو اروپا دکترا داشتم و پولدار بودمهمه اذیتم کردن ۲۴ساعته به هم استرس دادن گفتن بی عرضه و به درد نخور هستی بیست سالگی کلی دکتر متخصص و معروف و روانشناس رفتم برای خجالتی بودنم که بجای کمکم کنند از قصد هیچ درمانی برام انجام ندادن و از قصد با هم بدرفتار کردن و کاری کردن خیلی بدتر شدم و افسردگی شدید گرفتم چند سال و اینکه همیشه در زندگی عجله و نگرانی داشتم مثلا همیشه گارد استرس داشتم که اذیتم و مسخره ام میکردن اماده باشم علت اصلی خجالتم این می‌دونم که چون وقتی همه اذیتم می کردن و به هم استرس میدادن گارد می‌گرفتم و این باعث شد که خجالتی و استرس داشته باشم ولی چون در همه جا و همه لحاظ حتی یک دقیقه هم در همان نمیگذاشتن آرامش داشته باشم و به هم استرس میدادن نتونستم از گارد استرس دربیام همه جا نذاشتن آرامش داشته باشم واقعا کسی کمکم نکرذه کلی دکتر روانشناس معروف و متخصص روان درمانی سالها پیش که رفتم واقعا کمکی نکردن و رفتار بدی با هم کر پ باعث شدن بدتر شدم فقط دنبال پول بودن که جلسات زیادی برم ولی من پول جلسات بیشتر از دوتا نداشتم حداقل یک جا ارزان معرفی نکردند بلاهای سرم اومده دهه هشتاد شمسی ولی کسی کمکم کرده بودن الان اروپا دکترا داشتم و پولدار بودم
1404/06/01

اذیت روانی پدرومادر

سلام دختر25ساله که هستم که میخوام ازدواج کنم پدری دارم که مشکل روانی داره و مادری که همراه او کارهای اشتباه می‌کند آن پسر هم نمی‌دانم مرا برای ازدواج می‌خواهد یا رابطه های دیگری درهرصورت وقتی میخواهم به دیدن او بروم بسیار استرس واضطراب میگیرم ترس ازاین دارم نذارند بروم جلویم را بگیرند گوشی ام را بگیرند مراآزارواذیت روانی وجسمی ضرب وشتم کنند چکارکنم😭😔
1404/05/13

اضطراب پنهان

سلام و رحمت..بنده پسرم ۲۲ساله هستم،خیلی هم خون گرم هستم ولی یه مشکلی که داشتم از کودکی اینه که در مسئله‌ای اگر کمی استرس زا باشد بنده اضطراب و استرسم نزدیک به نقطه اوج می‌رسد یا گاهی اوقات بی خود و بی جهت استرس و اضطراب درونی دارم و سر یک مسئله کوچک تحت فشار روحی قرار میگیرم و میخوام از کوره در برم، بخاطر همین هم دقیق نمیتوانم درس بخوانم و مطالعه کنم و دوست هم ندارم خودم رو معتاد به قرص ها کنم..
1403/11/07

سوال 996211

سلام وقت به خیربنده حدود 36 سال دارم شغل ازاد و مدرو تحصیلی کارشناسی ارشدمن مشکلی دارم اینه اصلا تمایلی به ازدواح ندارم به هیچ عنوان و دلیلش اینه یک بیماری ژنتیکی دارم و این موضوع خیلی اذیتم مکینهبیماری ما نوع های مختلفی داره و یک انجمن دارد به اسم نورو فیبوماتوز ولی من نوع خیلی خیلی خفیف از این بیماری دارمبیماری به این صورت چندتا لکه تو بدنم هست و امکان دارد این لکه ها به صورت 50 درصد وراثتی به جنین نوزاد در اینده انتفال پیدا کنه و الان میخوام یا یک نفر اشنا بشم نمیدونم این موضوع کی مطرح کنمچندین نفر میگن در جسلات سوم یا دوم مطرح بشهو حتی نوع گفتنش من نمیدونم به چه صورت بگم که هم باعث رعب وحشت نشع و هم کلی گفته بشه دینی گردن من نباشد
1403/11/06

سوال 996196

باسلاممن در مورد شغل وکالت راهنمایی میخواستم. آیا ممکنه من پروانه وکالت رو بگیرم ولی تو حوزه خاصی کار کنم و بیشتر مشاوره بدم؟ چون نمیخوام تنش و استرس بالایی رو متحمل بشم. و اینکه آیا فشار و تنش این کار برای خانم ها غیرقابل تحمله؟ یا با تهدیدهای زیادی روبرو میشیم؟ من بهش علاقه دارم ولی از این بابت تعدادی از وکلامن رو ترسوندن. اگه نرم سمت وکالت چیکار میتونم بکنم؟ ایا درسته سردفتری مثل کارمند سازمان ثبت محسوب میشه؟ بجز اینها چیکار میتونم بکنم که شغل آزاد باشه و مرتبط با رشته ام؟ و امنیت شغلی هم داشته باشم.
1403/10/23

سوال 996101

سلام وقت بخیر ببخشید من صورتم رو شستم و با حوله خشکش نکردم قطرات از صورتم می ریخت رو زمین که یهو لب بالاییم کشیده شد و مزه خون میداد و من به اشتباه لبام رو به هم تماس دادم الان به شک افتادم که حتما رطوبت لب پایینیم با اون رطوبت نجس لب بالاییم مخلوط شده و ریخته رو زمین و همه جا رو نجس کرده می خواستم از شما هم بپرسم من باید چیکار کنم
1403/10/19

سوال 996077

سلام ۹۹۶۰۳۲ شماره پیگیری سوالیه که لطف کردین جواب دادید من یه ابهامی برام به وجود اومد اگه ببینیم که از رو مدفوع اب ترشح میکنه هم چون امکان وارسی نیست ببینیم ترشح تغییر رنگ داده یا نه بازم می تونیم پاک بگیریم چون تو سوال قبلی گفته بودم که احساس ترشح کردم ایا فرقی می کنه؟اقای شاه جعفری سوال قبلی رو جواب داده بودن اگه میشه ابهامم رو رفع کنید
1403/08/18

سوال 995625

با سلام- در ابتدا از صمیم قلب از تمامی مشاورین پرسان ممنونم و به همه شما مدیونم.و اما در ادامه : من حدود سه هفته به طور مداورم با فشارهای متعددی روبرو شدم از جمله : دو جلسه آشنایی با یک خانم (مطمئن نیستم به نتیجه برسه) ، درگیری با فشار تحصیلی (مقطع دکترا و همزمان تدریس) و همچنین تنش‌هایی در خانواده که بیشتر ناشی از شرایط تهدیدآمیز قبل از حمله اسرائیل بود (و نگرانم که این وضعیت بازهم برگردد). با گذشتن بخش خوبی از این اتفاقات (بجز تدریس و تحصیل) ، حدود ده روز هست که احساس میکنم خیلی خسته هستم و بعضا حال و حوصله کارهایی که قبلا با لذت انجام میدادم رو ندارم (مثل باشگاه رفتن و حتی آماده شدن برای کلاس دانشگاه) و دائما ساده ترین کارهایم رو به تعویق می اندازم. آیا بنظرتون دچار افسردگی شده ام؟ و چه کنم که مقداری انرژی ام برگردد؟ ممنون (از همه مشاورین پرسان ممنونم که در این روزها در کنارم بودن)
1403/08/04

سوال 995549

خواهر من دکتری دانشگاه تهران قبول شده 31 ساله هست. از وقتی رفته تهران میگه حافظه ام کم شده هر چی می خونم زود یادم میره و تمرکز هم ندارم. همچنین خوابش هم سبک شده و کیفیت هم نداره و کم می خوابه. خوابگاه زندگی میکنه یه صدایی میاد زود از خواب بیدار میشه. میشه لطفا راهنماییم کنید چیکار کنه زودتر حالش خوب بشه
1403/08/03

سوال 995544

سلام- مادرم از ده روز قبل و تحت تاثیر شرایط کشور(احتمال جنگ) دچار استرس شدیدی شده است و این استرس ایشان به شدت شرایط زندگی ما رو سخت کرده. از جمله این که اصرار دارن که (همگی باهم) در آخر هفته حتما به سفر برویم و این ماجرا باعث شده است که زمان آخر هفته ما (برای جبران عقب ماندگی) به شدت محدود شود. یک بار با ایشان مخالفت کردیم و در پایان هفته دچار تنش شدیدی شدیم؛ از جمله این که با پدرم بر سر نگهداری از مادر بزرگم (مادر پدرم) در آخرهفته به اختلاف شدیدی خوردن که هنوزهم آثار آن باقی است. هر کاری توانستیم برای بهبود حالشان کردیم و تا حد 70 درصد موفق شدیم. اما کماکان سر مسافرت آخر هفته هنوز با تنش روبرو هستیم. شرایط تنشی خانواده حقیقتا من را هم بهم ریخته و به شخصه طاقت این همه مشاجره و ناراحتی را ندارم و جرئت مخالفت با ایشان را هم ندارم. بنظرتون چطور میتونم با این شرایط کنار بیام ؟

صفحه 1 از 3