سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما. من ۲۸ سالم هستش ولی اصلا دوست ندارم با شخصی ازدواج کنم که کمتر از ۹سال از من کوچیکتر باشه آیا این خواسته زیادی هست یا اینکه من نیاز به مشاور دارم در مورد علاقه به سن پاین طرف مقابلم؟؟ خواستگاری های کمی رفتم و اگر سن بالا تر بخوام میتونم انتخاب های خیلی بیشتری داشته باشم. ولی گفتم که اصلا حسی به خانم سن بالا ندارم
سلام کسی که سرمای زیاد وگرمای زیاد رو اصلا نمی تونه تحمل کنه، بدغذا هست و همیشه دچار بی اشتهاییست، اگریک شب خواب کمتر از شش ساعت داشته باشد فردا کاملا بی حوصله اس،هنگام استفاده زیاد از فضای مجازی کلافه میشه، قدرت انتقادپذیری کمی دارد،کمی زود عصبانی میشه،در بحث با دیگران اغلب سعی در قانع کردن دیگران دارد، از اینکه در بحثی مورد انتقاد شدید قرار بگیرد احساس خیلی بدی پیدا میکند، به طور کلی از بحث با دیگران هراس دارد و با وجود این گاهی وارد بحث میشود اما دل به دریا زدن نتیجه عکس می دهد و فرد کلافهمی شود. دو کار را همزمان نمی تواند انجام دهد ، برای بیشتر کارهایی که تمرکز میطلبد مثل درس خواندن، بیش از حد وقت میگذارد و به دلیل تحلیل رفتن انرژی و ندیدن نتیجه سرخورده میشود در نوشتنپاسخ سوال برای افراد حتی در مجازی ، وقت بیش از حد معمول میگذارد و دوست دارد بهترین پاسخ را بدهد و در صورت دادن پاسخ ناقص خود را سزرنش می کند از امتحانکردن راههای جدید واهمه دارد از ابتکار عملمی ترسد موفقیت های تحصیلی مثل کنکور را به سختی و بعد از تلاش بسیار بدست می آورد سابقه اضطراب و مصرف دارو دارد .در دهه سی تا چهل زندگیش هست چنین فردی دچار چه مشکلی شده است ؟
سلام پسری ۲۶ ساله هستم مجرد و درونگرا.من چند مشکل روانشناسی از جمله استرس اظطراب افسردگی اعتماد به نفس بسیار پایین کم حرف منزوی نداشتن مهارت های اجتماعی مشکل خواب و حافظه وعدم تمرکز و همچنین تنبلی هستم و تا این جای زندگی کلی به مشکل خورده ام تا به حال رابطه ای نداشتم و از ۱۰ سالگی است بیش از حد خودارضایی میکنم بسیار بی انگیزه هستم .اکثر اوقات حال بدی احساس میکنم .دوست دارم ازدواج کنم تا شایداین شرایط بهبود پیدا کنند . به معنی واقعی کلمه نمی دانم باید چکار کنم .خواهشمندم راهنمایی کاملی بفرمایید.ممنون از شما
وقتی ۵ سالم بود مامان بابام طلاق گرفتن دوران سختی داشتم تا الان تازه الانم دارم ۱۴ سالمه چند سال بدون مامان گذشته وقتی که ناراحت میشم یا اعصبانی دستمو زخمی میگنم موهامو میکشم
سلام وقت بخیربعضیها عادت دارن خودشون رو مخاطب صحبتهاشون قرار بدن و با خودشون حرف بزنن آیا این یه بیماریه؟ آیا در برخورد با این افراد باید نگران بشیم؟ آیا نیاز به درمان داره؟
سلام 8ساله ازدواج کردم دوتا بچه هم دارم ولی افسردگی ونشخوار فکری شدید دارم که میزنم زیر گریه از همه دوری میکنم حوصله کسی رو هم ندارم زود به همه میپرم دیگه خسته شدم ازاین وضعیت دلم میخواد شاد باشم ولی نمیتونمیتونم انگار چیزی جلومو میگیره توروخدا بگید چیکار کنم از زندگی نا امید شدم
خب یه مسله دیگه هم هست بعضی مواقع خودم میدونم که باید چه تصمیمی بگیرم ولی تا زمانی که شخص دیگری این خواسته را از من نخواهد یا تاییدش نکنک برایم خیلی سخت است که خودم انجامش دهم