پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

هیچکس هیچ فردی هیچ شخصی هیچ احد الناسی تو این دنیای لعنتی و تو این زندگی نکبتی منو دوست نداشته نداره و نخواهد داشت!!! چون تمام دختران و زنان الان فقط پول و سکه و مهریه و طلا و خانه و ماشین شاسی بلند آخرین سیستم را دوست دارند و فقط عاشق همین چیز ها می شوند و لا غیر!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم شربیانی

من یک جوان 28 ساله مجرد و بسیار بسیار تنها و منزوی و گوشه گیر و به شدت دور از اجتماع و جامعه هستم و ترس و وحشت بسیار زیاد و خشم و عصبانیت و کینه و نفرت به شدت زیاد و بی اطمینانی و بی اعتمادی بسیار زیاد نسبت به تمام ها آدم های جامعه و کوچه و خیابان دارم به خصوص و به شدت نسبت به تمام زن ها و دختر ها! بیزارم نفرت دارم ازشون! علی رغم این موضوع مجردی و تنهایی به شدت وسیع و کشنده و ارتباط و رابطه نداشتن با هیچ دختر و زنی تا بحال منو عذاب میده و شکنجه روحی روانی عصبی میکنه و من فشار و عذاب عصبی روحی روانی عاطفی و جنسی بسیار شدید و کشنده و نابود کننده ای رو دارم سال های سال تحمل می کنم!!! از سن 14 سالگی تا حالا 28 سالگی!!! به نظر خودم هیچ راه نجات و خلاصی جز خودکشی برای من وجود نداره!!!
1404/02/30

مشاوره

سلام من خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی شرایطش رو ندارم 33سالمه الان از بس رمان خوندم دیگه مغز قاطی کرده عصبی میشم میزنم تو سر خودم باید چی کار کنم که فکر ازدواج از سرم بپره چون می‌دونم با این شرایطم کسی حاضر نمیشه منو بگیره یه جایی که مشاوره رایگان بدن تلفنی باشه سراغ ندارین
1404/02/30

در جواب سرکار خانم آرزو شربیانی

باید خدمت شما عرض کنم که متاسفانه این اورژانس اجتماعی 123 و مشاوره بهزیستی 1480 فقط و فقط در حد حرف و کلمه و باد هوا هست!!! بار ها و بار ها و چندین و چند بار باهاشون تماس و ارتباط داشتم اما دریغ از کوچکترین کمک و یاری و همکاری و مددکاری!!! اصلا به هیچ عنوان و به هیچ وجه من الوجوه به مسائل و مشکلات و گرفتاری ها و ناراحتی های مراجعین شون از جمله خودم که بسیار بسیار خودم تجربه کردم اصلا و ابدا کوچکترین کمکی نمی کنند و هیچ گونه پیگیری و رسیدگی و تشکیل و ارجاع پرونده جهت رسیدگی و مشاوره و مددکاری انجام نمیدن!!! منم دیگه خسته شدم از همشون!!! و بسیار عصبانی و نا امید هستم ازشون و کاملا نا امیدم کردن و منم قطع امید کردم ازشون و بسیار هم خستم کردن و بسیار خسته شدم!!! من دیگه الان فقط شب و روز به خودکشی و مرگ فکر می کنم و صد در صد قصد انجام دادنش رو دارم به روشی که احتمال مرگ قطعی باشه!!! من دیگه جز مرگ و مردن به چیزی فکر نمی کنم و آرزویی جز مرگ و مردن ندارم!!!
1404/02/30

میخوام خودکشی کنم!

به طور بسیار جدی و خیلی زیاد به خودکشی فکر می کنم و به طور قطعی و حتمی قصد انجام دادنش رو دارم!
1404/02/24

احساس خلأ..

سلام وقت بخیر<br />نمیدونم از کجا شروع کنم من یک دختر 25 ساله هستم که در 11مرداد وارد26 سالگی میشم...<br />همه اطرافیانم اکثرا ازدواج کردند،خودم ادم ازدواجی نبودم ولی این شرایط باعث شده یک واهمه تو وجودم ایجاد بشه که سنم داره میره بالا، و دیگه موقعیتی مثل موقعیت های قبل برام پیش نمیاد، هرچند موقعیت های قبلم هم تعریف آنچنان نداشت، من هنوز ادم زندگی خودمو پیدا نکرده بودم.. این احساس خلا و تنهایی باعث شد به روان پزشک مراجعه کنم تجویز دارو.. شدیدا افکار خودکشی در سرم پرورش داده میشه، میگم که چی.. تهش که چی.. من تو روستا زندگی میکنم.. شرایطم هم باعث تشدید این اوضاع میشه، دختر منزوی نیستم همیشه تو دانشگاه فعال بودم، همه جا میرم منتهی باز اون حس مبهم تو وجودمه. نکنه دیگه هیچ وقت سرسامون نگیرم.. میترسم.. میترسم از خودم.. میترسم از زندگی..
1404/02/18

راون درمانی

تا حالا چهار بار خودکشی کردم فقط به مرگ فکر می کنم
1403/12/18

گیر کردم

من چند ساله تو یه شرکت کار می‌کنم و احساس می‌کنم دارم درجا می‌زنم. نه جرأت استعفا دارم، نه حال ادامه دادن. چیکار کنم؟
1403/12/15

کمک کمک

سلام. خسته شدم. نمیدونم چکار کنم. چرا گاهی حس می‌کنم همه چیز تکراری شده و هیچ‌چیزی دیگه خوشحالم نمی‌کنه؟ حتی کار و بیزینسی که دوستش داشتم و خودم راه انداختم. کسی که عاشقش بودم دیگه کنارش شاد نیستم مدتیه. دارم دیوونه میشم تو رو خدا کمکم کنید.
1403/12/14

وسواس دارم

چند ساله با وسواس شست‌وشو درگیرم. اوایل فکر می‌کردم یه عادت بد یا احتیاط اضافه‌ست، ولی الان می‌فهمم یه چیزی عمیق‌تره. مثلاً وقتی می‌خوام وضو بگیرم، یه بار برام کافی نیست. هی شک می‌کنم که آیا درست شستم یا نه، برمی‌گردم دوباره از اول. گاهی تا نیم ساعت فقط درگیر وضو گرفتنم. توی دستشویی هم همین‌طورم؛ اونقدر می‌شورم که پوستم می‌سوزه، ولی باز حس نمی‌کنم تمیز شدم. این موضوع خیلی خسته‌م کرده. هم وقتمو می‌گیره، هم انرژی‌مو، هم احساس گناه و سردرگمی دارم. خانواده‌م می‌گن حساس نباش، ولی نمی‌تونم بی‌خیال شم. به‌نظرتون این واقعاً وسواسه؟ درمان داره؟ اگه مشاوره برم، واقعاً کمکم می‌کنه یا فقط حرف می‌زنن؟ ممنون می‌شم راهنماییم کنید.