پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/09/12

سوال 991156

چرا بعضی از انسان ها اینقدر بی لیاقت هستند.امشب دلم خیای شکست من همان دختری هستم که گفتم به خواستگارم گفتم باید یک باردیگر صحبت کنم شب جمعه آمدن و با هم حرف زدیم در حین صحبت خصوصی از من نظرم را پرسیدن من گفتم چرا نظر خودتان را نمی‌گید گفتن من از اول تصمیم خودم را گرفتم و شمارا دوست دارم من هم گفتم به من اجازه بدید فکر کنم و با خانواده مشورت کنم.وقتی که از اتاق بیرون آمدیم خانواده پسر گفتن که نطر شما چیست گفتم که باید فکر کنم گفتن که پس با ما تماس بگیرید.چون من این پسر بد به نظرم نیامدو خانواده تصمیم را بر عهده خودم گذاشته بودن گفتم که جواب مثبت بدهند خانواده گفتن که چندروز برای جواب دادن صبر کن شاید خودشان زنگ بزنند اما من گفتم نه زودتر جواب بدهیم .بعداز دوروز جواب دادیم.پسر شماره خودش را به ما داده بود مادرم گفت که به پسر زنگ بزند و بگوید به این شرط قبول کردیم که اعتیاد نداشته باشی و آدم اهل کاری باشی و تنبل نباشی اما ۳ بار زنگ زدیم جواب نداد.حالا شرایط خودشان را می‌گویم فرد کم شنوا، که ۴ سال سابقه زندگی مشترک داشتند وضع مالی ضعیف بعد سواد سیکل سن ۳۶ سال که ۱۰سال از من بزرگ تر بودن.حالا شرایط من ۲۶ ساله سواد دیپلم ،خیاط،بدون سابقه ازدواج از لحاظ جسمی سالم از لحاظ دارای خانوادگی تقریبا خوب تنها مشکل یک خال صورتی رنگ پایین گونه که با آرایش خیلی کم رنگ می شود و ارثی هم نیست.آیا این انصاف بود که خود را مشتاق نشان دهند حالا این طور رفتار کنند به من می‌گفتن که نظرشان مثبت است اما حالا این چه رسمی است حالا که من آبرویم پیش خانواده ام رفته که تو خیلی عجله داشتی حلا که آبرویم پیش فامیل ها رفت چون که معرف بودن واقعا بعصی ها خیلی آدم عقده ای هستن....
1402/08/02

سوال 989907

سلام چرا من وقتی به هرچیزی فکر میکنم‌زود استرس میگیرم
1402/07/14

سوال 989433

وقتی تنهام و کسیو ندارم خونه هم جدا از خانوادس و فرزند خوانده ام هیچ رفیق ندارم با یه خانوم بزرگتر از خودم دوست بودم اونم همش اذیتم میکرد تهمت میزد با اینکه اشتباه بود همش دعوامون بود الانم رفته دارم میلرزم و گریه میکنم ای خدا ای کاش کسی بیاد حالمو خوب کنه همش منتظرم کسی بیاد باهام باشه نیست و دیونه میشم خودکشی میخوام کنم کمک کنین
1402/07/14

سوال 989421

سلام من متولد ۱۳۸۵هستم و پدرو مادرم از هم جدا شدن و من پیش خواهرم زندگی میکنم از اینکه مادرم پیشم نیست تحت فشارم دیر به در مامانم و میبینم و همش فکرو خیال میکنم باید چیکار کنم
1402/06/22

سوال 989041

با عرض سلام و احترام.درمورد افکار تلخ گذشته که به رهنمون میاد.مثلا فردی که ضربه خیلی خیلی خیلی بدی از جمله عاطفی مالی حیثیتی به زندگیمون زده و اصلا قابل گذشت و بخشش نمیباشد.میخواهم بگویم که این افکار بد گذشته را چطور با جملات مثبت تاکیدی کمرنگ کنیم در حالی که این فرد اصلا ویژگی مثبتی ندارد.من نه میتوانم ببخشم کنه میتوانم انتقام بگیرم چون بسیار عاجز و درمانده ام از این اتفاق و افکار.لطفا یه راهکار بیان کنید.ممنون
1402/05/14

سوال 988178

سلام ، وقتی تو خیابان میروم خودم رو با همه مقایسه میکنم همه اش با این که جمع جور هستم فکر میکنم شلخته و چروکیده هستم احساس خوبی ندارم ، اگر خواستگار بیاد شروع میکنم با دخترها توخیابان مقایسه کردن اونا این طورند و......؟؟؟
1402/04/29

سوال 988013

سلام ۲۱ سالمه و ی مشکلی دارم خیلی خسته ام احساس خستگی میکنم و راستش دیه از محیط های شلوغ و مهمونی ها لذت نمیبرم و کارم شده از صبح تو اتاقم موندن و حیاط قدم زدن ی مدتیه حتی دیه حوصله کم کردن و مرتب کردن هم ندارم حتی غذا پختن رو و اگه بخوام هم انجام بدم طوری وسواس ب خرج میدم ک خودم و خسته میکنم و خب همینطور ک گفتم احساسم بیشتر وقتا خستگی‌ه میدونم ک زیاد از حد فکر میکنم و اصلا تمایل ندارن لباس رنگ روشن بپوشم جدیدا خیلی ب خودم سخت میگیرم گاها ک ن بیشتر وقتا یاد ی موضوعی میافتم از نوع خوبش نیست و همش سرزنش میکنم خودمو میخوام ک کمکم کنین تا از این چرخه خارج شم و ی خواهش دیه خواهش میکنم از من نخواین ی روزه هم فکر نکنم هم برم بیرون هم دوست پیدا کنم هم مهمونی برم و لباس شاد بپوشم راسی ت این راستا ی گربه گرفتم تا وقتمو با اون بگذرونم میگن افسردگی رو خوب میکنه اما من نمیدونم ایا اینا بخاطر درونگرا بودنمه یا افسردم و اینم بگم ناراحتم ک شغل و درامدی ندارم اکثرا بخاطر این موضوع خودمو سر زنش میکنم
1402/04/10

سوال 28671

سلام و احترام، پس ۲۲ ساله هستم. قبلاً خیلی دورنگرا و خجالتی بودم، ولی الآن خدا رو شکر با رفتن در اجتماع و مشاوره مشاور ها و مادرم و کمک دوستانم تا ۷۰ درصد بهتر شدم. ولی هنوز از رفتن به مهمانی‌های شلوغ و مجالس (مخصوصاً مجالسی که خیلی آشناهایم توش نیست) می‌ترسم و اکثر موارد نمی‌تونم برم. مثلاً نمیتونم عروسی دوستم برم، چون افرادی که تو مجلس هستند فامیلم نیستند. برای رفع این ترس چه کار کنم؟
1402/03/30

سوال 28270

ببخشید دانشگاه هم یبار سرکلاس استادی احساس گرما و عرق سرد کردم از کلاس خارج شدم و هربار که این کلاس می رفتم این اتفاق تکرار می شد ولی همون ساعت کلاس استاد دگه ای می رفتم حالم خوب بود و چنین اتفاقی برام نمیافتاد فقط همون کلاس و استاد اینجور بودم واقعا نمدونم چرا گاهی این حالت بهم دست میده
1402/02/14

سوال 27056

سلام مامانم پارکینسون داره و پدرم فوت کردن و تنها با مادرم زندگی می کنم... مامانم ی وقتایی از اینکه دزد بیاد میترسه و گاهی میگه از حیاط صدا پا و.. میاد درصورتیکه هیچی نیست من نگران این توهم مامانم هستم.. چکار کنم که اگر ازدواج کردم این نگرانی و استرس علایم بیماری را بیشتر نکنه و اگر با داداشم بخاد زندگی کنه میترسم فعالیت نکنه بیماریش حادتر بشه..لطفا راهنمایی کنید... تشکر
1401/11/07

سوال 23709

سلام من ۳۵ سالم هست مشکلی که دارم .اینه که انعطاف پذیری ندارم . به خصوص در محل کار چیکار کنم . خیلی زود جبهه میگیرم .خانم هستم

صفحه 2 از 3