

روانشناسی و سلامت روانی
۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبالکننده
سوالات این دستهبندی
1404/02/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اختلاف سنی
سلاموقت بخیر.چرا بعضی از آقایون ،اختلاف سنی 4سال رو میگن با خانم کم هستش.آقا متولد 1359و خانم متولد 1362.یا آقا متولد 1355و خانم 1362اما بعضی از آقایون عاقل و فهمیده و بالغ هستن.این اختلاف سنی رو زیاد مدنظر قرار نمیدن.به دیگر ابعاد شخصیتی میپردازن.چطور خدا این افراد رو سر راه یک دختر خانم نمیزاره
۲ پاسخ۸۹ بازدید
1404/02/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ترس از آینده
سلام آقا هستم ۲۶سالمه ، تا حالا یک بار توی رابطه رفتم و چون شرایط ازدواج نداشت طرف مقابل کات کردم چون میترسیدم به آینده اون دختر آسیب بزنم ، الان هم میترسم وارد رابطهیی بشم چون نمیدونم میتونم واقعا اون دختر رو خوشبخت کنم ، با این همه فشار آیا میتونم تو زندگی آرامش خودم رو حفظ کنم؟!برام مهمه که کسی که میاد توی زندگیم تا جای ممکن بتونم خوشحال و دور از استرس و ناراحتی نگهش دارم
۳ پاسخ۶۶ بازدید
1404/02/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سردرگمی در زندگی
سلام <br />سوالی که از مشاورین محترم دارم این هست که : <br />من احساس میکنم توی زندگیم نمیدونم باید چکاری انجام بدم چون یکسری مشکلات هست که به شدت به روان و ذهنم فشار میاره و اصلا نمیدونم از کجا بوجود اومدن .<br /><br />در گذشته : اوایل نوجوانی به بعد خیلی سعی کردم راه درستی انتخاب کنم و حتی به این موضوع اهمیت میدادم که هم به فکر این دنیا و هم آخرتم باشم <br />خیلی به اصول اخلاقی ، مذهبی ، حیا در جامعه و دور بودن از عواملی مثل مواد و یا هرزه بازی و کلا مسائلی که به خود شخص ضرر میزنن توجه میکردم <br />و فرد خیلی آروم صبوری هم هستم<br />اما <br />جدیدا احساس میکنم که دیگه نمیتونم اون آدم قبلی باشم هر چی سعی میکنم <br />و نمیدونم که راه واقعی و احساس آرامش در چی هست <br /><br />مسئله دوم هم این هست که خب من سعی کردم مستقل باشم و حتی به خانوادم هم خیلی کمک کردم در همه مسائل <br />اما خیلی کند پیش میره پیشرفت من در زندگی ...<br />و اینکه دیگه برخلاف گذشته اصلا به ازدواج و حتی پارتنر داشتن هم هیچ علاقه ای ندارم مثل قبل چون از طرف مقابلم مثل خودم تعهد و اعتماد و مسیولیت پذیر بودن رو ندیدم و بخاطر شرایط موجود که من از اول هم خودم بودم که داشتم تلاش میکردم و روی پای خودم هم هستم تنهایی که بهم آرامش میده رو بیشتر دوست دارم و عادت کردم <br />...<br />و مسئله بعدی bdsm هست که خیلی به روانم فشار وارد میکنه و کلا نمیدونم چرا این میل هم درونم وجود داره <br />از یک طرف تمایل دارم جلسات مشاوره ای که در این باره داشتم رو ادامه بدم اما با خودم میگم تو خودت رو کوچیک میکنی با این تمایلت ... <br />و بهت بد نگاه میکنن ...<br />از طرفی هم نمیتونم ازش جدا بشم<br />و نمیخوام پذیرشش کنم<br />و خیلی سردرگمم ...<br />
۳ پاسخ۴۹ بازدید
1404/02/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
خوستگار
سلام وقت بخیر من یه دختر 35 ستاله هستم . که از وقتی یادم میاد خواستگار برام میاد و متاسفانه به دلایلی که برام نا مشخص دیگه بر نمی گردن . فقط قصد دارن اما بعد از چند وقت حتی اسمشون هم نمیاد .خودم مشکلی از هیچ نظری ندارم سالم هستم. و این کار باعث میشه اعتماد به نفسم پایین بیاد
۴ پاسخ۱۲۵ بازدید
1404/02/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بی انگیزگی
سلام-دانشجوی دکترا و مدرس حق التدریس در یکی از دانشگاههای دولتی شهر تهران هستم. بنده به تدریس علاقه زیادی دارم و حتی پیش از آن که دانشجوی دکترا شوم، در این دانشگاه تدریس میکردم. تدریس را در حدی دوست داشتم که در جریان فوت یکی از عزیزانم، حالم را با حضور در کلاس خوب کردم. حدود دو ترم هست که یک درس عملی (در شاخه مهندسی) را ارائه میکنم. ترم اول بسیار تجربه بدی داشتم (به علت تجربه اول ارائه یک درس جدید) و در ترم دوم با یکسری اصلاحات جبران کردم و تجربه خوبی شد. اما در این ترم، به شدت نسبت به کلاسم بی انگیزه شده ام. کلاسم بیش از 70 دانشجو دارد که عموم آنها صرفا با انگیزه نمره گرفتن درس من را اخذ کرده اند و چون تجربه کاری دارند، ترجیح میدهند که در کلاس حاضر نشوند و روزهایی که به علت آزمونها نیاز به حضور ایشان هست، هیچ توجه و احترامی برای درس قائل نیستند. برخی از نزدیکانم ، کم تجربگی من را عامل این موضوع میدانند. از دیدن بی انگیزگی و از همه بدتر، نمره پرستی این دانشجویان به شدت عصبانی و دلخور میشوم و احساس میکنم زحماتم بی فایده است. چگونه بر این حس بد غلبه کنم؟
۳ پاسخ۵۹ بازدید
1404/01/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سبک زندگی
با سلام <br />وقتتون بخیر<br />من در روزمه و در تایم ها مختلف به مدل مطلوب زندگی خودم شک میکنم و خیلی وقت ها از این زمینه دچار استرس میشم روش مطلوبی برای درمان ان وجود دارد؟
۳ پاسخ۵۱ بازدید
1404/01/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996900
سلام روز خوش،من و بابام یه ۳_۴ سالی در زمانی که در قید حیات بودن به خاطر بی اعتمادی بی دلیل و محدودیت هایی که داشتن میونمون زیاد خوب نبود و خیلی وقتا بحثمون میشد سر چیزایی که واقعا حقم بود مثل تفریح و بیرون رفتن با دوستام یا حتی خواهرم که متاهله الان که فوت شدن(۳سالی میشه)مامانم هر سری وقتی بحث میکنیم اینارو یاد آوری میکنه بهم و تیکه میندازه،و من واقعا ناراحت میشم و عذاب وجدان میگیرم و حس نا امنی میکنم ایا واقعا تقصیر از من بوده؟چطور با این موصوع کنار بیام
۳ پاسخ۸۰ بازدید
1404/01/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996888
با سلام.مردی هستم سی و هشت ساله.چطور ترک خود ارضایی کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.
۳ پاسخ۸۹ بازدید
1404/01/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996886
سلام . من چندساله به دلیل اعتیاد همسرم ازش جداشدم وبا پسر ۱۲سالم زندگی میکنم. یه اقایی به من درخواست ازدواج داده که اونم از همسرش جدا شده وبه فرزند داره که با مادرش هست. این شخصبسیار مهربان و با درکه. ولی موقعیت مالی مناسبی نداره. من از همون ابتدا گفتم بهش که امنیت وآرامش برای من مهمه. وقطعا این دغدغه مالی احساس ارامش رو میگیره تا حدی. و من دلم میخاد همسرم حامی کن باشه نه اینکه من دوباذه تو مشکلات اون غرق بشم. لطفا بهم بگید ایا این شخص مناسب هست یاخیر.. ادم پرتلاشی هم هست ولی از ابن شاخه اون شااخه میپره
۲ پاسخ۴۳ بازدید